تبليغاتX
۩۩ بزرگترین وب طنز در بلاگفا ۩۩

۩۩ بزرگترین وب طنز در بلاگفا ۩۩

سخن آخر

لعنت به این فیلترینگ که بی دلیل این وبلاگ فیلتر کرده جالبم اینجاست که کسی جوابگو نیست

بگذریم می خواستم آدرس جدیدمو بهتون بگم روی عکس کیلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:26  توسط افشین  | 

جوک های قزوینی

قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع کن، قزوينه ميگه داداشت خوبه ؟؟                                    

 


يه روز قزوينيه مياد تهران عروسي بر ميگرده شهرشون بهش ميگن عروسي چطور بود ميگه عجب عروسي بود پسرها با مردها قاطي بودن


توي قزوين بازي بيليارد مجانیه . . . . . ولی در عوض تماشاي بازي 3500 تومانه


اگه با یه قزوینی افتادی تو کوچه بن بست سه راه داری :آب بشی بری تو زمین - دود بشی بری تو هوا - دستتو بزنی به دیوار و توکل کنی به خدا


قزوینیه میره نماز جمعه، همه میرن رکوع می بین قزوینه وایساده داره شعر میخونه: منو این همه خوشبختی محاله محاله


یه قزوینیه یه ک..ن میذاره تو ویترین قیمت می ذاره 2 میلیون تومان .میگن چرا اینقدر گرون؟میگه ماله یه خانوم دکتر بوده فقط باهاش می گوزیده


قزوینیه میره نماز جمعه از خوشحالی سکته میکنه


ضرب المثل قزوینی: اگر رفیق، رفیق باشه، آدم منت زنشو نمیکشه


میدونی تو قزوین ملت شب های جمعه چی نذری میدن؟؟؟... وازلین


قزوینیه وارد یك جمع میشه، با همه از دم روبوسی میكنه به جز یك نفر كه فقط باهاش دست میده. یارو شاكی میشه، میگه: چرا منو ماچ نكردی؟! قزوینیه میگه: بالام تورو گذاشتم بك...م


قزوینه میاد به دوستش میگه یه هفته هست که سکس نداشتم!!! دوستش میگه: مگه خانومت پریوده؟!!! قزوینه میگه نبابا اسهال داره!!!!


اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!... تو که کاری از دست بر نمیاد.... پس سعی کن بهت خوش بگذره!!!


یك بابایی رو تو قزوین میندازن زندان، روز اول هم سلولیش ازش میپرسه: بالام جان، ‌بچه ...ردی افتادی این تو؟! یارو میگه: نه آقا این حرفا چیه؟ من هیچ وقت همچی كاری نمیكنم! قزوینیه میگه: خوب پس حتما اوا ...ردی؟! باز یارو میگه: نه برادر، چی میگی؟! قزوینیه میگه: نكنه پیرمرد ...ردی؟! یارو میگه: آقای عزیز عفت كلام داشته باش، این حرفا یعنی چی، من جرمم سیاسیه! قزوینیه میگه: آهــان! بالام جان فهمیدم، رئیس‌جمهور
!!!ردی...


از قزويني مي‌پرسند: آپانديس كجاست؟. قزويني ميگه: از باسن كه وارد بشي، اولين بن بست، دست راست


به قزوینیه میگن چرا زن نمی گیری میگه هنوز برادر زن دلخواهم رو پیدا نکردم


قزوينيه ميميره, به علت عظمت معامله، هركار ميكردن نميتونستن تو قبر جاش بدن. دَست آخر ...ير آقارو ميبرن و ميکنن تو مقعدش و بعد هم خاکش ميکنن. چند وقت بعد زنش مياد پاي قبرش ميگه: مَرد يادته ميگفتم کلفته؟! حالا بـِکـِش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 1:47  توسط افشین  | 

جوک

سوال كنكور آزمایشی یکی از موسسات کنکور آبکی : دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود؟

 

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نگاه میکردن.

انگلیسیه میگه:  چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند!
فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم در حال عشقبازی!! حتماً فرانسویند!
ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن!  تازه، حتما فکرمیکنن توی بهشتن!!! نه بابا اینا صد در صد ایرانیند!

 

خطیب جمعه:   اگر امروز شما می بینید یوزارسیف تن به خواسته آن زن نمیدهد اینها همه از برکات نظام  است.

 

مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد!

مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد.
زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود!!!

 

پسر غضنفر رتبه اول کنکور رو میاره بهش میگن چه کار کردی؟
میگه روزی 25 ساعت درس می خوندم!
میگن مگه میشه؟
میگه آره: صبح یک ساعت زود تر بیدار می شدم!!!

 

زن تو زندگیت مثل ویروسه!!!
اگه وارد زندگیت بشه:
1. جیباتو Search می کنه!
2. پولاتو Delete می کنه!
3. خانوادتو Edit می کنه!
4. ارتباط با دوستاتو Cut می کنه!
5. دفترچه تلفن موبایلتو Scan می کنه!
6. خوشیاتو Cancel می کنه!
7. آخرش هم مخت Hang  می کنه!!!

 

سير تكاملي مردان از نظر زنان:

15 سالگي = بزغاله
18 سالگي = نخاله
25 سالگي = باحاله
35 سالگي = آخر حاله
45 سالگي = بي حاله
55 سالگي = تاپاله
65 سالگي = مچاله
75 سالگي = تفاله
85 سالگي = زباله

 

از يك رياضي دان ، مهندس و فيزيك دان مي خواهند تا بررسي كنند آيا تمام اعداد فرد اولند

رياضي دان مي گويد:
3 اول است ، 5 اول است ،7 اول است ولي 9 اول نيست.پس يك مثال نقض داريم و قضيه درست نيست.
مهندس مي گويد:
3 اول است ، 5 اول است ، 7 اول است ، 9 اول است ، 11 اول است.خوب همه ي اعداد فرد اول هستند.
فيزيك دان مي گويد:
3 اول است،5 اول است،7 اول است،9 خطاي آزمايش است ،11 اول است و خوب با دقتي كه داريم ، مي توانيم بگوييم همه ي اعداد فرد اولند.

 

 جامی در محفلی این شعر را می خواند:
بس که در جان فگار و چشم بیدارم توئی
هر که پیدا میشود از دور پندارم توئی
یکی گفت اگر خری پیدا شود چی ؟ جامی گفت باز پندارم توئی !!

 

 قلب پسرا مثل پارکينگي است
که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نمي شود
و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است
که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد

 

یک ايراني در فرانسه مشغول رانندگي در اتوبان بوده و ناگهان متوجه ميشه که خروجي مورد نظرش رو رد کرده…
لذا به عادت ديرينه ي ايراني ها، ميزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع ميکنه به برگشتن به عقب!
اما در همين حال با يه ماشين ديگه تصادف ميکنه…
پليس مياد و اول با راننده ي فرانسوي صحبت ميکنه و بعد مياد سراغ ايرانيه و بهش ميگه:
“ما بايد اين آقا رو بازداشت کنيم،ايشون اونقدر مسته که فکر ميکنه شما”
داشتي دنده عقب ميرفتي!

 

قانون 39 نيوتن: "قانون بقاي عشق در پسرها"

عشق در پسرها از بين نميرود، بلكه از دختري به دختر ديگر منتقل ميشود!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 23:48  توسط افشین  | 

اس ام اس های جدید

*يك روز يك زن و مرد رشتي مي رن مكه. مرده ميره مروه زنه ميره صفا!!!*

*به اصفهانيه ميگن با کالسکه جمله بساز ميگه اين سيب کالس که*

*يه روز يه كاميون گلابي داشته مي رفته يه گلابي از توي كاميون پرت ميشه پايين! بقيه گلابيا ناراحت ميشن و ميان براش دست تكون مي دن میگن خداحافظ گلابي!) و اون گلابي هم براي اونا دست تكون ميده و ميگه خداحافظ گلابياااااا! (اينم با حزن بخونين)*

*یه خانومه توی دلش نی نی داشته میبینه 9 ماه گذشته بچه هاش به دنیا نمیان(دو قلو بودن).بعد میره دکتر میبینه پسره بند ناف رو انداخته دوره گردن دختره و میگه جون آبجی نمیزارم لخت بری بیرون. *

*غضنفر میره دستشوئی زنانه میگیرنش میگن کوری نمیبینی زنونست؟ میگه من چکار کنم اونجا نوشته زنا نه اونطرف هم نوشته مردا نه*

*تو قزوين معلمه به شاگردش می گه : بچه جان تو اينجوری قبول نمی شی نه کلاس می آی نه باغ!!*

*يه ماره روسري ميزاره ميگه من كبرام.*

*رشتيه به زنش مي گه پاشو يه قرص واياگرا بيار مي خواهيم امشب حال كنيم زنه ميگه: اووو همه اش ۲ تا مونده آنهم مال مهمانهاست*

*رشتي واسه دوستش تعريف مي كرده : تهران عجب جاي خوبيه از توي ترمينال مي آن دنبالت بهترين رستوران مي برنت شب هم بهترين هتلها مي برن. البته من نرفتم خانم تعريف كرده*

*یارو زنشو می کشه ميره مرحله بعد*

 *يه روز يه یارو داشته خلاف می رفته. پليس نگهش می داره ميگه : گواهينامه کارت بيمه کارت ماشين . یارو ميگه : وااای...با همه اينا جمله بسازم؟*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 16:0  توسط افشین  | 

جوک

تابلوهاي بين راهي در 5 کيلومتري شهرها... قم : لطفاً با وضو وارد شويد!... قزوين: لطفاً با رکو وارد شويد!... رشت: از غيرت خود بکاهيد!... آبادن: پاريس 5 کيلومتر!... تبريز: پايان تمام محدوديتها

 

قانون 20 نيوتون : اگه تو خيابون داشتين راه ميرفتين يه دفعه يه چيز گرم و نرم رو سرتون احساس کردين شک نکنين که از اون بالا کفتر ميايه .

 

بچه اصفهاني نمره بيست مي گيره . باباهه  مي زنه تو گوشش بهش ميگه : کره خر توکه با 10 هم قبول مي شدي . لازم بود اين همه خودکار مصرف کني ؟

عجايب هفت گانه ي ايران:1)ترک عاقل 2)اصفهاني بخشنده 3)رشتي با غيرت 4)تهروني با معرفت 5)يزدي با شهامت 6)لر با شخصيت 7)عرب با تربيت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:19  توسط افشین  | 

sms خنده دار

۱.میدونی M T N ایرانسل یعنی چی؟
یعنی مردم تلفن ندیده


۲.ایرانسل: مشترک گرامی! موجودی شما رو به پایان نیست، ولی خفه مون کردی! چقدر اس ام اس بازی می کنی؟ چه غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم!

۳.زندگي بدون عشق يعني شلوار كردي بدون كش


۴.دوستي من و تو مثل ميخ طويله ميمونه كه هيچ خري قادر به كندن اون نيست !!!

۵.لقمان هر وقت دلش مي گرفت با خرش حرف ميزد ، كجايي دلم گرفته !!!

۶.از خدا برکه ای خواستم
به من دریا داد
از خدا بوته ای خواستم
به من جنگلها داد
از خدا سنگریزه ای خواستم
به من ساحلها داد
از خوشی خسته شدم
از خدا مشکلی خواستم
به من شماره ات را

۷.ميدوني usa
مخففه چيه
يونجه زار هاي سر سبز آذربايجان

۸.يكي بيد يكي نبيد، 3 تا درخت بيد كه 2 تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد، اوني كه بيد نبيد، وسط اون دوتا كه بيد بيد بيد


۹.لوتي ترين اس ام اس سال!!!
زنگ درخونتم هركس تو رو بخواد بايد منو بزنه!!!

۱۰.امروز روز جهاني بلاياي طبيعي است روزت مبارك "بلا"

۱۱.جديدترين جمله هاي عاشقانه: تو رو از کارت سِوختم هم بيشتر دوست دارم! حاضرم ليتر ليتر بنزِينم رو به پات بريزم

۱۲.كي چه ماشيني سوار ميشه :
نانواها : آر دي
قزويني : پيكان
زنداني : فراري
شلخته : چروكي چيف
دختراي خراب : ماكسيما
عرب : كيريسيدا
مجنون : ليلاند
ولكاي آبادان : كامارو
قماربازا : رنو??
رشتيا : آووودي

۱۳.لبخند رو هیچ وقت ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن ! ممکنه که داغون بشی حسن! نیشتو ببند حسن!!!

۱۴.وقتي اومدم آن چنان حالتو ميگيرم
كه نفست بند بياد از ترس پاهات بلرزه
هم چين آبروتو مي برم كه سرتو بالا نياري
من قبض موبايلتم

۱۵.شنا بلد نیستی؟؟؟ دلتو به دریا نزن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 14:57  توسط افشین  | 

اس ام اس عاشقانه

میگن خدا ابر رو گریه میندازه تا گل بخنده ، پس هر وقت بارون اومد یادت نره بخندی

به لوتی میگن آب بده ، دریا میده

بهش میگن گل بده ، گلستان میده

بهش میگن معرفت ، عشق ، صفا ، صمیمیت بده همش شماره تو رو میده

 

تست معرفت:

اگه دوسم داری یه جوک برام بفرست

اگه عاشقمی بهم زنگ بزن

اگه برات مهمم یه اس مس خالی بده

اگه از من خوشت نمی یاد هیچ کدوم و انجام ندهآسمان با دیگران صاف است و با ما ابر دارد .

می شود روزی صاف با ما اما صبر دارد

سلام از شرکت فرش مزاحمتون میشم

اجازه میدین دلمو فرش زیر پاهاتون کنم

سلام میشه شماره حساب قلبتون رو بدین

آخه می خوام کمی محبت بریزم به حسابتون

 

 

خوش بخت ترین پسر کسیه که اولین عشق یه دختر باشه

خوش بخت ترین دختر کسیه که آخرین عشق یه پسر باشه

|------|.

| o.

| \|/

| JL

|

|

ببین از بس بهم اسمس ندادی خودمو دار زدم

* * * * * * * *

* * * *

* /-/ *

/-/

/-/

/-/

سلام خوبی؟ شب شده نردبون گذاشتم بری سر جات بخوابی(ماه من)

>-->-o

o-<--<

>-->-o

>-->-o

o

<|> این منم

\/

اون بالایی ها هم اونایی اند که به تو نگاه چپ کردند.

 

/),,/)

(" :")

(,,)-(..)

یه بوس بده

(/,,(/

(":" )

(,,)-(..)

یکی اینور

/),,/)

( ":")

(,,)-(..)

یکی اونور

محبت مثل سکه میمونه که اگر بیفته توی قلک دل دیگه نمیشه درش آورد اگر هم بخوای درش بیاری باید دل رو بشکنی

به هم که میرسیم ۳ نفر میشیم: من و تو و شادی

وقتی از هم دور میشیم ۴ نفر میشیم:من و تنهایی ، تو و خاطرات

۵ راه عزیز تر شدن

.

.

تو که خودت عزیز ترینی دنبال چی می گردی

قلب من در شهر چشمان شما جامانده است / قدر یک شب هم که شده از او پرستاری کنید>؟

توی زندگی قلبت اونقدر زندونی ها رو اذیت می کنم تا مجبور بشی منو بندازی تو زندون انفرادیت...

ای کاش اگه کسی به دلمون پا میگذاشت دلمون رو تنها نمی گذاشت......ای کاشاگه کسی روزی دلون رو تنها میگذاشت رد پاشو روی قلبمون جا نمی گذاشت

یکی بود یکی نبود ..... اون که بود تو بودی .... اون که تو قلب تو نبود من بودم.

.یکی داشت یکی نداشت ..... اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم

یکی خواست یکی نخواست .... اون که خواست تو بودی اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم .

/\-/\

(=^+^=)

\(\--/)

ببخشید پیشی من پریده تو موبایل شما !! آخه تا بحال جیگری مثل تو رو ندیده

میگن لبخند ربطی به مرگ نداره... ولی تو واسه من بخند تا برات بمیرم

در گورستان سلیبی میگذارم تا همه بدوننددر آنجا مرده یی هست..... پس تو هم بر گردن من سلیبی بیاویز تا همه بدونندگورستان من قلب توست

به یاد آشنایان آشنا باش .... به پیوندی که بستیم با وفا باش ... همیشه به یاد تو در خاطرم هست .... تو هم هر جا هستی یاد ما باش.

از طرف اونیکه تنهاست ... تنها اومده .... تنها میره ....تنهاش میزارن ... تنها نمی ذاره ... تنها یه آرزو داره .... اونم اینه کا تو تنهاش نذاری.عشق امانت با ارزشي ست که هر کسي تو قلبش ميزاره براي همينه که هر وقت بخواي عشقت رو از کسي پس بگيري بايد قلبشو بشکوني.

.هر وقت صداي اس ام اس گوشي ات را شنيدي فکر نکن يکي داره برات اس ام اس ميزنه بدون که يکي بيادته.

مي خواستم واسه از دست دادنت گريه کنم ولي ديدم تمام اشکهايم را براي به دست اوردنت ريخته بودم

 

هر وقت دل شکستي يه ميخ به ديوار بکوب و هر وقت دل به دست آوردي يه ميخ از ديوار در بيار . اما بدون جاي ميخ هميشه مي مونه.

 

هر کس بد ما به خلق گويد ما سينه او نمي خراشيم ماخوبي او بلند گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم.


خواب ناز بودم شبی .... دیدم کسی در می زند ..... در را گشودم روی او .... دیدم غم است در می زند ..... ای دوستان بی وفا .... غم با این همه بیگانگی ... هر شب به ما سر میزند .

 

فراموش نکن که تو برای دنیا یک نفر هستی ..... اما اینو خوب بدون که برای یک نفر همه ی دنیا هستی

 

همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته

 

چرا وقتی بارون میگیره دل آدما میگیره اما وقتی دل آدما میگره بارون نمی گیره؟

اگه یه روز رفتی و دیگه بر نگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم اما ازت میخوام هر موقع بر گشتی یه شاخه گل روی قبرم بزار

گفتم غم تو دارم گفتا چشمت درآید گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد

از من پرسید عشق چیست ؟ گفتم : عطش گفت: آنرا دیده ای ؟ گفتم نه در آن سوخته ام

گل عشق تو هستم شبنمم باش .... دلم دنیای زخمه مرحمم باش .... ز درد بی کسی قلبم شکسته .... به شهر بی کسی ها همدمم باش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:7  توسط افشین  | 

اس ام اس و جک خنده دار و سرکاری

0('_')0
0('_')0
0('_')0
0('_')0
~(-_-)~
0('_')0
0('_')0
0('_')0
.
.
.
اگه گفتي كدوم منم ، ‌اون طفلك چشم و گوش بسته !

 

گاهي وقتا اينقدر حواست به خودته و در آرزو هاي خودت غرق مي شي كه يادت ميره يه نفر منتظرته تا
.
.
.
.
.
ازدستشوي بياي بيرون

 

اگه خسته اي: به من تكيه كن
اگه تنهايي: بيا پيشم
اگه بي پناهي: پناهتم
اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد !

 

حافظ و دختر لر: گفتم غم تو دارم / گفتا سي چه برارم / گفتم كه ما من شو / گفتا بوات درارم / گفتم ز مهر ورزان رسم وفا بياموز / گفتا بالنك كاله چشيات درميارم

 

از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست
بچه تو هنوز شیر باید بخوری

 

دير كردن بهتر از هرگز نكردن است
پليس راه قزوين !

 

رشتي با احساس از زنش ميپرسه شب عروسيمون يادت مياد زن:آره, چقدر جات خالي بود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 10:9  توسط افشین  | 

جوک

شنگول ومنگول 2007- گرگه در ميزنه، مامان بزي از آيفون تصويري ميگه: بيا بالا. گرگه ميگه: نه. مادر بزي ميگه: نترس بابابزي تو خونه نيست. گرگه ميگه: نه مي ترسم بيام بالا، سي ديمون در بياد!!

 تا حالا يه بچه قورباغه پرس شده توي پلاستيک ديدي؟

اگر نديدي برو کارت مليت رو نگاه کن

 عکس زنتو بذار تو کيفت تا وقتي با مشکلي مواجه شدي بهش نگاه کني و متوجه بشي که مشکلات بزرگتري هم وجود داره!

دخترا مي رن پيش خدا شکايت که چرا پسرا از اونا دارن ولي مانداريم؟! ندا مياد که همه اونا مال شماست فقط حماليش مال پسرهاست

پسره به مامانش: نميدونستم كه بابا اينقدر ترسو باشه..

مامانش: از كجا فهميدي عزيزم؟؟

پسره: اخه شبايي كه تو نيستي ميره خونه همسايه ميخوابه!؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 15:6  توسط افشین  | 

جوک

ترکه به خانومش میگه ۴ تا حیوون با خ بگو . خانومش میگه : خودت ، خواهرت ، خیر ندیده ننت ، خدا بیامرز بابانت !!!.


لره تو تابستون میره تهران میبینه که همه آستین کوتاه پوشیدن ، با خودش میگه : اه ه ه ه ، پس این ها چه جوری دماغشون رو پاک میکنن ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!.


سخت ترین سوال کنکور ۸۶:سهمیه خودرو سواری ۲ گانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟


به دستور آقای احمدي نژاد نام خودرو پژو جي ال ايکس به پژو الف لام ميم تغيير يافت.



حیوانات میرن خودشون رو تو تلویزیون معرفی کنن

ببر میره میگه : ببر از بنگال

شیر : شیر از آمریکا

میمون : میمون از آفریقا

مارمولک : دایناسور از آبادان



پیرزنه لخت میره تو خیابون بعد بهش میگن چرا لخت اومدی تو خیابون ، میگه : چروک مده !!!.



20 فیلم بنزینی
فیلمها: 1. به خاطر 1 ليتر بنزين 2. من ترانه 10000 ليتر بنزين دارم 3. رستگاري قبل از ساعت 12 امشب 4. دور دنيا با 100 ليتر بنزين 5. رايحه خوش بنزين 6. ب مثل بنزين 7. علي بنزيني 8. بنزيني ها 9. بنزين بازي 10. مرد بنزيني 11. داستان بنزين 12. دخترک بنزين فروش 13. پسري با 4 ليتري در بزرگراه 14. سالهاي سهميه بندي 15. روز سوم جيره بندي 16. باكي براي دو نفر 17 باك زيادي 18. صفهاي بنزين كارائيب.19 پمپ بنزين پارك وي 20 چند ميگيري باكمو پر كني و ...


مواد به کار رفته در ساخت زنان
مواد به کار رفته در ساخت زنان: .... گوشت و استخوان 40 تا 60 کيلو..... ..... لوازم آرايش يه من. عشوه چهل خروار...... ...... قر و فر 50 دور در دقيقه. زبان 14 متر..... توانايي بيان 2000 اسب بخار..... قدرت اشک ريزي 5ليتر در ساعت...... منطق 2 گرم در کل...... ..... لجبازي به اندازه کافي .


روش تنظیم خانواده در رشت : قفل کردن درب خانه از پشت.!!!


از رشتیه پرسیدن به نظر شما زن شبیه چیه؟ میگه: شبیه sms است چون پولشو خودت می دی حالشو دیگران میبرن.


معلم : میخواین چیکاره بشبن ؟

علی : میحوام خلبان بشم...

مریم : میخوام دکتر بشم...

سارا : میخوام یه مادر خوب بشم...!!!

حامد : میخوام به سارا کمک کنم....!!!!!!



راننده تاکسی : خانوم شما سومین زن حامله ایی هستی که امشب رسوندم فرودگاه!

زن : اما من که حامله نیستم!؟!

راننده : ما هنوز به فرودگاه نرسیدیماااااا...!!!


ترکه داشته میمرده به پسرش میگه مردم بگو ایدز داشتم!

پسره میگه چرا؟

ترکه میگه : هم بیماری با کلاسیه " هم بعد از من کسی ننتو نمیگیره...!!!



+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11:59  توسط افشین  | 

googel

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 13:42  توسط افشین  | 

جوک

دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری - می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار

خبر فوري: هنوز کنکور در قزوين ادامه دارد، به گزارش بي بي سي هنوز داوطلبين جرأت نکردن دفترچه سولات را از روي زمين بر دارند

رشتيه ميره كلاس غيرت . شب زنش پاميشه بره دستشويي رشتيه ميگه كجا ميري زنه ميگه دارم ميرم دستشويي رشتيه ميگه بشين خودم ميرم

به يه لره ميگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفيا لره... جسيكا تي لر...لره و هاردي... تازاش هم يه مولكول كشف كرديم كه اسمش اينه: كلر .....

يه رشتيه باتركه قدم ميزنه رشتيه : برم خونه الان برميگردم چنددقيقه بعد عصباني برميگرده تركه : چي شده رشتيه : رفتم ديدم مرديكه توخانه با زنم نشسته بود تركه: نكشتيش رشتيه: تورشت كه نميشه هرروز خدا ادم كشت

زن رشتيه داشته براي دوستش درد و دل ميكرده: خسته شدم از بس كه روزها به بچه گفتم: نكن... بخور و شبها به باباش گفتم: نخور... بكن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:21  توسط افشین  | 

جوک

غضنفر میگن کامپیوتر بلدی ؟ میگه: ای... تا حدودی. میگن خوب حالا کامپیوترو روشن کن ! میگه: اوووووه نه تا این حد!!

غضنفر هی با خودش می گفت عجیبه، عجیبه! ازش می پرسن چی عجیبه؟ میگه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور!!! میگن خوب این کجاش عجیبه؟ میگه این عجیبه که گنجشکه همه رو ول کرده ری..ه رو من!!!

تقویم تاریخ:
پانصد سال پیش در چنین روزی رومیان سنگ توالت را اختراع کردند و پنجاه سال بعد ایرانی ها با گذاشتن سوراخی در ته آن، آن را تکمیل نمودند.

غضنفر زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. غضنفر می گه الو اکبر نون نخر مامانت خریده!

غضنفر ميره استخر شيرجه ميزنه توي چهار متري، مياد بالا و ميگه: عجب نفسي داشته كاشي كارش!

چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار!

غضنفر می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده می ده این خونه استخر داره، جگوزی داره... غضنفر می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن؟

يه نفر دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم
نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بکشي، من خودم پيدا کردم.

غضنفر با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن غضنفر رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه غضنفر همين سوال رو چند بار ميپرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم غضنفر ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟

یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار میکنه!!!

این مال 22 بهمنه (که با تاشورا عاشورا و جریان انرژی هسته ای همزمان شده بود):
از غضنفر می پرسن مناسبت این 4 روز تعطیلی چی بود؟ می گه والا، مثل اینکه شهادت امام حسین و 22 تن از یارانش به دست صدام صهیونیست و همچنین روز 72 بهمن روز پیروزی انقلاب در صحرای کربلا و فرار یزید خائن از ایران!

غضنفر مسجد مي سازه، هر كاري مي‌كنه مي‌بينه كسي نمياد اونجا نماز بخونه! يه تابلو ميزنه رو سردر مسجد و مي‌نويسه: نماز صبح، يك ركعت، بدون وضو!

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه: «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟

يه روز يه قورباغه
قرص اكس ميخوره ، كرال ميره

از غضنفر پرسيدند: سخت‌ترين روزهاي زندگيت كي بوده؟ ميگه: چهار روز اول عروسيم! ميگن: چرا؟ ميگه: چون خجالت ميكشيدم باد صدادار ول كنم!

اصفهانیه به پسرش میگه: برو براي ناهار از خونه همسایه دو تا نون بگیر، پسره میره و برمی‌گرده ميگه: بابا همسایه نون نداد، اصفهانيه شاكي مي‌شه و میگه: اه اه، خاك بر سر خسیسش كنن، برو از توی یخچال خودمون دوتا نون بیار.

ترکه از یه نفر ساعت میپرسه اونم می گه ساعت ۵
ترکه می گه ای بابا از صبح تا حالا از هر کی می پرسم یه چیز میگه

غضنفر مسجد مي سازه، هر كاري مي‌كنه مي‌بينه كسي نمياد اونجا نماز بخونه! يه تابلو ميزنه رو سردر مسجد و مي‌نويسه: نماز صبح، يك ركعت، بدون وضو

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:36  توسط افشین  | 

جوک

قزوینیه میره قم می بینه سر در شهر نوشتن با وضو وارد شوید،میره اول شهر خودش مینویسه با رکوع وارد شوید...


...........................................

ترکه تو خواب داشته playstation بازی میکرده،میبینه زنشو با تیر میزنه میکشه،یه دفعه از خواب بلند میشه میبینه زنش جلوشه،میگه وای یادم رفت saveاش کنم!!


...........................................

ترکه با احساس یکی بازی می کنه 3-0 می بازه


...........................................

ترکه میره 60 نفر رو می....میگن چرا این کارو کردی؟!
میگه آخه میگن واجبه اگه یه روز روزت رو بخوری 60 نفر رو سیر کنی!!


...........................................

میدونی فلسفه ی "چس" چیه؟!
تلاش مرموزانه ی گوز برای حفظ آبرو


...........................................

ترکه از کیوسک تلفن میاد بیرون بهش میگن سالمه؟!
میگه آره،فقط آفتابه نداره.


...........................................

یه روز یه رشتیه EX میزنه،میره خونه میبینه زنش تنهاس،میگه وای،عجب توهمی!!


...........................................

ترکه موز رو با پوست می خوره تا شب هی سر میخوره


...........................................

دستانت را دور کمرم بگذار و لبانت را روی لبهام و از شیرینی وجودم بنوش <از طرف نوشابه>


...........................................

بچه ترکه از باباش می پرسه:بابا گوزم روزه رو باطل میکنه؟!
باباش میگه:اگر ازش لذت ببری آره!!!!


...........................................

اگه 40 شب ساعت 9 شب آشغالاتو بذاری دم در،شب 41 ام احمدی نژاد میاد به خوابت


...........................................

 

یک روز یک پسر بچه با مادرش میره بیرون می بینه دو تا خر دارن هم رو می کنن
بچه می گه: مامان اینا چه کار می کنن ؟؟؟
مامانه می گه هیچی اینا دارن شوخی می کنن!!!
پسره می گه : شوخی شوخی دارن هم رو می زارن



...........................................

یک بچه با باباش می ره حموم از باباش می پرسه این چیه
می گه زشته نمی گم
دوباره می پرسه می گه بزرگ می شی می فهمی
بعد که خیلی اسرار می کنه می گه این اسمش دودوله
بعد پسره می گه: عجب اسم کیری ای داره

 


...........................................

یک بچه با باباش می ره حموم از باباش می پرسه این چیه
می گه زشته نمی گم
دوباره می پرسه می گه بزرگ می شی می فهمی
بار سوم می پرسه دوباره جواب نمی ده
پسره شاکی میشه می گه : به کیرم نگو


...........................................

 

تركه ميره جبهه تو خاك عراقيا لخت ميشه رو زمين دراز ميكشه بهش ميگن داري چيكار مي كني ميگه دارم به خاك دشمن تجاوز مي كنم


...........................................

دختر: مامان عشق چيه؟
مادر: هيچي مادر - اينو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !


...........................................

تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين

وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه


...........................................

سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین:

سال اول : ()()
سال دوم: ( o )
سال سوم: ( O )
سال چهارم: ( () )

شانس آورد فوق لیسانس نبود!!!


...........................................

يه يارو مسته هي ميرفته رستوران 2 تامشروب سفارش مي داده گارسون مشكوك ميشه ميگه چرا همش 2تا 2 تا سفارش ميدي ميگه يكي واسه خودم يكي واسه دوستم تو شهرستان بعد از مدتي ديگه همش يكي يكي سفارش مي داده گارسون دوباره مشكوك ميشه ازش مي پرسه واسه دوستتون اتفاقي افتاده كه يكي سفارش ميدين ميگه نه من خودم ترك كردم


...........................................

انجمن حمایت از نمازگذاران در قزوین , سجاده با آینه بغل می سازد!


...........................................

یه مگسه دستشو میندازه دور گردن دوست دخترش میگه : می دونی عزیزم از گه بیشتر می خوامت؟!!


...........................................

دو تا مگس با هم ازدواج میکنن . ماه عسل میرن WC


...........................................

زن رشتیه دیر میره خونه. شوهرش عصبانی میشه! و میگه؟ کجا بودی ؟ زنه میگه تو راه یه نفر بهم تجاوز کرد! شوهره میگه : خب تجاوز 10 دقیق!! بقیشو کجا بودی ؟!!!!!


...........................................

ترکه به زنش میگه : عجب داماد آمریکایی خوبی داریم . زنه میگه چطور؟ میگه من پشت در بودم شنیدم برا اینکه ما بیدار نشیم داشت دخترمونو ساکت میکرد و هی میگفت : ساک ایت! ساک ایت !!!!


...........................................

 

به تركه ميگن يه واحد كوچيك‌تر از مثقال نام ببر. ميگه چس مثقال!


...........................................

اخبار ديروز :
به يك زن رشتي كه در پارك مي‌دويد تجاوز شد
اخبار امروز :
صد زن رشتي در پارك مي‌دويدند !


...........................................

حضرت ابراهيم مي‌خواسته اسماعيل رو قربوني كنه كه يه دفعه اين آيه بهش نازل ميشه :
ابي جون تو در مقابل دوربين مخفي هستي !

...........................................

ميگن قزوينيا همشون خوش شانسن. آخه شانس جرات نمي‌كنه بهشون پشت كنه!


...........................................

تركه تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد!


...........................................

واسه لره دختر نشون مي‌كنن، با سنگ مي‌زندش!


...........................................

تركه جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره!


...........................................

تركه قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!


...........................................

تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد مي‌خوردش!


...........................................

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن


...........................................

تو برام مثل گل مي‌موني، فقط بايد يه چوب بكنم تو كونت تا بشي دسته گل!


...........................................

- جون ميده با تو بريم ماهي‌گيري!
- چطور؟
- آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره!


...........................................

به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!


...........................................

مرد مثل ويدئو مي‌مونه :
Play/Forward/Back/Forward/Back/Stop/Eject/Off


...........................................

عزراييل ميره سراغ تركه. تركه خودش رو ميزنه به مردن!


...........................................

به تركه ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!


...........................................

تركه رو مي‌برن زير سوال، له ميشه!


...........................................

شب چهارشنبه سوري مي‌بينن تركا بيشترين آسيب رو داشتن. يه آمار مي‌گيرن مي‌فهمن كه اونا آتيش رو بغل ديوار درست مي‌كردن بعد از روش مي‌پريدن!


...........................................

عربه ميره استخر. شورتش سوراخ بوده، غرق ميشه!


...........................................

از تركه مي‌پرسن آقا نظرت راجب به خدا چيه؟ ميگه خدا خوبه، مهربونه، بزرگه، خالق جهانه. ابوالفضل نگهدارش باشه!


...........................................

يه تركه بلال مي‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !


...........................................

يه روز يه تركه ميره استخر، آهنگ تايتانيك ميزارن غرق ميشه !


...........................................

زن تركه حامله بوده و براي تشخيص جنسيت بچش ميره سونوگرافي. زنه با دكتره ميرن توي اتاق و بعد نيم‌ساعت دكتره مياد بيرون ميگه آقا مژده بچه شما دختره. تركه ميگه آخي، آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!


...........................................

يه تركه مي‌خواست بره تونس، نتونس (نتونست)!


...........................................

يه انگشتر ميره قزوين، النگو برمي‌گرده!


...........................................

يه تركه ميره در يخچال رو باز مي‌كنه مي‌بينه ژله توي يخچال داره مي‌لرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم!


...........................................

به تركه ميگن يه جمله بساز كه توش آب باشه. ميگه لوله!


...........................................

يه قزوينيه ميره آفريقا و يه بچه سياه پوست ورمي‌داره با خودش مياره. بهش ميگن اين رو واسه چي آوردي؟ ميگه اگه خدا قبول كنه واسه محرم و صفر آوردمش!


...........................................

يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره.


...........................................

يه تركه باباش مي‌ميره ميشه يتيم. مامانش مي‌ميره ميشه دو تيم. همه خانوادش مي‌ميرن ميشه تيم ملي!


...........................................

زن تركه پنج قلو زاييده بوده و هر كدوم از بچه‌هاش يه رنگي دراومده بودن! تركه ميره دكتر ببينه علتش چيه. دكتره ميگه زن شما به جاي قرص ضد حاملگي، اسمارتيز خورده!


...........................................

به تركه ميگن مي‌دوني اولين حيووني كه به مكه رفت چه حيووني بود؟ ميگه هاج زنبور عسل!

 


...........................................

يه روز يه تركه داشته با دوست دخترش توي خيابون راه ميرفته، يه دفعه يه گوز ميده! براي اينكه سه نشه، ميگه باز اين بچه‌ها برام SMS فرستادن!!


...........................................

يه روز تو كافي نت بودم كه تو بهم پي‌ام دادي
يه روز تو با من چت كردي، فرداش آي‌ديم رو هك كردي
بگو برات من چي بودم؟ يه friend مجازي؟
كهنه شدم رفتي حالا دنبال دوست تازه‌اي
رفتي و پي‌ام دادي از هك كردنم ملالي نيست
رفتي با يكي ديگه چت كردي هيچ خيالي نيست
يه روزم نوبت من ميشه بهت پي‌ام بدم
ببيني كه هكت كردم، تو ليستم اصلا add اي نيست


...........................................

تو اين زمونه سيستم گرونه
همه مي‌خوان كانكت بشن اما چگونه؟
رفته محبت، هك شده عادت، كجا gf كجا bf كجا يه همدم؟
گلي تو دنيا login نميشه
دنيا رو سرچش بكني پيدا نميشه


...........................................

يه يارو ديوونهه HIV داشته و با آمپول از خودش خون مي‌گرفته و ميزده به مردم. يه تركه بهش ميرسه ميگه بزن به من، بزن به من!. يارو فكش ميفته ميگه بابا اين خطرناكه‌ها HIV مي‌گيري‌ها. تركه ميگه بزن كاريت نباشه. وقتي يارو آمپوله رو بهش ميزنه، تركه ميگه هاهاها چي فكر كردي؟ من كاندوم داشتم!


...........................................

يه روز يه بنده خدا کاظم نامی توي مهموني يهو با صداي بلند مي‌گوزه. اينقدر خجالت مي‌كشه كه از خدا مي‌خواد بكشدش و مثل اصحاب كهف سيصد سال بعد زندش كنه! خدا هم همين كار رو مي‌كنه. وقتي طرف بعد سيصد سال زنده ميشه ميره بازار كه نون بگيره. وقتي پول رو به نونوا ميده، يارو بهش ميگه اين رو از كجا آوردي؟ ميگه چطور مگه؟ نونواهه ميگه آخه اين سكه مال عهد كاظم گوزويه، خيلي قيمتيه!


...........................................

تركه رستوران ميزنه، رو درش مي‌نويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است


...........................................

تركه تو قرعه‌كشي بانك ماكسيما برنده ميشه. روزي كه مي‌خواستن تحويلش بدن ميگه اينو آبي كنين من فردا ميام مي‌برمش. ميگن بابا اين نقره‌ايه، بهترين رنگه، آبيش كنيم؟ ميگه آره. من فقط آبي تحويل مي‌گيرم. خلاصه فرداش مياد و ماشين رو آبي شده تحويلش ميدن. ميگه به به. ببينيد .... حالا شد مثل نيسان!


...........................................

تركه ميشه رئيس فدراسيون شطرنج، دو تا قانون جديد ميذاره:
1ـ اسب نمي‌تونه فيل رو بزنه
2ـ خر هم بازي !!


...........................................

يه روز يه تركه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!


...........................................

روز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!


...........................................

تركه از آخونده مي‌پرسه با كفش هم ميشه نماز خوند؟ آخونده ميگه نه برادر، نميشه. تركه ميگه ولي من خوندم، ديدي دروغ گفتي؟!

...........................................

اصفهونيه اكس مي‌زنه. تو تاكسي پول دو نفر رو حساب مي‌كنه!


...........................................

تركه هزار تومني پيدا مي‌كنه، مي‌ندازه زمين ميگه بابا ما از اين شانسها نداريم!


...........................................

ترکه زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی میگه البرادعیه؟ یارو میگه آره. میگه دکتر البرادعیه؟ یارو میگه آره. ترکه میگه تو اگه دکتری پس چرا تو آژانس کار می کنی؟!


...........................................

نصيحت پسرا به دخترا :
به دو چيز دل نبندين :
به پرده بكارت كه به يه چيز راست بنده!
به مهريه كه به تخم چپ بنده!


...........................................

مادره ميره مدرسه پسرش. ناظم مدرسه بهش ميگه به بچتون بگين اگه درس نخونه مادرش رو مي‌گام! مادره ميگه آقاي ناظم اين بچه من حرف گوش نميده، شما زودتر كارتون رو بكنين!


...........................................

تركه ميره آنتاليا. بهش ميگن چطور بود؟ ميگه خوب بود. قديما لباس خانوما دو تيكه بود حالا سه تيكه شده. ميگن چطوري سه تيكه شده؟ ميگه لباسشون شده كلاه و عينك و دمپايي!

...........................................

رهبر ميره قزوين. مردم شعار ميدن دسته گل محمدي تو مدتي كه نيومدي چه قمبلي به هم زدي!


...........................................

به يه تركه ميگن با سي‌دي جمله بساز. ميگه خواهرت رو گاييدم! ميگن پس سي‌ديش كو؟ ميگه سي‌ديش فردا درمياد!


...........................................

سالروز ولادت يگانه منجي عالم مستي. اختر تابناك عيشونوش. عشقو هال. زكريايي رازي بر تمام الكلي هاي بالاي 55% (الکل گندمی!) مبارك باد


...........................................

بعد از آزمایش یه داروی جدید روی یه سری دیوونه وقت اون میرسه که اونا رو آزمایش کنن ببیند خوب شدن یا نه!
واسه همین همه رو میندازن تو یه اتاق و یه آهنگ عزا همراه با سینه زنی میزارن!
میبینن همه پاشدن دارن دست میزنن و میرقصن بجز یه نفر!!!
همه رو بر میگردونن تیمارستان بجز اون یکی..
دکتر ازش میپرسه تو چرا نمیرقصیدی؟
دیوونهه میگه: زشته جلو مهمونا عروس پاشه برقصه!!!!


...........................................

یه مسافر تو اردبیل جلو یه نفر رو میگیره و میگه: من تو این شهر غریبم. مریض شدم رفتم دکتر و اونم بهم آمپول داده. میشه لطف کنید به من بگید کجا باید آمپول بزنم؟
ترکه میکشه پایین کونشو نشون میده میگه: اینجا رو!


...........................................

يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم


...........................................

از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟


...........................................

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم! (تلفن همراه!)


...........................................

يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه شنيدم تركا به خر مي گن داداش . تركه مي گه آره داداش


...........................................

به تركه ميگن خر بهتره يا گاو ميگه : گاو. ميگن چرا ؟ ميگه :آخه آدم خوب نيست از خودش تعريف كنه


...........................................

تکراری ولی باحال:
4 تا دختر مسيحي به كليسا ميرن تا اعتراف كنن, كشيش از اولی مي پرسه چيكار كردي دخترم؟
- من دول پسري رو با دست راست گرفتم.
كشيش ميگه برو دست راستت رو بگذار توي آب مقدس, پاك ميشه.
دختر دومي مياد و ميگه دول دوس پسرش رو با هر دو دستش گرفته و كشيش ميگه برو هر دو دستت رو بگذار توي آب مقدس تا گناهات پاك بشه. دختر سوم و چهارم که شاهد ماجرا بودن شب قبل تو یه سکس گروهی شرکت داشتن! واسه همین قبل از اینکه سومی بخواد بره تو جای اعتراف دختر چهارم دم در بهش ميگه:
ميشه لطفا" كونت رو توي اون آب نزني من بعد از تو بايد اون آب رو قرقره كنم!!!


...........................................

خانم زيبايی ميره به داروخانه، روی ترازو ميايسته و سکه‌ای به درونش ميندازه. بعد با چشمان گردشده جيغ کوتاهی ميزنه، از ترازو مياد پايين و پالتوش رو درمياره. دوباره ميره روی ترازو، يه سکه ميزندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، کفشهاش رو درمياره. دوباره ميره روی ترازو، يه سکه ميندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، پولوورش رو درمياره. ميروه روی ترازو، يه سکه ميندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، ميبينه سکه‌هاش تموم شدن. وقتی ميخواد پول خرد کنه داروساز لبخندی ميزنه و ميگه: نه خانم، از اينجا به بعدش مجانيه!


...........................................

به رشتيه ميگن آقا تو كه ازدواج كردي در مورد اين زنت تحقيق هم كردي ، ميگه معلومه كه تحقيق كردم ، به هركي داده راضي بوده


...........................................

 

فرق بچه اول و آخر:
بچه اول حاصل عشقه و بچه آخر حاصل کاندوم سوراخ


...........................................

فرق بین سرباز با زن
سرباز وقتی تسلیم میشه دستاشو میبره بالا ولی زن پاهاشو


...........................................

ترکه داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!!!!!


...........................................

تو صف نونوايي قزوين يه نفر را برق مي گيره 10 نفر مي ميرن


...........................................

يك روز ادمخواره ميره تبريز از گشنگي ميميره


...........................................

يه روز تركه از پسرش مي پرسه كزا بودي .ميگه كزا بودم.ميگه گلط كردي كزا بودي.


...........................................

پرستاره سينش بيرون بوده،سرپرستار بهش تذكر ميده. پرستاره ميگه:همش تقصير دكتراي بخش كه هرچيو برميدارن درست سر جاش نمي زارن (;


...........................................

يك روز يك زن ميره پيش دكتر ميگه آقاي دكتر من از دست اين سينه هاي بزرگ خسته شدم بعضي وقتا ميخوام بندازم جلوي گربه دكتره فوری ميگه ميو ميو


...........................................

زني به شوهرش گفت بيا اين در را درست كن يا اين لوله آب را تعمير كن يا اين لامپ برق رو عوض كن .
مرد: مگه من نجارم يا لوله كشم و يا برقكشم ...
پس از چند روز مرد بخانه مياد و ميبينه كه همه چيز درست شده!
از زنش ميپرسد كي اينا را درست كرد؟
زن: پسر همسايه! در مقابل از من خواست يا براي اون آواز بخونم و يا يك ساعت با اون بخوابم!
مرد: حتما تو هم براش آواز خوندي؟
زن:مگر من خواننده ام........؟


...........................................

يه روز تركه تو تلفن عمومي بوده شماره ميگيره ميگه الو ببخشيد اونجا 2222222 هستش لطفا زنگ بزنين اتش نشاني دستم تو شماره 2 گير كرده


...........................................

يه روز يه تركه داشته مي رفته مي بينه يه روباه مرده افتاده زمين پيش خودش مي گه خدارو شكر كه مرده وگرنه گولم مي زد !!!


...........................................

سه تا تركه مي رن امتحان آيين نامه رانندگي به اولي مي گه يه چهار راهه يه نيسان يه آمبولانس يه ماشين آتش نشاني بگو به ترتيب كدوم اول مي ره؟
اولی میگه ليسان آمبولانس اتش نشاني! اولي رد ميشه!
دومي هم همين را ميگه و رد میشه
سومي ميگه آمبولانس ماشين آتش نشاني مرده مي گه آفرين ولي پس نيسان كو؟
تركه ميگه ليسان که رفت !!!

 


...........................................

زندگي زنا شويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل ...


...........................................

سر در خونه نيكي كريمي نوشته بوده صد بار بدي كردي و ديدي ثمرش را نيكي چه بدي داشت كه يك بار نكردي؟
(دم استخر خونشونم نوشته بودن: تو نیکی می کن و در دجله انداز ....)

...........................................

يه روزي به يك تركه ميگن تا حالا تو خیابون چپ كردي ميگه نه ......ولي يه بار توي خيابان راست كردم آبروم رفت

 


...........................................

مامان جون اون ميمون را ببين چقدر شبيه دايي مسعوده - اين چه حرفيه که مي زني ؟ به گوشش مي رسه و دلخور مي شه. - ولي مامان جون من که يواش گفتم . ميمونه نشنيد!!!!


...........................................

مردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام. رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ مرد گفت : آخه نمي خواستي تعطيلاتم را خراب کنم !!!


...........................................

زن ترکه از شوهرش مي پرسه: اگه من مردم تو چکار مي کني؟ ترکه با حالت رومانتيکي مي گه : هيچي ديوونه مي شم. زن ترکه مي گه : نه بابا مطمئنم که يه زن ديگه ميگيري. ترکه مي گه : نه بابا ديگه اينقدر ديوونه نمي شم!!!


...........................................

در زايشگاه پدر بچه به خانم پرستار گفت : به نظرم اين بچه خيلي شبيه من است. پرستار گفت : اشکالي نداره بچه ها همه شون اولش خيلي زشت و بد ترکيب هستند


...........................................

روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.


...........................................

يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي موقري از پشت تلفن گوشی رو برمي داره وميگه: آلو بفرمايين...ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشی رو قطع مي کنه!!!


...........................................

در هلند نمايشگاه گلي برپا شده بود و اصفهاني يه به نمايندگي از ايران در اين نمايشگاه شرکت کرده بود . مدتي که اصفهاني يه توي غرفه نشسته بودحوصله اش سرمي ره و براي سرکشي به غرفه هاي ديگه از غرفه خارج مي شه و مي ره سراغ غرفه ي هلند و از هلندي يه مي پرسه : ببخشين عمو شوما چه گلي رو پرورش مي دين؟هلندي يه با افتخار مي گه : در کشور هلند ،ما گل لاله پرورش مي ديم.اصفهاني يه با خنده مي گه : اين که چيزي نيست. ما تو ي اصفهون بچه هامون کونشونو با اين گل شوما پاک مي کنن... و از غرفه ي هلندي يه مي ره.هلندي يه مي ره سراغ غرفه انگليس و جريانو براش تعريف مي کنه. انگليسي يه مي گه : بگذار بياد خودم حسابشو مي رسم. اصفهاني يه سراغ غرفه انگليُسي يه مي آد و سوالش را تکرار مي کنه. انگليسي يه مي گه : ما در کشورمان گل رز پرورش مي ديم و 700 گونه رز داريم و... اصفهاني شيطون دو باره مي گه : اولا که گل رز بومي اصفهونه و ثانيا اين که چيزي نيست توي اصفهون ،بچه هاي ما کونشونو با گل رز پاک مي کنن. و از غرفه انگليسي ميره. آن دو تصميم مي گيرن که برن سراغ اصفهاني يه وهمين جوابو به خود اصفهاني يه تحويل بدن. با زيرکي و موذيانه خودشونو به غرفه ي اصفهاني يه مي رسونن و ازش مي پرسن : ببخشين توي شهر شما چه گلي پرورش مي شه؟ اصفهاني يه با خنده مي گه : توي شهر ما اصفهون کاکتوس پرورش ميشه ...حالا اگه ميتونين ، بيايين کونتونو باهاش پاک کنين!!!


...........................................

یه بار ترکها تبریز رو گلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردند فهمیدند که گلها رو با گلدان پرتاب کردند.


...........................................

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه اخر نوار ببینه شام می دهند یا نه


...........................................

ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه


...........................................

ترکه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از ترکه نميشه. نصفه شب ترکه خاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ ترکه مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!


...........................................

يروز يك رشتيه جلوي در خونشون وايساده بود يك نفر با تفنگ مياد ميگه زود باش بگو خواهرت كجاست رشتیه هول ميكنه ميگه اون بالا يارو ميره بالا بد از نيم ساعت ديگه با خنده مياد به رشتیه ميكه خاك تو سرت تفنگم الكي بود گولت زده بودم رشتیه ميگه منم گولت زدم اوني كه اون بالا بود خواهرم نبود مادرم بود


...........................................

غضنفر برا خريد عروسي ميره كفش فروشي، به كفاشه ميگه يه كفش عالي ميخوام. كفاشه ميگه: يه كفش بهت ميدم تو كل ايران لنگه نداره! غضنفر داد ميكشه: آخه مرد حسابي با يه لنگه كفش كه جلو مهمونا آبروم ميره


...........................................

زن رشتي با عچله به مطب دکتر زنان بر مي گرده و مي گه: ببخشين من شورتم رو اينجا جانگذاشتم؟ منشی مي گه: نه. زنه مي گه :" پس حتما توي دندون پزشکي جا گذاشتم!!!


...........................................

يه بار يه لره ميره توي بيابان وپتو ميندازه روي خودش و ميخوابه بعد يه نفر ميزنه بهش ميگه ببخشيد شما لريد لره ميگه واي از زير پتو هم ميفهمن آدم لره


...........................................

مردي براي اطلاع از وضع درسی پسرش به مدرسه رفت. مدير گفت: آقا شما نيم ساعت دير تشريف آورديد. چون نيم ساعت پيش پسرتان براي تشييع جنازه شما اجازه گرفت و رفت!!!


...........................................

يه روزيه لري به تهران ميرهّْ وبعد از گشت و گذار در خيابان هايه بچه اي جلوشو مي گيره مي گه:ببخشيد آقا بي ادبي شما لريد؟ لره گفت:آره از كجا فهميدي. پسر بچهه گفت:ازينكه كتتون داخل شلوارتونه.


...........................................

رشتیه می ره قم سوهان فروشی می زنه اسمش رو می زاره سوهان حاج حسین و پدران


...........................................

یک رشتی از سر کار میاد خونه میبینه زنش با یه مرد غریبه تو حمومه. خونش حسابی جوش مییاد میره ابگرم کن را خاموش میکنه


...........................................

به يه تركه يه ليوان اب ميدن بهش میگن این مشروب ترکه شروع به عربده کشیدن میکنه و میرقصه . بهش میگن گولت زدیم این مشروب نبود .میگه دیر گفتین دیگه منو گرفته


...........................................

بچه رشتي گنجشك مرده مي بينه مي گه بابا جان بابا جان گنجشك مرده چرا پاهاش بالايه باباش مي گه پسرم گنجشك كه مي ميره فرشته ها مي ان ببرنش به اسمان به بهشت . فردائي پسره زنگ مي زنه مي گه بابا جان باباجان مامان افتاده مرده پاهاش بالايه عباس اقا هم افتاده روش نمي ذاره مامانو ببرن بهشت .


...........................................

شب جمعه هزار پاي نر و ماده مشغول بودند که پس از گذشت يک ساعت هزار پاي نر به هزار پاي ماده گفت: خسته شدم بابا.خودت بگو که لاي کدوم پاته؟


...........................................

فرزندي مادر خود را در سبدي گذاشته بود و براي هواخوري مي برد. در راه به پيامبر زمان بر خورد کردند و پيامبر از روي مزاح به پسر فرمود: مادرت را شوهر بده.پسر گفت: با اين سن و سال و پيري ديگه شوهر کردنش چه گذشته است؟پيرزن عصباني شد و گفت: تو بهتر مي داني يا پيامبر خدا؟


...........................................

به يه تركه مي گن تا حالا به باد فنا رفتي؟ مي كه نه ولي يه قرار بزار آخر هفته با خانوم بچه ها بريم!!!

 


...........................................

تو دست عربه خار ميره درش مياره ميينه خون مياد دوباره ميزاره سره جاش .


...........................................

شاه و ملکه اي از راهي عبور ميکردن . در همين موقع ترکه انگشتي به شاه مي رسونه. شاه بر آَشفته مي شه و مي گه: پدر سوخته با شاه هم بله؟!!!ترکه ميگه: ببخشين قربان .ميخواستم ملکه رو انگشت کنم، اشتباهي دستم به شما خورد!!!


...........................................

رشتي يه ميره کنکره فيزيک و مي گه: من سرعتي مافوق نور کشف کردم . بهش مي گن : بابا اين که امکان نداره! رشتي يه ميگه : فرض کنين همشيره بنده در آن طرف کره ي زمين با يه نره خري همبستر بشه. در همين لحظه من از اين ور کره ي زمين (خوار کسه) شدم ديگه!!!


...........................................

تركه ميره شورت بخره فروشنده شورت مردانه نداشته و شورت زنانه به تركه ميده تركه ميكه اين شورت زنانه است فروشنده ميگه فرقي نميكنه و تركه ميگه ميخواهي فرقشو بكنم تو چشمت.


...........................................

از تركه مي پرسن شيشه چطوري ساخته ميشه ميگه:پشم شيشه ميارن واجبي بهش ميزنن


...........................................

در تبريز به مناسبت ميلاد حضرت علي هر كس اسمش ميلاد بوده بهش جايزه ميدن!!!!!!


...........................................

میدونید به زنی که حامله نمیشه چی میگن؟ water proof


...........................................

يه روز يه بچه به مادرش ميگه مامان توي مهدكودك بچه ها خيلي حرفاي بد ميزنن. مادرش ميگه پسرم تو يه وقت اين حرفارو تكرار نكنيها. بچه ميگه من به كس ننم ميخندم كه تكرار كنم.


...........................................

معلم از دانش جويان رشته زيست شناسی پرسيد: آگر خون (گودرز) را با خون (نازيلا) که هر دو از دو گروه خوني هستند، مخلوط کنيم چه خوني به دست مي آيد؟ يکي از دانش آموزان گفت: گودزيلا!!!

...........................................

به تر كه ميگن با "آيس كريم" (ice cream) جمله بساز

ميگه : همسايمون يه زنه است. آي سيكيم ... آي سيكيم... عجب چيزيه!!!


...........................................

به ترکه میگن بین تیمهای فوتبال خارجی بیشتر طرفداری چه تیمی هستی . میگه قربون جدش برم آ سید میلان


...........................................

تركه بابا ننه اش رو ميكشه..تو دادگا ه قاضي يه ميپرسه چرا بابا ننت رو كشتي..؟.تركه ميگه تازه به روابط كثيف شون پي بردم.


...........................................

خروسه کیرشو گرفته بود زیر شیر آب سرد
بهش میگن چته؟
میگه همه جور مرغی کرده بودم غیر از مرغ کنتاکی


...........................................

ترکه شب خواب میبینه 7 - 8 نفر ریختن سرش نامردی زدنش.
فردا شب میره بچه محلاشو جمع میکنه با هم میخوابن


...........................................

مي دونين اگه يه ايراني با يه ژاپني ازدواج كنه بچش چه شكلي ميشه
.....
.....









....
جواب:
چشمش تنگ ميشه كونش گشاد


...........................................

یه قزوینی توی تهران بوده کون گیرش نمی یاد میره کس می کنه


...........................................

به یارو می گن مشتی آخرش دخترت رو به کی دادی؟
می گه غریبه نیست ، دامادمونه!!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:26  توسط افشین  | 

جوک

                                  

من میگه عاشقی سخته --- تو میگی سختیش رو تخته!
من میگم پاهاتو وا کن --- تو میگی تا دسته جا کن
من میگم واسم عزیزی --- تو میگی اون تو نریزی!!!
شعر از مریم پرپرزاده!


 

...........................................


 

 

از تركه ميپرسن چطور شد ترك شدي؟ ميگه: ايلده اول دنيا خدا ازم پرسيد: دوست داري ترك خر باشي يا فارس زنقحبه؟! منم گفتم: همون ترك خر بهتره!


 

...........................................


 

یه دستگا هی بوده که % خریت رو نشون میداده بدن یه عربه میره دستشو میزاره میگه 20% خر 20% خر بعد یه ترکه میره دستشو میزاره میگه 100% خر 100% خر بعد یه لره میره دستشو میزاره میگه صد رحمت به خر صد رحمت به خر!


 

...........................................


 

يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام با دار شيد تهرانيه ميگه با گيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بارون کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنيد!


 

...........................................


 

به ترکه ميگن ۴ تا تيم اروپايی نام ببر
ميگه: اينترنال اونترنال ترمينال شرق ترمينال غرب!


 

...........................................


 

يه روز تركه ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. قهوه خونه چيه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟
تركه ميگه : راست میگی واللا قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره!


 

...........................................


 

يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم!


 

...........................................


 

يه دکتره از مريضش میپرسه: اين همه قاشق تو شکم تو چيکار ميکنه؟!!
ميگه: خودتون گفتين روزی يه قاشق بخور!


 

...........................................


 

ترکه میره نماز جمعه ، جو میگیرش ، موج مکزیکی میاد!


 

...........................................


 

پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش
بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!


 

...........................................


 

آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه!


 

...........................................


 

یه صندلی بوده که هرکس روش میشسته و دروغ میگفته بادکنک بالای سرش میترکیده اصفهانیه میشینه میگه مافکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم بادکنک میترکه رشتیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که آدمای با غیرتی هستیم بادکنک میترکه ترکه میشینه میگه ما فکر میکنیم... بادکنک میترکه!!!!


 

...........................................


 

پليس جلو يه تركه رو مي گيره ميگه كارت ماشين،گواهي نامه، بيمه.تركه مي گه چه كار كنم جمله بسازم!


 

...........................................


 

سیاهه با سفیده ازدواج میکنه ، بچشون شطرنجی میشه!


 

...........................................


 

خبرنگار از يه آباداني ميپرسه ، جمعيت آبادان چقدر هست؟ آباداني در جواب ميپرسه با حومه يا بدون حومه؟ خبرنگار ميگه با حومه
آباداني ميگه با حومه ميشه هفتاد ميليون!


 

...........................................


 

تركه ميره چلو کبابی گارسون مياد ميگه: چی ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل
تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ!


 

...........................................


 

به ترکه میگن شما ترکی؟ میگه نه به خدا بیا بگرد!


 

...........................................


 

ترکه به خره میخوره جرقه میزنن !


 

...........................................


 

به ترکه میگن یک تصویر غمناک بکش
ترکه یک نون بربری سوخته میکشه !


 

...........................................


 

معلم : الفبای فارسی رو بگو
شاگرد : الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شیش ..هفت...
معلم : انگلیسی اش رو بگو
شاگرد : ای...بی...سی...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد...
معلم : یونانیش رو بگو
شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شیشتا...هفتا....
معلم : نخواستم اصلاً ، یه شعر بگو
شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شیش هفت .......


 

...........................................


 

يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... فهميدم اين همونيه كه امروز تو آرايشگاه ديدمش !


...........................................


 

ده تا ترک ده سال پیش قایم بوشک بازی میکردند
هنوز 3 تاشون پیدا نشدند!


...........................................


 

یه ترکه میره کلیسا به کشیش میگه من میخوام از مسلمان بودن دست بکشم بعد بشم مسیحی کشیش میگه این که کاری نداره من برق هارو خاموش میکنم هر چی گفتم تکرار کن همه رو بهش میگه و تمام میشه همین که لامپ رو روشن میکنه ترکه میگه: الهم صلی علی محمد وال محمد!


 

...........................................


 

كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه !


...........................................


 

مادر عروس از خواستگار پرسيد : تا به حال ازدواج کردی؟
خواستگار : نه
مادر عروس : از کجا باور کنم؟
خواستگار : به جان بچه هایم راست میگویم!


...........................................


 

آبادانيه ميگه : ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد دیگه ؟ آبادانيه ميگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!


 

...........................................


 

به تركه ميگن: ساعت چنده. بلد نبوده ميگه: بدو بدو ديرت شده!


 

...........................................


 

یه ترکه میره مسابقه ی قرآن خوانی
سوره ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!


...........................................


 

تركه با يك زن اسرائيلي عروسي ميكنه شب اول نميره رو تشك!


 

...........................................


 

یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!


 

...........................................


 

اولی: چرا تو همش روزهای آفتابی چتر همراه خودت می آوری ؟
دومی : آخه روزهای بارانی بابام چتر را با خودش می بره!


 

...........................................


 

يه مار افعی روسري ميزاره ميگه من كبرام!


 

...........................................


 

از غضنفر مي پرسن؟ بلندترين برج تهرون کدومه؟
مي گه: آزادي يه ديگه، معلومه که !!! دو باره
مي پرسن؟ پس برج ميلاد چي؟ جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين، اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره !


 

...........................................


 

به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم!


...........................................


 

روزي يك آباداني با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟
- نه والله من سالم نيستم, جاسم ام!


...........................................


 

ترکه ماشينش تو برف گير ميکنه. زنجير چرخ نداشته سينه ميزنه !


 

...........................................


 

يه روز يه تركه رو ميگيرند ميبرند کلانتري .
تركه ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟
جناب سروان ميگه :
واسه عرق خوري .
تركه ميگه :
پس چرا نمياريد بخوريم !


 

...........................................


 

يك روز يك تركه داشته تو مجلس ختم خرما تعارف ميكرده ، يه يارو 7-8 تا خرما برمي‌داره ، تركه عصباني ميشه ميگه آقا يك نفر مرده نه يك اتوبوس!


 

...........................................


 

به غضنفر میگن میدونی چرا زنبورها گل میخورن ؟
میگه خوب معلومه ، لابد دروازه بانشون خوب نیست!


 

...........................................


 

تركه آشغال رفته بوده توی چشمش ، بعد وایساده بوده جلوی آیینه هی فوت میکرده ، دوستش میاد بهش میگه بابا همین کارها رو میکنید بهمون میگم ترک ها خرن دیگه ، آخه آی کیو ، اونی که توی آیینست باید فوت کنه !


 

...........................................


 

ترکه سوار تاکسی بوده موقعی که ميخواسته پياده بشه راننده بهش ميگه: آقا ازون در پياده شو اين ور زن و بچه نشسته.
ترکه ميگه نه و هی زنه رو هل ميده که پياده شه.
راننده شاکی ميشه ميگه: آقا ازون طرف پياده شو.
ترکه ميگه: ايلده کفشامو موقع سوار شدن اونور در آوردم !


 

...........................................


 

یه روزی یه نفر از یه ترکه میپرسه :آقا این خیابون کجا میره؟
ترکه میگه : والا من چهل ساله تو این خیاون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره!


...........................................


 

به کرده میگن برا چی زنتو با چاقو کشتی میگه اخه وضع مالیم خوب نبود تفنگ بخرم!


 

...........................................


 

ترکه میخواسته آب بخوره ، آب نبوده تیمم می کنه!


 

...........................................


 

تركه مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه!


 

...........................................


 

يه روز سه تا آباداني داشتن بره هم خالي مي‌بستن
بعد اوليه ميگه من حضرت عيسي هستم و ميتونم مرده رو زنده كنم!
دوميه ميگه من حضرت موسي هستم و ميتونم عصامو تبديل به يه مار كنم!
هي صبر مي كنن مي‌بينن سوميه هيچي نميگه هيچ خالي نميبنده!
بعد ازش مي پرسن تو چرا حرف نمي‌زني؟
ميگه : تا حالا ديدي خدا حرف بزنه !


 

...........................................


 

به تركه ميگن :ميدوني به نفت ميگن طلاي سياه؟

تركه فرداش يه 20 ليتري ميندازه گردنش!


 

...........................................


 

يه ترکه نوشابه گازدار مي‌خوره گازشو مي‌گيره ميره شمال!


 

...........................................


 

يه روز يه ترکه تو هواپيما تفنگو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميری بندرعباس

خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

ترکه:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی!


 

...........................................


 

ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه ... ميگه از فردا فيل حق نداره اسبو بزنه ... بجای وزير هم مهره ی خرو ميذاريد !


...........................................


 

تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره که به مرز خود كفایی ( خود کف آیی ) برسه!


 

...........................................


 

1روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد!


...........................................


 

تركه زن سبزه ميگيره گره اش ميزنه!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:25  توسط افشین  | 

جوک

به قزوينيه ميگن: يك آهنگ بخون كه باهاش خيلي حال ميكني. قزوينيه ميزنه زير آواز: كبوتر بچه كرده، كاش بودي و ميديدي


...........................................

ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!


...........................................

رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم! زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!


...........................................

تركه خانوم بلند ميكنه، ميبره مهديه، شروع ميكنه به كار خير!! سر سيم ثانيه مامورا ميريزن، خرشو ميگيرن، ميگن: مرتيكه بي ‌همه چيز! اين چه گهيه كه داري اينجا ميخوري؟! تركه شاكي ميشه، ميگه: ايلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزيون نميگيد: مكان، مهديه تهران؟!


...........................................

تركه دو تا زن داشته. يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتما ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصه ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصه ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه كيرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!


...........................................

يارو ازون تيمسار كس‌خلاي تير بوده، يك روز كله سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چه‌چه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكي‌تر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!


...........................................

از رشتيه ميپرسن: چه روزايي با زنت حال مي‌كني؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!


...........................................

تو قزوين داشتن درمورد انتخابات مجلس گزارش تهيه ميكردن، يارو گزارشگره از يك پير مرد بازاري ميپرسه: به نظر شما با صلاحيت‌ترين كانديد اين دوره كيه؟ حاج آقا ميگه: بالام جان اين روزا هر الف بچه‌اي مدعيه كه كان ديده، ولي الله وكيلي هيشكي تو كل قزوين قدر اين حسين آقا آمپول زن كان نديده!


...........................................

عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت نكن! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بگذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد!


...........................................

رشتيه مياد خونه، ميبينه يك مردك لندهور لخت مادرزاد تو اتاق خواب نشسته! خلاصه خيلي غيرتي ميشه، ميگه: مردك الندگ! تو خونه من چه غلطي ميكني؟! مرده ميگه: والله آقا من داشتم با اين خانم همسايه بالايي حال ميكردم، كه يهو شوهرش اومد، منم به شما پناهنده شدم. رشتيه دلش ميسوزه، ميگه: اشكال نداره، والله منم دل خوشي ازين طبقه بالايي ندارم. خلاصه كلي مرام ميگذاره و يك دست لباس و يك مقدار پول تاكسي ميده به مرده و با سلام وصلوات راهيش ميكنه. يكي دو هفته بعد، رشتيه داشته تو حياط خونش قدم ميزده، يهو دو دستي ميكوبه تو سرش، ميگه: اي بر پدر آدم دروغگو لعنت! منزل ما كه فقط يك طبقه‌ست!


...........................................

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزنه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!


...........................................

تهرونيه و اصفهانيه و قزوينيه ميميرن، اون دنيا ميرن كارنامه اعمالشون رو ميگيرن، ميبينن بدجوري افتضاحه و اگه اين ريختي پيش بره هر سه تايي از قعر دوزخ سر در ميارن! خلاصه ميرن پيش جبرئيل و كلي خايه مالي ميكنند كه بابا يك فرصت ديگه به ما بدين بلكه جبران كنيم و آخر مخ جبرئيل رو ميزنن و راضيش ميكنن كه يك فرصت ديگه بهشون بده، منتها با يك شرط و اون اينكه اگه اينبار يك دفعه تهرونيه خانوم بازي كنه، اصفهانيه دنبال پول باشه يا قزوينيه قزويني بازي در بياره، درجا سنگ ميشه و صاف از ته جهنم سر در مياره! خلاصه سه تايي برميگردن رو زمين و خوشحال و خندان داشتن ميرفتن كه يهو چشم تهرونيه ميخوره به يك كس‌ اساسي و هرچي ميخواد جلوي خودشو بگيره نميشه و آخر ميره يك تيكه بهش ميندازه.. تيكه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوينيه و اصفهانيه خوب حساب كار دستشون مياد، يك نگاه به هم ميكنند و راه ميافتند. يخورده جلوتر اصفهانيه يك 100 تومني رو زمين ميبينه، هي با خودش چك و چونه ميزنه، آخر ميبينه راه نداره... خم ميشه ورش داره، يهو قزوينيه ميگه: آي بالام‌جان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردي و هم منو!


...........................................

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!


...........................................

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟


...........................................

تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!


...........................................

كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌كنند


...........................................

تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه


...........................................

يه روز دوتا قزوينی از کنار هم رد ميشن يکيشون برميگرده ميگه ببخشيد علی جون از جلو نشناختمت ..


...........................................

ترکه ميگن با گوهر جمله بساز می گه توی گوه هروقت منو ديدی گفتی يک جمله بساز


...........................................

يه روز سه نفر ميرن پيش عزرائيل، اولي(امريكائي):عزرائيل كي ميشه ما بزرگترين موشك دنيا رو بسازيم. عزرائيل:1500سال ديگه، اولي ميزنه زيره گريه وميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده. دومي( ژاپني):عزرائيل كي ميشه ما ريزترين كامپيوتر دنيا رو بسازيم. عزرائيل:1700سال ديگه، دومي ميزنه زير گريه ميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده. سومي(عربه):عزرائيل كي ميشه ما آدم بشيم. اين بار عزرائيل ميزنه زير گريه و ميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده


...........................................

يه ترکه عادت داشته دستش رو به دماغش بزنه و بعد بماله ديوار يه روز ميره سينما از شانس بد ميشينه جايي كه اصلا ديوار نبوده دستش رو ميزنه دماغش ميبينه ديواري نيست به بغل دستيش ميگه -اين رو دست دست كنين بمالين ديوار لطفا"


...........................................

عده اي از دوستان قوچعلي سوار آسانسوري شدند و چون بلد نبودند آن را كار بياندازند همانطور ساكت در آسانسور ايستادند.
بعد از مدتي نسبتا" زياد مرد شيكپوشي وارد شد و بلافاصله دكمه اي رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن كرد, يكي از دوستان قوچعلي فرياد زد:
_ براي سلامتي آقاي راننده, صلوات بلند ...!!

...........................................

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه


...........................................

غضنفر كنار ساحل نشسته بود و هي ميگفت:
بارك الله اصگر, آفرين اصگر.
از او پرسيدند:
چرا اينقدر اصغر رو تشويق ميكني؟
باهم مسابقه نفس گذاشتيم, اصگر دو ساعته زير آبه اما هنوزم نفس داره!!!


...........................................

يه ترکه اينقدر قدش كوتاه بوده كه دهنش بو پا ميداده


...........................................

تركه كيرش مي خوابه، تخماش رو ميدزدن!!!


...........................................

يه شب ! يه تركه مرجع تقليد ميشه و فرداش رساله چاپ ميكنه
احكام نماز رو اينطوري مينويسه كه بر برادران و خواهران مسلمان حرام است رو به سوي كعبه نماز بخوانند.!
ملت ميان ميگن حاجي جون اينا كه احكام بول و غائطه
ميگه
ايلده شما هم ريدين با اين نماز خوندنتون


...........................................

ميدوني رشتيا به بچة اولشون چي ميگن؟
- مرحمتي دوستان!
- به بچة دوم چطور؟
- دوستان مارو شرمنده كردن!
- به بچة سوم؟
- دوستان ديگه شورشو درآوردن!!!


...........................................

ميدونين رشتيا به رونِ پا چي ميگن؟‌ ...كون كش خايه مال!!!


...........................................

از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه: اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!!!


...........................................

زن رشتيه مياد به رشتيه ميگه خيلي بي غيرتي رشتيه ميگه چرا زنه ميگه يه مرتيكه سر چهارراه منو انگشت کرد تو همين جوري نشستي!!!
رشتيه به غيرتش بر ميخوره با زنه بلند ميشن ميرن سر چهارراه رشتيه ميبينه يه سيبيل كلفته اونجا وايساده به زنش ميگه اين كه اصغر اقاست بابا بيا بريم اين ديونس منو هم چند بار تا حالا انگشت كرده


...........................................

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر، اين كير ما چندوقته خيلي درد ميكنه! دكتره ناراحت ميشه، ميگه: عزيز من، اين چه طرز صحبت كردنه؟! آخه قباحت داره! نگو كيرم، بگو عضوم. تركه يك نگاهي به دكتره ميكنه، ميگه: آقاي دكتر يك مرتبه بفرماييد كه ما دوساله تو كتابخونة محل كيريم ديگه!!!


...........................................

پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش مي پرسه: ببخشيد ساعت چنده؟
يارو ميگه: ده دقيقه به ده.
ميگه: ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم مي زنه به چاك،
افسره هم ميفته دنبالش. پسره مي دوه تو خونشون، درو پشت سرش مي بنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ‌مي گه: ‌بعله؟
افسره نفس-نفس زنان ميگه:‌ آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه:‌ خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده!!!!


...........................................

يه جشنواره شكار بوده تو جنگل هاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون . ميگن : دونشوت ديگه چيه؟ ‌اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: ‌والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي اينجوري ميكردن: DON'T SHOOT!!! DON'T SHOOT!!!

...........................................

تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش مي‌پرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم!!!


...........................................

تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!


...........................................

تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي‌سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كم‌كم داري فرار ميكني‌ها!!!


...........................................

به تركه ميگن: يه پستاندار پرنده نام ببر، ميگه: مهماندار هواپيما!!!


...........................................

به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!


...........................................

تركه ميره دكتر ، ميگه: آقاي دكتر من يه بيماري دارم، ولي نخندي ها! دكتره ميگه: نه بابا مريضي كه خنده نداره ، بگو . تركه دوباره ميگه: نه آقاي دكتر تو رو خدا نخندي ها! دكتره ميگه: نه عزيزم خنده نداره كه، ما كارمون اينه، بگو. تركه ميگه: آخه آقاي دكتر من يه تخمم بزرگتر از اون يكيه! دكتره ميگه: اين كه خنده نداره، خوب يه بيماريه، ميتونم ببينم؟ تركه ميگه: آقاي دكتر قول دادي نخندي ها! بعد يه تخم قد يه توپ بسكتبال در مياره مي گذاره رو ميز! دكتره ميزنه زير خنده . تركه ميگه: ديدي آقاي دكتر! حالا كه خنديدي، بزرگه رو نشونت نميدم !!


...........................................

تركه داشته براي رفيقش تعريف مي كرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالحي، منشي ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم رفت، بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، گفت امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم گفت: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا و خانوم بچه ها جمعند، براي من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد خوشحال ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم!!!


...........................................

تركه وايستاده بوده تو صف اتوبوس، ميبينه نفر كناريش يك كتاب كلفت دستشه، روش نوشته فلسفه و منطق. ازش ميپرسه: ببخشيد قربان، اين يعني چي؟ فلسفه و منطق ديگه چيه؟! يارو ميگه: ببين، مثلا شما تو خونتون آكواريوم دارين؟ تركه ميگه: اكواريوم چيه يارو براش توضيح ميده كه اكواريوم چيه تركه ميگه :آره. يارو ميگه: خوب تو آب اين ماهي رو عوض ميكني؟ بهش غذا ميدي؟ تركه ميگه: خوب آره. ميگه: چرا؟ ميگه: آخه اگه بهش غذا ندم كه ميميره. يارو ميگه: آفرين! پس فلسفه تو از غذا دادن به ماهي اينه كه زنده بمونه. تركه ميگه: عجب! ‌خوب حالا منطق چيه؟‌ يارو ميگه: ببين شما اگه خواهرت يك شب دير بياد خونه،‌ چي فكر ميكني؟ تركه ميگه: خوب فكر ميكنم كار داشته، دير اومده. ميگه: خوب حالا اگه شب دوم باز دير بياد چي؟ ميگه: خوب فكر ميكنم رفته خونه اون يكي خواهرم. ميگه: حالا اگه شب بعد هم دير بياد چي؟ ميگه: ‌خوب بهش شك ميكنم. يارو ميگه: هان! يعني از لحاظ منطقي شك ميكني كه چون خواهرت هر شب دير مياد، لابد كار بد ميكنه. تركه ميگه:‌ آهـان، پس فلسفه و منطق اينه! بعد از يك مدت تركه ميره يه كتاب فلسفه و منطق ميخره، رفيقش ميبيندش، ازش مي پرسه: اصغر! اين فلسفه و منطق يعني چي؟ ميگه: ببين شما تو خونتون آكواريوم دارين ؟ رفيقش ميگه: آره. تركه ميگه: هان! پس خواهرت جنده ست!!!


...........................................

تركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟‌ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟


...........................................

تركه نشسته بوده تو تاكسي، همينجوري كه داشتن ميرفتن يه دفعه يك بادي از جهت نامساعد از يكي از خانماي مسافر در ميره. راننده تاكسي هم از اون تهرونياي با مرام بوده، ‌زود ميگه: خانمها، آقايون! مي بخشيد، من امروز غذاي باد دار خوردم، دست خودم نبود. تركه قضيه رو ميفهمه، خيلي خوشش مياد. با خودش ميگه: ‌عجب آدم با مراميه، دمش گرم! خلاصه يكم ميگذره، خانم دوباره تلنگشون در ميره. رانندهه باز زود ميگه: خانمها، آقايون شرمنده، ‌دست خودم نبود. تركه با خودش فكر ميكنه: اينجوري نميشه، من جوان آذربايجانم، بايد غيرت خودمو نشون بدم.‌ ايندفعه كه اين خانم بگوزه، من گردن مي گيرم. هرچي منتظر ميشه ديگه بادي از خانم در نميره، تا اينكه ميرسه به مقصد و بايد پياده ميشده. همينطور كه داشته پياده ميشده، ميگه: خانمها، آقايون! من از شما معذرت مي خوام، از اين به بعد هروقت اين خانم گوزيد، بدونيد من بودم!!!


...........................................

يك بابايي رو مي فرستند ماموريت آذربايجان. يارو روز اول وارد شهر ميشه، از يكي مي پرسه: ‌ببخشيد، بهترين هتل اين شهر كجاست؟ تركه يكم نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، ‌بدترين هتل نداره كه. يك مسافرخونه داره، اونم دوتا چهار راه جلو تر دست چپه. خلاصه يارو مستقر ميشه. شب حوصلش سر ميره، ميگه حالا كه بيكاريم ‌يك سينما بريم. ميره از يكي مي پرسه: ببخشيد، اينجا بهترين سينماش كجاست؟ يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين سينما نداره كه. يك سينما داريم، اونم سه تا چهار راه جلو تره. خلاصه يارو سينما رو پيدا مي كنه، ميره جلوي باجه بليط فروشي، ميگه: يك بليط بدين براي همين سانس،‌ فقط جاش خيلي جلو نباشه. بليط فروشه يك نگاهي بهش مي كنه، ميگه:‌گريبي؟! جاي جلو،‌ جاي عقب نداره كه. بليط ميخري، ميري تو، هرجا گيرت اومد واميستي! خلاصه يارو ميره تو، از قضا يك جايي تو بالكن گيرش مياد. وسطاي فيلم، احتياج به قضاي حاجت پيدا ميكنه. از كناردستيش ميپرسه: ‌ببخشيد، ‌دستشويي كجاست؟ طرف يك نگاهي بهش ميكنه،‌ ميگه: ‌گريبي؟! داستشويي ماسشويي نداره كه،‌ همين جا بلند ميشي واميستي، كارت رو مي كني! يارو با خودش ميگه: بابا اين عقلش ناقصه. از اونيكي كنار دستيش مي پرسه،‌ اونهم همين جوابو ميده. خلاصه يارو داشته خيلي بهش فشار ميومده، مي بينه چاره اي نداره. بلند ميشه، قضيه رو درمياره، بسم الله شروع مي كنه به شاشيدن! يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هـــوي! گريبي؟! يك جا نگيريش، تكون تكونش بده!!!


...........................................

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر اين بواسير من خيلي اذيت ميكنه. دكتره ميگه: لباساتو دربيار، برو دمر بخواب رو اون تخت، ببينيم مشكلت چيه. خلاصه يارو تركه كون‌لخت دمر ميخوابه، دكتره هم يك دستكش اساسي دستش ميكنه، نوك انگشتش رو ميكنه به ماتحت تركه، ميپرسه: اينجا درد ميكنه؟ تركه ميگه: نه آقاي دكتر، يكم جلوتر. دكتره دستشو تا مچ ميكنه تو، ميپرسه: اينجا؟ تركه عرق ريزان ميگه: آااي.. نه آقاي دكتر، يكم جلوتره. دكتره دستشو تا آرنج فرو ميكنه تو، ميپرسه: اينجا؟ تركه اشك ريزان ميگه: آاااي.. نه آقاي دكتر.. اوووخ.. جلو تره.. دكتره شاكي ميشه، دستشو تا كتف فرو ميكنه تو، ميپرسه: اينجاست؟! تركه نعره زنان ميگه: آاااي .. آره... آآ.. همينجاست! دكتره اخم ميكنه، دستشو ميكشه بيرون، ميره جلو دستشويي صابونو بر ميداره، ميگه: عزيزجان، شما لوزه‌ت چرك كرده


...........................................

يه تركه زنگ مي زنه هواشناسي مي گه : آقا خيلي ممنون، ديروز هوا خيلي خوب بود!


...........................................

تركه ميخواسته زير دريايي امريكا رو تو خليج فارس غرق كنه بعد کلی فکر کردن لباس غواصی می پوشه و تا نزدیک زیردریایی شنا میکنه... یواش میره تا دم در زیر دریایی.. در ميزنه و فرار ميكنه


...........................................

آقا يه روز 2 تا ماشين با هم ازدواج مي كنن !!
اگر گفتين بچه شون چي ميشه ؟؟؟ :?:

..
...
....
.....
بچه دار نميشن !!
(چون كاپوت داشتن )


...........................................

تركه ميره مشهد زیارت امام رضا احساساتي ميشه ميگه:امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟؟


...........................................

يه روز يه تركه مي ره تو خيابون رفيقاش ميان اذيتش كنن مي گن اصغر دوست دخترت پريود شده !؟
اصغر حول مي شه و دور دهنش رو پاك مي كنه مي گه ، مگه معلومه ؟!؟!


...........................................

يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!


...........................................

تركه از يكي ميپرسه اقا قبله كدوم طرف؟! يارو نشونش ميده .. تركه ميگه بايد خيلي برم؟!


...........................................

تركه ميفته تو جوب . واسه اينكه ضايع نشه تو جوب شنا ميكنه صدا قوطي حلبي در مياره


...........................................

تركه باباشو ميكشه ميره مرحله بعد!


...........................................

به تركه ميگن با ايده جمله بساز ميگه : بابا اين جمله سازي هم مارو گاییده


...........................................

 

مثنوی مأمور و «مورد» !

ديد مأموری زنی را توی راه
«کو همی‌گفت ای خدا و ای اله»

تو کجايی تا شوم من همسرت
وقت خواب آيد بگيرم در برت

تاپ پوشم بهر تو با استريچ
جای می نوشم به همراهت سن‌ايچ

پا دهد، صندل برايت پا کنم
تا خودم را در دل تو جا کنم

زانتيايت را بشويم روز و شب
داخلش بنشينم از درب عقب

در جلو آن‌که نشيند، آن تويی
در حقيقت صاحب فرمان تويی

گر تو گويی، شال بر سر می‌نهم
گر تو خواهی، موی را فر می‌دهم

موی سر مش می‌زنم از بهر تو
يک‌سره حتی به وقت قهر تو

از برای تست کوته آستين
پاچه‌ی شلوار من هم همچنين

غير يک‌کيلو النگو توی دست
پای من بهر تو پر خلخال هست

بهر تو مالم به صورت نيوه‌آ
يک گرم، يا دو گرم ... يا اين‌هوا !

اودکلن بر خود زنم پيشت مدام
تا که بوی گل بگيرد هر کجام

می‌روم حمام گرم کوی تو
می‌زنم سشوار، رو در روی تو

گر که حتی مو نباشد بر سرم
من کله‌گيس از دبی فوراً خورم!

ای فدايت ريمل و بيگودی‌ام
وی فدايت لنز و عينک دودی‌ام

من برای تست گر «روژ» می‌زنم
گر جز اين بوده است، کمتر از زنم!

از برای تست اين روژ گونه‌ام
ورنه بهر غير، ديگر گونه‌ام

خاک پای تست خط چشم من
تا درآيد چشم هر مرد خفن

لاک ناخن‌هام ناز شست تو
ناخن مصنوعی‌ام در دست تو

بهترين‌ها را پزم بهر غذا
پيتزا و شينسل و لازانيا

با دسر بعدش پذيرايی کنم
همرهش يک استکان چايی کنم

ای به قربان تو هر چه باکلاس
می‌شوم خوش‌تيپ بهرت از اساس

بهر تو تيپ جوادی می‌زنم
گر نجواهی، تيپ عادی می‌زنم

«گر که گويی اين کنم يا آن کنم»
من دقيقاً ای عزيز آن‌سان کنم

من برايت می‌شوم اِند ِمرام
گر که باشد سايه‌ی تو مستدام

کاش می‌شد من ببينم رويکت
واکنم گل‌سر، زنم بر مويکت

***

گفت مأمورش که: ای زن، کات کن!
کمتر از اين خلق عالم مات کن

چيست اين لاطائلات و ترّهات؟
حاسبوا اعمالکن، قبل از ممات

بوی کفر آيد ز کل جمله‌هات
اين چه ايمانی است؟ ارواح بابات!

تيپ تو بوی تساهل می‌دهد
نفس آدم را کمی هل می‌دهد

حرف‌های تو خلاف عفت است
بدتر از ای‌ميل و يک‌صد تا چت است!

آن‌چه کلاً عرض کردی، نارواست
«مفسدٌ فی العرض» بودن هم خطاست

با خدايت مثل آدم حرف زن
گر که قادر نيستی، اصلاً نرن!

از خدا چی چی تصور می‌کنی
کاين چنين با او تغيير می‌کنی؟

شل حجابا! دين ادا اطوار نيست
جای مانتو کوته سرکار نيست!

بايد آموزی کمی علم کلام
حق همين باشد که گويم، والسلام!

چون به پايان آمدش مأمور حرف
از خجالت آب شد زن مثل برف

گفت: ای مأمور، حالم زار شد
از مرام خود دلم بيزار شد

حرف تو هر چند توی خال زد
در نگاهم ليک ضدّ حال زد

از سخن‌های تو من دپرس شدم
گر طلا بودم دوباره مس شدم

من پشيمان گشتم از ايمان خود
می‌روم اکنون به کفرستان خود

بعد از اين ريلکس می‌گردم دگر
کاملاً برعکس می‌گردم دگر

پس سر خود را گرفت و گشت دور
با دلی آشفته و چشمی نمور

***

ناگهان در توی ره، مأمور را
تلفن همراه آمد در صدا

يک نفر در پشت خط از راه دور
گفت با مأمور: کای مرد غيور

اين چه برخوردی است که مورد پرد؟
مرده‌شور اين طرز ارشادت برد!

از چه زن را ول نمودی در فراق؟
أنکر الأشخاص عندی ذوالچماق

تو برای وصله کردن آمدی
نی برای مثله کردن آمدی

ما برون را بنگريم و قال را
منتها يک‌خورده‌ای هم حال را

اين زنی که تو چنين پراندی‌اش
فاسد و فاسق پس آن‌گه خواندی‌اش

هيچ می‌دانی که خيلی زود زود
او «فرار مغزها» خواهد نمود؟

اين فضای اجتماع حاليه
گر چه هر چه بسته‌ترتر(!) عاليه

مصلحت می‌باشد اما بعد از اين
باز گردد يک‌کمی ماند چين

پس به محض قطع اين تلفن بدو
دامن زن را بگير و گو مرو

( دامنش را گر گرفتی در مسير
در حد شرعيش اما تو بگير! )

رفت مأمور از پی زن با دليل
گر چه در ظاهر بسان زن ذليل

ديد زن را در خيابان صفا
رفت پيشش، گفت او را: خواهرا!

بعد از اين‌ها ترک قيل و قال کن
با خدا هر طور خواهی حال کن

توی هيچ آداب و ترتيبی مکوش
هر چه می‌خواهد دل تنگت بپوش
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:24  توسط افشین  | 

جوک

دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!


...........................................

تركه اسم بچش رو ميگذاره ديويد كاپرفيلد! ازش مي پرسند: چرا اسمشو اينجوري گذاشتي؟! ميگه: آخه تخم سگ از دو تا كاندوم گذشته!!

 


...........................................

تركه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! تركه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش كس شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من كير ميخوام! تركه ميگه: آي گفتي!!!!


...........................................

تركه اسمش مراد بوده، ازش مي پرسند چرا اسمتو گذاشتن مراد؟ ميگه آخه من آب نطلبيده بودم!!


...........................................

زنه تو خيابون داشته لنگ لنگان راه ميرفته، لوطيه بهش ميگه: خدا بد نده آبجي؟! زنه ميگه: خدا بد نداده، خودم بد دادم!!!

 


...........................................

تركه مي خواسته چشماي بچش عسلي شه؛ تخماش روهفت دقيقه ميندازه توآبجوش!


...........................................

تركه تو مانور شركت ميكنه، 10 سال اسير ميشه!!!


...........................................

تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: مادر قحبه! اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!


...........................................

تركه داشته با نافش بازي ميكرده، يهو كونش ميفته!!


...........................................

تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!


...........................................

ملكة انگليس داشته از يه بيمارستان بازديد ميكرده، وارد يك اتاق ميشن، ميبينن مريضه داره رو تخت جلق ميزنه! ملكه جا ميخوره از رئيس بيمارستان ميپرسه : اوه! آقا خواهش مي?نم بفرماييد اين چه وضعيت? است؟ رئيس بيمارستان جواب ميده: چيزه! بله! ببخشيد! يادم اومد. اين مريض ميزان ترشح اسپرمش خيلي زياده، اگر روزي يه بار تخليه نكنه حالش وخيم ميشه! ملكه ميگه : عجب! حالا فهميدم! خلاصه ازونجا رد ميشن، تو بخش بعدي وارد يك اتاق ميشن، ميبينن يك پرستاره داره براي يه مريض ساك ميزنه! ايندفعه قبل ازين كه ملكه سئوال كنه، دكتره ميگه : اين مريض هم همون مشكل رو داره، ولي اين بخش خدمات بهتري ارائه ميده!!!


...........................................

 

اين روزا روزاي شعر و شاعريه!!!!


...........................................

يه دوستي ميگفت:
چرا اينترنت عين كير ميمونه؟!!

چون اينترنت هم عين كير....

* دو حالت داره: يا فعاله يا غير فعال. وقتي فعاله خيلي حال مي ده ولي آدم رو از رو كارو زندگي مي اندازه!
* در اصل براي انتقال منابع حياتي طراحي شده. هنوزهم يك سري ملت معتقدند كه فقط به همين منظور بايد به كار بره، ولي اين روزها اكثر مردم فقط واسه حال و حول ازش استفاده مي كنند!
* روشيه براي ارتباط با آدمهاي ديگه. بعضيا بيخود اين رابطه رو خيلي جدي مي گيرند و اكثراً آدم نمي دونه با چه تيپي رابطه داره تا وقتي كه خيلي دير ميشه!
* اگه هنگام استفاده ازش از وسايل جلوگيري كننده مناسب استفاده نشه، باعث انتقال ويروس ميشه!
* تا به خودت بياي مي بيني كلي خرج رو دستت گذاشته!
* خيلي بيشتر از امكانات و ظرفيتي كه داره بهش اهميت داده ميشه!
* اگه مواظب نباشي باهاش چيكار مي كني، ممكنه بدجوري تو دردسر بيفتي!
* بعضي از ملت دارند، بعضي ها ندارند!
* براي اونايي كه دارند اونقدر مهمه كه حتي نمي تونند فكرش روبكنند كه بشه بدون اون زندگي كرد!
* از نظر اوناي كه ندارندش اسباب بازي جالبيه، ولي فكر مي كنند ارزش اونقدر توجهي كه اونايي كه دارند بهش ميدن رو نداره.
* اكثر اوناي كه ندارندش، دوست دارند يك بار امتحانش كنند!
* وقتي شروع مي كني باهاش وربري، ديگه هيچ جور نميتوني جلوي خودتو بگيري!
* بعضي ملت وقتي كاري ندارند، از صبح تا شب مي شينند باهاش بازي مي كنند!
......................


...........................................

آن يكي وامي طلب كرد از رفيق
گفت كيرت را ببينم من دقيق
گفت ربط كير من با وام چيست
گفت با پس دادنش بيربط نيست
موعدش چون ميرسد با توپ پر
پاسخم گويي كه كيرم را بخور!
پس ببينم تا خورندم هست آن
يا ندارم خوردن آن را توان!
بسكه خوردم كير از هر وامگير
بايد از اول ببينم سايز كير!!


...........................................

توووووووووووووووووووووووووووووووپ:

هر كه عمامه به سر داشت بگويند فضلاست
هركه پشمينه به تن داشت بگويند علماست
كير ما هر دو صفت را داراست
به گمانم كه اديبُالاُدباست!!!


...........................................

خيلي خيلي بي ادبه كسي كه اينو گفته:


پستان زنت، ز كون تو چاق تر است!
گاييدنِ تو، ز خواهرت شاق تر است!
هنگامِ جماعِ مادرت، فهميدم
در تخت،زنت زِاو خوشاخلاق تر است!!


...........................................


دلميرود زِ دَستم، صاحبدلانخدا را
ما انقلاب كرديم، يا انقلاب ما را ؟!!


...........................................

از خساست گوز را چُس ميكند
كير را تا نصفه در كُس ميكند !!


...........................................

بي ادب: !!!!!!!!!


گـوزيـد زنـي بر او چـو بسـپـوزيـدم
ميگـفت لطيفه اي كه بس سوزيدم
ميگـفت كه ريده ام به كير همه من
مـنـت سـر تـو گـذاشتم و گـوزيدم!


...........................................

هر چيز كه بيني به جهان هست به جا
يـك مـوي قلم سـان نكـرده بـه خطا
چون كيركهگر به مغز سر جايش بود
مي رفت بشر فرو به كس تا كـف پا!


...........................................

كس فراوان است كون كردن چرا
رو به پشت شوخه دون كردن چرا
بوي چس آيد ز كـون، در مغز تو
عقـل را از سـر برون كردن چرا ؟


...........................................

 



آنقدر مستم كه از چشمم شراب آيد برون
وَز كس عمم، مغني با طناب آيد برون!



...........................................


ديشب تو را ز مستي تشبيه ماه كردم
كير منم نبودي، من اشتباه كردم !!



...........................................

 

به عملهه ميگن با آجر جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن، ديوار ميسازن!!


...........................................

تركه ميره پيش رفيقش ميگه: بابا تو چي كار ميكني اينقدر وضعه كاسبيت خوبه؟! ما خيلي كاسبيمون كساده، سرجدت به ما هم يكم ياد بده. رفيقش ميگه: بيا دو دقيقه بشين اينجا بين من چيكار ميكنم. تركه ميشينه تو دكون يارو، يه مشتري مياد ميگه: آقا تخم چمن دارين؟! يارو ميگه: بله كه داريم، بفرماييد اين تخم چمن اينم به ماشين چمن زني! يارو ميگه: اين براي چيه؟! ميگه: خوب عزيزم تو وقتي چمن كاشتي يه ماه ديگه چمنات بلند ميشن، اون وقت بايد كوتاهشون كني، حالا تا اون وقت هم معلوم نيست من چمن زن داشته باشم، تازه ممكنه گرون شه... خلاصه يك ربع روضه ميخونه، مخ يارو رو ميزنه. يارو هم ميگه باشه، چمنزن رو هم ميبرم. تركه اينو ميبينه خيلي حال ميكنه ميگه: بابا ايول، كارت خيلي درسته! منم ديگه ياد گرفتم! ميره مغازه خودش، يه يارو مياد ميگه: آقا نوار بهداشتي دارين؟ تركه ميگه: بله كه داريم، بفرمايين اين نوار بهداشتي، اينم يه چمن زن! يارو ميگه: بابا اين ديگه براي چيه؟! تركه ميگه: بابا جان تو كه شب جمعت ريده شده! بيا حداقل چمناي خونت رو بزن!!!


...........................................

رشتيه و قزيونيه رو نصفه شب مست و خراب ميگيرن ميبرن منكرات. از قزوينيه ميپرسن: پدرسگ تو چيكارهاي؟! ميگه: من شاه قزوينم خوار همه تون رو هم ميگام! از رشتي ميپرسن تو چيكارهاي؟! ميگه: منم پادشاه رشتم، خوار همه تون رو هم ميگام! افسره ميبينه اين دوتا حالشون خيلي خرابه، اصلاً حاليشون نيست كجان، ميگه جفتشون رو بندازن تو يك سلول تا فردا خوارشونو بگان! صبح كه ميشه مستي از سر جفتشون پريده بوده، اول قزوينيه رو ميارن واسه بازجويي، افسره همون اول يكي ميخوابونه زير گوشش بهش ميتوپه: پدرسوخته! ديشب كه پادشاه بودي، حالا كي هستي؟! قزوينيه ميزنه زير گريه، ميگه: بالام جان من كارگرم، بدبختم، حالا ديشب يه غلطي كرديم شما ببخش مارو. بعد نوبت رشتيه ميشه، افسره بهش ميتوپه: خوب تو چيكارهاي؟! رشتيه ميزنه زيرگريه، ميگه: والله ما تا ديشب پادشاه رشت بوديم، ولي از ديشب تا حالا ملكه قزوينيم!!! (حالا تركاي قزويني يه كم حال كنن!!!!)

...........................................

(قابل توجه 90% دختراي ايروني!!!) سه نفر كل گذاشته بودن سر اندازة پستوناي زناشون! اولي ميگه: پستوناي زن من اندازه خربزه است! دومي ميگه: پستوناي زن من اندازه هندونست! سومي ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست، من وقتي كرست زنم رو ميبرم خشك شويي يارو ميگه: چتر نجات قبول نمي كنيم!!!


...........................................

تركه داشته از تو جزيره آدمخورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت ميكنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كلة رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع ميكنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!


...........................................

(قابل توجه رشتيا!!!) از زن تركه ميپرسن: نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه! ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!!!


...........................................

 

يه نفر لطف كرده مجاني برا ما تبليغ كرده تو اينجا!!!!:


...........................................

 

به يه كرد ميگن: ساعت داري؟ ميگه: ساعت چيه، مرد بايد كير داشته باشه!!!! 


...........................................

يه مار بوآ ميره تو شرت عربه، موقع وارد شدن ميگه: رخصت پهلوون!!!


...........................................

 

به تركه ميگن: شما دانشگاه ميري؟
ميگه: اگه بار بخوره ميرم!!!!!


...........................................

به يه تركه ميگن: اجازه ميدي پسرت بره دانشگاه؟
ميگه: والله اگه به درسش لطمه نخوره آره، اجازه ميدم!!!


...........................................

به تركه ميگن اگه يه كاميون پر پول بهت بدن چيكارش ميكني؟
ميگه: 2500 تومن ميگيرم خاليش ميكنم!!!!


...........................................

ارواح خاك خر قسمتون ميدم كه جوك بفرستين !!!!!


...........................................

زن رشتيه بچه ميزاد، دوستاش ميرن به مرده تبريك ميگن، مرده بهشون ميگه: من چه كاره بيدم!!!! (داوود برره اي!!!)


...........................................

 

ميدوني فرق كير خر با اتوبوس دو طبقه چيه؟! ...نه؟! پس بپا اشتباه سوار نشي!!!


...........................................

تركه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه كاندوم بخره، ولي يك كلوم هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه، كيرش رو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش. عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، كيرش رو ميندازه رو ميز و پولا رو برميداره!!!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:22  توسط افشین  | 

جوک

ترك ديسك كمر داشته، بچش با كيفيت به دنيا مياد!


...........................................

تركه دو تا زن داشته. يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتما ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصه ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصه ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه كيرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!


...........................................

تركه دو تا زن داشته. يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتما ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصه ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصه ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه كيرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!


...........................................

يارو ازون تيمسار كسخلاي تير بوده، يك روز كله سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چهچه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكيتر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!


...........................................

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزنه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!


...........................................

تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام كيرمم نميتوني بخوري!


...........................................

از تركه ميپرسن چطور شد ترك شدي؟ ميگه: ايلده اول دنيا خدا ازم پرسيد: دوست داري ترك خر باشي يا فارس زنقحبه؟! منم گفتم: همون ترك خر بهتره!


...........................................

 

ملاهه ورم معده داشته، ميره دكتر، دكتره (كه از قضا ترك بوده) بهش ميگه: يك رژيم بهت ميگم بايد رعايت كني. ملاهه ميگه: چشم آقاي دكتر. دكتره ميگه: گوشت نخور، غذاي پر چربي نخور، مشروب نخور، ترياك نكش، بالاي منبر هم نرو! ملاهه ميگه: ديگه واسه چي بالاي منبر نرم؟! دكتره ميگه: اونجا گه زيادي ميخوري، براي معدت خوب نيست!!!


...........................................

پيرمرده ميره داروخونه، ميگه: آقاي دكتر، يك چهارم قرص واياگرا بدين. دكتره كف ميكنه، ميگه: پدر آخه يك چهارم قرص كه به جايي نميرسه. پيره مرده ميگه: اي بابا، ما كه اين كارا ازمون گذشت.، همونقدر بلند شه كه من رو كفشام نشاشم كافيه!!!


...........................................

به يه تركه ميگن: « برو يك روزنامة كيهان يا اطلاعات بخر » بعد ازيك ساعت ديدند تركه سر يك خر را گرفته و با خود مي آورد. با تعجب پرسيدند: تو رفتي كيهان بخري اين چيه؟
گفت:ـ راستش كيهان و اطلاعات نبود، منم « همشهري» خريدم.!!



...........................................

به يك تركه گفتن : ـ تو كه اين همه كارت ارمغان بهزيستي ميخري اگه زد و توي صد سالگي ات صد ميليون تومن بردي، با اون پول چيكار مي كني؟
گفت: ميدم صد هزارتا توالت باهاش بسازن.
گفتن: اين همه توالت براي چي؟
گفت: براي اينكه همه بيان و برينن تو شانس من كه تو صد سالگي برنده شدم.!!!!



...........................................

 

به يه تركه ميگن برو روزنامه بخر، ميره با يه پاره آجر برميگرده! ميپرسن واسه چي آجر آوردي به جا روزنامه، ميگه: رفتم روزنامه فروشي پول دادم يارو گفت همون رويي رو ور دار ببر! ...


...........................................

 

يه سوال: چرا مهمانداران هواپيما رو از زنهاي خوشگل انتخاب ميكنن؟!
جواب: كه هواپيما زودتر بلند شه!!!


...........................................

تركه تو تاكسي نشسته بوده، از بغليش ميپرسه: ببخشيدآقا ساعت چنده؟ يارو ميگه: ساعت دو و ربع. تركه ميگه: آخ جون! يه ساعت ديگه ميرسم خونه شورت خانم رو در ميارم، چه حالي ميده! يارو يه نگاه به تركه ميكنه، هيچي نميگه. بعد از يك مدت باز تركه ميپرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: دو و نيم. تركه ميگه: آخ جون! سه ربع ديگه ميرسم خونه، شورت خانم رو در ميارم، چه حالي ميده! باز يارو يكم چپچپ تركه رو نگاه ميكنه ولي چيزي نميگه. دوباره بعد يه مدت تركه ساعت ميپرسه، مرده ميگه: يك ربع به سه. تركه دادميزنه: ايول! جونمي! نيم ساعت ديگه ميرسم خوه،شرت خانم رو درميارم،آي حال ميده!! مرده شاكي ميشه ميگه: آقا اين چرت و پرتا چيه ميگي؟! زشته، قباحت داره، زن و بچه اينجا نشستن. تركه برميگرده ميگه: آقا چرت و پرت نيست، من صبح عجله داشتم اشتباهي شورت خانم رو پوشيدم!!!



...........................................

تو مسابقه 20 سوالي قزوينيه ميگه: كونه؟! يارو ميگه: نه آقا، اين حرفها چيه. ميپرسه: سفيده؟ يارو ميگه: بله. ميگه: بالامجان كونه؟! يارو ميگه: نه جانم، كون نيست! قزوينيه ميپرسه: وسطش چاك داره؟! يارو ميگه: آره. ميگه:آهااا! فهميديم..بالام جان كونه؟! يارو ميگه: باباجان من كه گفتم نه! كون نيست! قزوينيه ميگه: سوراخ داره؟! يارو ميگه: نه. قزوينيه ميگه:اَاا... بالام جان اين چه كونيه كه سوراخ نداره؟!!!


...........................................

يك بابايي چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد، از قضا اين يكي غولش ترك بوده. غوله ميگه: يه آرزو بكن. يارو ميگه: يه كاري كن كه كيرم اونقدر درازشه كه وقتي راه ميرم رو زمين كشيده شه! غوله هم ميزنه جفت پاهاشو قطع ميكنه!!


...........................................

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!


...........................................

خبر نگاره نظر تركه رو درباره سيگار ميپرسه، تركه ميگه: به نظر من سيگار پدر سلامتيه! خبرنگاره ميگه: چطور آقا؟ دليل شما چيه؟! تركه ميگه: آخه مادر سلامتي رو ميگاد!!!


...........................................

رفيق رشتيه داشته نصيحتش ميكرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن برن اينو بكنن! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!


...........................................

يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!!!



...........................................

از قزوينيه ميپرسن: شما تحصيل كرده ايد؟! ميگه: والله تحصيل كه نه، ولي بالامجان محصل زياد كردم!!!


...........................................

سر كلاس پزشكي استاد از شاگرداش ميپرسه: كدوم يك از اعضاء بدن ميتونه تا 9 برابر حالت عادي بزرگ بشه؟
يه دختر ميگه: استاد من ميدونم ولي روم نميشه بگم... استاد ميگه عيب نداره نگو!
يه پسره ميگه منم ميدونم ... اون مردمك چشمه.....
استاد ميگه آفرين درسته... بعدش به دختره ميگه شما هم اينقده توقع زيادي نداشته باش!!!!!


...........................................

يه جوك از پرهام:
يه دكتر ترك به مريضش 2 جور قرص ميده ميگه: يكيشو يه ربع قبل از خواب ميخوري يكيشو يه ربع قبل از بيداري!!!!


...........................................

تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!!

...........................................

 

از زن رشتيه ميپرسن: شما موقع عشقبازي با شوهرتون صحبت ميكنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!


...........................................

بچهه داشته با اتوبوسش بازي ميكرده، هي ميگفته: قام قام... ايستگاه اول، كونيا درجلو، جندهها در عقب! ...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،كسكشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه، ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟! يقه بچهه رو ميگيره ميبره تو انباري زندانيش ميكنه. بعد از سه ساعت مياد بهش ميگه: آدم شدي؟! بچه ميگه: آره، ميگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازي كن. بچه هم ميره اتوبوسش رو بر ميداره ميگه:... قام قام...ايستگاه سوم، زن قحبهها در جلو، مادرقحبهها در عقب...اون جاكشهايي هم كه ميگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخير داره، برن ازون زنيكه جندهاي كه تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!


...........................................

يك مرغ آمريكايي و يك مرغ ايراني داشتن واسه هم رجز ميخوندن، مرغ ايرانيه ميگه: من هر تخمم 30 تومن قيمتشه! مرغ آمريكاييه ميگه: چاييدي! من هر تخمم 40 تومن قيمتشه! ايرانيه ميگه: برو خواهر! ما واسه 10 تومن كون خودمون رو پاره نميكنيم!!!


...........................................

معلمه داشته پاي تخته مسئله حل ميكرده، يهو يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت! يارو به روي خودش نمياره، يكم ميگذره دوباره يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت بچه كوني! باز معلمه به روي خودش نمياره، بار سوم دوباره يكي از ته كلاس همينو ميگه، معلمه تيز بازي درمياره،گيرش مياره. شاكي از كلاس، ميرخ بيرون، ميره پيش مديرِ دبيرستان ميگه: بابا اين چه افتضاحي؟! اين چه مدرسه گنديه؟! من دارم سر كلاس رياضي درس ميدم، يك پسره هي ميگه: ميكنمت! مديره ميپرسه: يارو لباس سورمهاي تنش نبود؟ معلمه ميگه: چرا. مديره ميگه: شلوارش هم سياه بود؟! معلمه ميگه: آره خودشه! مديره ميگه: ببين اين راست ميگه، جداً ميكنه!!!


...........................................

تركه تو مسابقة دو دوپينگ ميكنه، ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن!!


...........................................

از تركه ميپرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!!!


...........................................

شيره ميخواسته بره مسافرت، خرگوشه رو جاي خودش ميگذاره سلطانِ جنگل. خرگوشه هم روز اول ميگه: برين اون روباه پدرسوخته رو بيارين. ميرن روباهه رو ميارن، هنوز تو نيومده، ميتوپه بهش كه: پدرسوخته، تو كلاهت كو؟! دستور ميده روباهه رو ببندن به يك درخت، همه حيووناي جنگل بيان يك دور بكنن! دو روز بعد دوباره روباهه رو احضار ميكنه، باز تا مياد تو بهش ميگه: مادرقحبه! تو كلاهت كو؟! باز ميده ببندنش به درخت و همه حيوونا ترتيبشوميدن. خلاصه چهار پنج روز همينجوري ميگذره، آخر روباهه شاكي ميشه، زنگ ميزنه به موبايل شيره و ميگه بابا اين چه افتضاحيه؟! اين ريختي پيش بره، اين خرگوش تاج و تختت رو به باد ميده. شيره هم زنگ ميزنه به خرگوشه ميگه: بابا، بيخودي كه نبايد به ملت گير بدي! يه گيري بده كه شاكي نشن. خرگوشه ميگه: يعني چي؟ ميگه: مثلا فردا روباهه رو بفرست برات سيگار كِنت بخره. اگه پايه كوتاه خريد بگو چرا بلندشو نخريدي، اگه بلند خريد بگو چرا كوتاهشو نخريدي، بعد هم ترتيبش رو بده! خرگوشه ميگه: خوب، يادگرفتم. فردا باز روباهه رو احضار ميكنه و ميگه برو يك بسته سيگار كنت بخر. روباهه مياد تيزبازي دربياره، ميره هم سيگار پايه بلند ميخره هم پايه كوتاه. خلاصه برميگرده تو كاخ، پايه كوتاهه روميده، ميگه: قبله عالم به سلامت! اينم سيگار كنت. خرگوشه زود ميگه: پدرسوخته، من پايه بلندشو ميخواستم! روباهه هم درجا دست ميكنه بسته پايه بلند رو ميده. خرگوشه ميبينه رودست خورده، پاك شاكي ميشه، ميگه: اصلا كسكش تو كلاهت كو؟!!!

...........................................

قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، دويست ميليون نقد ميدزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!!!


...........................................

قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، دويست ميليون نقد ميدزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!!!


...........................................

تهرانيه به تركه ميگه: بگو بلوط، تركه ميگه: بلوط. تهرانيه ميگه: كيرم تو گلوت! تركه حسابي بهش بر ميخوره، با خودش ميگه من بايد حال اينو بگيرم. ميره يه هفته فكر ميكنه، هفته بعد مياد به تهرانيه ميگه: بگو شلغم. تهرانيه ميگه: شلغم. تركه ميگه: كيرت تو حلقم!!!

...........................................

تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!!

...........................................

يك جناب يُبسي زن ميگيره، شب ميرن تو حجله، يارو مياد آقا بزرگ بازي درمياره، ميپرسه: عزيزم، مامانت سفارشهاي لازم رو بهت كرده؟! دختره كه دوزاريش نيافتاده بوده، ميگه: آره عزيزم، ولي بين خودمون باشه، اين مامان من اونقد امله كه من ترجيح ميدم روشهاي هميشگي خودم رو حفظ كنم!!!


...........................................

باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم!!!


...........................................

يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه رايها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي ميخوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!!!


...........................................

زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون ميگفته: احمق...بيشعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!!!


...........................................

 

تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صابكارش بهش ميگه: كسخل تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده اون دفعه با فرقون بردم، اين ميلههاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!


...........................................

تركه ميخواسته بره شكار گوريل، با خودش يك تفنگ و يك سگ و يك گوني برميداره. رفيقش ميپرسه: بابا تو مگه چجوري گوريل شكار ميكني كه اين همه چيز بيربط لازم داري؟ تركه ميگه: ببين، من ميرم بالاي درخت گوريله رو قلقلك ميدم، گوريله ميافته پايين، سگم ميره تخماشو گاز ميگيره، منم ميندازمش تو گوني! رفيقش ميپرسه: خوب پس تفنگ رو واسه چي ميبري؟ تركه ميگه: خوب آخه ممكنه گوريله منو پرت كنه پايين!!!


...........................................

دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل رو سرويس كرده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم!!!


...........................................

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، غوله از توش در مياد ميگه: يه آرزو بكن. تركه ميگه: ميخوام از كيرم به جاي شاش شامپاين بياد! غوله هم ميگه: باشه. خلاصه تركه شب ميره خونه ماجرا رو واسه خانوم تعريف ميكنه، بعد ميگه: برو يه ليوان بيار يه حالي بكنيم! زنه ميگه: چرا فقط يه ليوان؟! تركه ميگه: خوب تو از شير بخور!!!


...........................................

تركه ساعت دو نصف شب زنگ ميزنه به يك دامپزشكه، ميگه: آقاي دكتر، تورو خدا سريع بياين، سگم يك كاپوت قورت داده! دامپزشكه ميگه: خوب اگه تو گلوش گير نكرده، مشكلي نيست، خوش دفع ميشه. تركه با حالت عصبي ميگه: نه آقاي دكتر، سگم يك كاپوت قورت داده، تورو خدا زودي خودتونو برسونيد، الان خانم داره گريه ميكنه! دامپزشكه ميگه باشه، آدرس تركه رو ميگيره و قطع ميكنه. هنوز لباسشو كامل نپوشيده بوده كه تركه دوباره زنگ ميزنه، ميگه: آقاي دكتر، مشكل برطرف شد. يك كاپوت ديگه تو كشو پيدا كرديم!!!


...........................................

تركه كيرش مي خوابه، تخماش رو ميدزدن!!!


...........................................

تركه كيرش مي خوابه، تخماش رو ميدزدن!!!


...........................................

شيره و خره قرار ميگذارن همديگه رو بكنن، اول شيره ميكنه، وسط كار به خره ميگه: برگرد يه لب بده بينم. خره برمي گرده يه لب ميده. بعد نوبت خره ميشه، شروع ميكنه به كردن وسط كار ميگه: هوي شيره برگرد يه لب بده بينم. شيره هم با ناله ميگه: آاي كسعمت! اگه بتونم برگردم كه خوارتو ميگام!!!

 


...........................................

 

با شما هستم... بله با شما!!!!! تقريبا" ميشه گفت گندش رو در آوردين! شدين حاضري خور
بابام جون جونتون در مياد 2 تا جوك بفرستين برا اين وبلاگ!!!!!!!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:22  توسط افشین  | 

جوک

به عربه ميگن با آب جمله بساز، ميگه: كير تو كس ننت! ميگن: پس آبش كو؟! عربه ميگه: برو از ننت بپرس!


...........................................

تركه ميره تو يك قهوه خونه تو تهران، ميبينه يك بدبختي افتاده رو زمين، 6 تا قمه هم تو شيكمشه! از يكي ميپرسه: ببخشيد، اين چيكار كرده بوده؟ يارو ميگه: گنده گوزي كرده بود! بعد از دو هفته تركه ميزنه شيكم يك بدبختي رو تو تبريز سفره ميكنه! بازپرسه ازش ميپرسه: بابا مگه اين بدبخت چيكارت كرده بود؟ تركه ميگه: جناب سروان،گوز گنده داده بود!!!

 


...........................................

تهرانيه و تركه و عربه شرط بندي ميكنن كه آب كه بيشتره! اول تهرانيه ميزنه، آبش ميشه يك ته استكان. بعد تركه ميزنه: آبش ميشه يك نصفه استكان. نوبت عربه ميشه، يك مك ميزنه به كيرش، ميگه: ولك اون دبه رو بيار!!!


...........................................

اواهه داشته رد ميشده، ميبينه كنار خيابون نوشتن: واكس 50 تومن. با خودش ميگه: وا؟! كس 50 تومن؟!!!


...........................................

عربه ميره آزمايش خون بده، پرستاره هرچي ميخواسته با سرنگ خون بكشه، نميتونسته. بالاخره مجبور ميشه انگشت سبابه يارو رو سوراخ كنه تا خون بياد، ولي باز خوني در نمياد. بالاخره مجبور ميشه با دهن يك مك بزنه تا يكم خون بريزه رولام. عربه خيلي خوشش مياد، ميگه: ببخشيد خانم فردا دوباره شما ازمايش ميگيريد؟ پرستار ميگه: چطور مگه؟ عربه ميگه: آخه فردا من آزمايش ادرار دارم!!


...........................................

تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!!!!



...........................................

آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه: خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه ، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه، باز سينه هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم!!!


...........................................

زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم . زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم، خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست!!!


...........................................

تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!


...........................................

تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!


...........................................

قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 100 تومن بت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 50 تومن بيشتر ندارم!!!


...........................................

يارو زن اينكارهه ميره دكتر زيبايي، ميگه: آقاي دكتر، بيزحمت دور نافم يكم مو بكاريد!! دكتره كف ميكنه، ميگه: خانم همه ميان اينجا موهاي اضافة بدن رو بسوزونن، شما اومدين دور نافتون مو بكاريد؟! زنه ميگه: والله اقاي دكتر ديديم كار و كاسبي خوبه، گفتيم يك شعبه هم بالاتر بزنيم!!!

 


...........................................

روز عزل حضرت حق بعد ازينكه همة حيوونا رو خلق كرد، به صفشون ميكنه، ميگه: معاملههاتون رو چيديم اون گوشه، هركدوم برين مال خودتون رو برداريد. خلاصه يهو يك شير تو شيري ميشه كه نگو و اين وسط خر بدبخت تا چشم وا ميكنه ميبينه همة معاملهها رو بردن و هيچي بهش نرسيده!! خلاصه خيلي شاكي ميشه، ميره پيش خدا ميگه: خدايا، ما كه عقل درست حسابي بهمون نرسيد، اون دنيا هم كه قراره يك بند ازمون بار بكشن و كونمون بگذارن، حالا هم كه يك كير درست حسابي هم بهمون نرسيد... اصلاٌ نخواستيم.. من نميرم تو دنيا!! خدا خيلي دلش ميسوزه، يك جعبه از تو كمد خلقت درمياره، درشو وا ميكنه يك معاملة اساسي از توش درمياره ميده به جناب حمار، ميگه: اينو گذاشته بوديم براي خودمون، اما بيخيال، بيا مال تو!!!


...........................................

از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!!!


...........................................

 

يه زنه انگليسيه و يه تركه تو آسانسور بودن . زنه شروع ميكنه لخت شدن و به تركه ميگه: يه كاري كن كه احساس كنم واقعاً زنم، تركه هم شروع ميكنه لباساشو در مياره، بعد ميندازدشون جلوي زنه، ميگه: اينا رو بشور بعد هم اتوشون كن!!!


...........................................

عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!!!


...........................................

- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!!!


...........................................

- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!!!


...........................................

- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!!!


...........................................

تركه تو يك دهي دكتر بوده ، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليتههاي لايه لايه پاش بوده، هرچي تركه دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر تركه شاكيميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟!!


...........................................

دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع مي كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نمي تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي كنند، ساندويچاشونو باهم عوض مي كنند!!


...........................................

تركه 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!!!


...........................................

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!


...........................................

رفيق تركه خيلي خانوم باز بوده، تركه ازش ميپرسه: آخه تو چي كار ميكني كه هي چپ و راست خانوم بلند ميكني؟ به ما هم ياد بده. رفيقش ميگه: بابا كاري نداره كه، بيا بريم تا بهت ياد بدم. سوار ماشين ميشن ميرن جلو پاي يه زنه آخر تيكه ترمز ميكنن، رفيقش به زنه ميگه: معين جديد رو شنيدي؟ زنه ميگه: نه. ميگه: بيا من برات بگذارم. خلاصه زنه رو سوار ميكنه و ميبره خونه تا دسته ميكنه، تركه هم خيلي تحت تاثير قرار ميگيره. چند روز بعد با ماشين ميره جلوي يه خانومه نگه ميداره، ميگه: معين جديدي رو شنيدي؟! زنه ميگه: نه. تركه ميگه: نشنوي ها! مـيكُـننت!!!


...........................................

تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش ميپرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم!!!


...........................................

مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم!!!


...........................................

سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!!!


...........................................

كرده تو كردستان پونزده نفرو ميكشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. ميگيرن شلوارشو درميارن، پاش استرچ ميكنند!!


...........................................

 

سلام
من بازم اومدم!! از اين همه تاخير معذرت ميخوام، چند تا مشكل بزرگ برام پيش اومده بود... نتونستم اينجا رو Update كنم... به هر حال دوباره اومدم با يه عالمه جوك...
بخندين تا دنيا به ريشتون بخنده!!!!!!!


...........................................

زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه، بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟! يارو ميگه:خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين! زنه ميگه: حاجآقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه! اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم! يارو ميگه: نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچههام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه!!!


...........................................

قزوينيه يه بچه خوشگل مهمونش بوده، هي ميخواسته بكندش ولي نميدونسته چطور حاليش كنه. تو همين احوال، يكي در ميزنه. قزوينيه ميره دم در بعد از يه مدتي شاكي بر ميگرده، پسره ميگه: چي شده؟! قزوينيه ميگه: هيچي اين پسر همسايه بود، ميگفت: بابام گفته يه كاسه تف بدين، مهمون داريم ميخوايم بكنيمش! ميبيني بالام جان چه مردم بي ملاحظهاين؟! نميگن ما خودمون هم مهمون داريم!!!


...........................................

شباهت ترك و اسپرم چيه؟ تو هردوتاشون از هر چند ميليون يكيش آدم در مياد!!!


...........................................

تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!!!


...........................................

تركه ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!


...........................................

تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!


...........................................

تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:بعله. تركه ميگه: بيزحمت دونخ بدين!!!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:20  توسط افشین  | 

جوک

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

...........................................

تركه تو يه مسابقه نقاشي شركت ميكنه تو جهان اول ميشه، ميان يه هيئت از ايران ميفرستن ببينن چي كشيده. ميبينن يه مرد لخت كشيده كه يه ماسك رو دهنشه، يه شاخه گل دستشه و يه كاندوم هم رو كيرشه! ميرن از كارشناساي خارجي ميپرسن: بابا اين چه افتضاحيه؟ آخه شما چطور اينو برنده اعلام كردين؟! ميگن: اين پيام داره: اون ماسك يعني خودشو از آلودگي ها دور كرده، اون گل نشانه طبيعته، اون كاندوم هم نشانه مبارزه با بيماريهاي جنسيه. بعد ميرن پيش تركه ميگن: منظور شما از اين نقاشي چي بود؟ ميگه: والله ما فقط مي خواستيم بگيم كه كس كردن با كاندوم مثل بو كردن گل با ماسكه!!!

...........................................

روباهه بچه شيره رو ميكنه. ‌بچه شيره هم گريه كنان ميره پيش باباش ميگه: بابا جون! يكي منو كرد! شيره ميگه: غصه نخور بابا، من دهنشو سرويس ميكنم. فرداش يه تابلو ميزنه كه هركي بچه منو كرده بياد شهردارش كنم! روباهه هم ميره به گرگه ميگه بيا تو برو بگو تو كردي، كه تو رو شهردار كنه. گرگه هم خر ميشه ميره ميگه من كردم شيره هم ميبنددش به درخت، ميگه: همه حيوون هاي جنگل بيان بكننش. نوبت روباه كه ميرسه، گرگه سرشوبا ناراحتي بر ميگردونه. روباهه هم بش ميگه: هوي رفيق! ‌چيه از اون وقت كه شهردار شدي ديگه تحويل نميگيري؟!


...........................................

يك لاشيه سوار ماشين بوده، همينطور كه داشته ميرفته،‌ يهو ميبينه جلوتر نيرو انتظامي داره ماشين ها رو ميگرده. يهو يادش ميفته كه تو كيفش يك كير مصنوعي داره، از ترسش سريع كيره رو از پنجره پرت ميكنه بيرون. تو ماشين بغلي دو تا تركه داشتن واسه خودشون مي رفتن كه يهو كيره از جلو ماشينشون رد ميشه. يكيشون به اون يكي ميگه: غضنفر اين چي بود؟! ميگه: فكر كنم پشه بود! يارو ميگه: اَاااه...! ولي عجب كيري داشت ها!!!


...........................................

تركه و اصفهانيه و قزوينيه رو ميخواستن اعدام كنند. به اصفهانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ ميگه: با چوبه دار. ميان اعدامش كنن يه دفعه طناب دار پاره ميشه. قانون اعدام هم اين بوده كه اگه طناب پاره شه ديگه يارو بخشيده ميشده. خلاصه ولش مي كنند بره پي كارش. بعد ميرسن به قزوينيه. بهش ميگن تو رو با چي اعدام كنيم؟ ميگه با گيوتين. اينم تا ميان اعدام كنن يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. خلاصه قزوينيه هم بخشيده ميشه. نوبت تركه ميشه، ‌بهش ميگن: تو دوست داري چطوري اعدام شي؟ ميگه: والله طناب دارتون كه پاره ميشه، گيتينتون هم كه خرابه،‌ مارو تيربارون كنين!!!


...........................................

پسره خيلي تخس بوده و دهن بابا ننه و در و همسايه رو سرويس كرده بوده. خلاصه آخرش مامانش شاكي ميشه ميبردش پيش يه روان شناس كه از قضا از همشهرياي آذربايجاني بوده. ميگه: آقاي دكتر اين پسر من خيلي اذيت ميكنه، پدر مارو دراورده، اصلا حرف گوش نميده، زده تلويزيون رو خراب كرده، شيشه همسايه رو شكسته، ماشين صاحب خونه رو آتيش زده. دكتره ميگه: خانم شما برين روي اون تخت لخت شين تا ببينيم چيكارش مي تونيم بكنيم! زنه ميگه: آقاي دكتر من گفتم پسرم شيطونه شما ميخواين منو معاينه كنيد؟ دكتره ميگه: ‌خانم شما بفرماييد لخت شين! بنده چهل و پنج ساله كه پزشك روانشناسم. زنه باز ميگه: آقاي دكتر! شما مثل اينكه متوجه نشديد، من مي گم پسرم اذيت ميكنه. دكتره ميگه:‌ بله خودم مي دونم ولي همچين بچه اي رو بايد مادرشو گاييد!!!


...........................................

تركه ميره داروخونه ميگه: يه كاندوم كدئين دار ميخوام! داروخونه چيه ميگه: چرا؟ واسه چي؟! تركه ميگه: آخه يه سردرد كيري گرفتم!! (دقيقا" مثل حالت الان نويسنده!!!!)


...........................................

تركه ميره داروخونه، داد ميزنه: آقــا كـــانـــدوم داريـــن؟!! يارو ميگه: آقا يواش تر! اين چيزا روكه بلند نميگن، خوب چند تا ميخواي؟ ميگه: يه بسته. بعد تركه آروم ميگه: ببخشيد وازلين هم دارين؟ مرده ميگه: بابا اين كه اشكال نداره، بلند بگو مسئله اي نيست. خوب حالا چقدر ميخواي؟ تركه داد ميزنه: بـه انــدازه دو دور كــون كــردن!!!


...........................................

يارو با زنش ميره سينما فيلم سوپر ميبينه. وقتي ميان بيرون مرده بدجوري حشري شده بوده، ‌همون نزديك سينما واميسته كنار خيابون دستشو تكيه ميده به ديواربه زنش ميگه: يالا ساك بزن! زنه ميگه: بابا زشته تو خيابون كه نميشه! يارو همينجور به خودش مي پيچيده، ميگه: نه بايد ساك بزني! باز زنه ميگه: نه بابا نميشه. خلاصه همينجور مرده مي گفته بايد ساك بزني و زنه هم مي گفته نميشه كه يهو يه بچه مياد جلو به مرده ميگه: آقا بابام گفت: من خودم ساك ميزنم، زنم ساك ميزنه، بچه هام ساك ميزنند، سر جدت دستت رو از روي اون زنگ ما بردار!!!


...........................................

لره سلموني داشته. يه روز ميخواسته بگوزه به شاگرد سلموني ميگه: برو بيرون نگاه كن اينطور كه بوش مياد مي خواد بارون بباره. پسره ميره بيرون، زود مياد ميگه نه آسمون صاف صافه. يارو نمي رسه كارشو بكنه. دوباره به شاگرده ميگه،‌هوا بدجوري گرفته، برو ببين بارون نمياد. پسره دوباره ميره، زود مياد. لره بازم نميتونه كارشو بكنه. خلاصه بار سوم پسره رو ميفرسته و ايندفعه سريع ميگوزه و اَنشم باش مياد. پسره مياد تو ميگه: والله اوستا اينجوركه بوش مياد ميخواد از آسمون اَن بباره!!


...........................................

رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ماشين پيدا ميشه،‌ مياد جلو رشتيه، داد مي زنه: مادرتو گاييدم، خوارتو گاييدم، عمتو گاييدم! هر چي دختر تو فاميلتونه گاييدم! رشتيه ميگه: اووو! مرتيكه حشري!!!


...........................................

 

رشتيه اسم دوست دخترش شيرين بوده، يك تريپ خيلي عاشق‌پيشه‌ بازي در مياره رو كيرش اسم دوست دخترش رو خال‌كوبي ميكنه، منتها وقتي كيرش خوابيده بوده فقط يك "ن" ديده ميشده. يك بار رفته بوده حموم عمومي، ميبينه رو كير يك عربه هم فقط يك ن معلومه. خلاصه يوخده به دوست دخترش شك ميكنه، يهو كير عربه بلند ميشه، ميبينه روش نوشته: شركت فراورده‌هاي نفتي ايران و عربستان-


...........................................

 

يك روز سوپرمن مشغول پرواز بوده كه يهو مجبور به فرود اضطرارى ميشه...در
همون حال
هم لخت ماماندوز رو زمينwondewoman ميبينه
دراز كشيده! به خودش ميگه من با اين سرعت
فوق العاده ميتونم هم فرود بيام هم ايكى ثانيه يك حالى بكنم! خلاصه با
سرعت فرود
مياد و سرحال و شارژ ميره بالا!
همون لحظه ميگه: واااى! اين چىWondeWoman
بود؟؟
مرد نامريى هم جواب ميده: نفهميدم! فقط ماتحتم بدجورى درد مياد!


--


...........................................


يه عرب تازه رفته بود بالا شهر اهواز تو کيانپارس خونه خريده بود همسايه که اونم عرب بود تازه بچه دار شده بود تو حياط هی پسر شو بالا مينداخت: با با فدات شه با با دودوله تو بخوره يه دفعه بچه ميافته تو حياط همسايه يارو ميره بچهشو بگيره عرب ميگه ايندفعه ميدم ولک ولی دفعه بعد اگه بندازی با چاقو پارش ميکونم!!!!




...........................................


يک روز يه ترکه داشته توی يه کوچه دنده عقب ميرفته ازش ميپرسن چرا عقبی ميری؟
ميگه شايد ته کوچه جای دور زدن نداشته باشه
چند دقيقه بعد ميبينن يارو بازم از تو کوچه عقبی داره مياد ميگن چرا باز داره عفبی از کوچه در ميايی يارو ميگه اخه ته کوچه جای دور زدن داشت....................................ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه






...........................................

 


يك مرد كه عضو شريفش 25 اينچ بوده ميره پيش يك جادوگركه محل مربوطه رو به
اندازه معقولى دربياره! جادوگره بهش ميگه كه يك قورباغه تو جنگل هست كه
بايد برى پيداش كنى و ازش
تقاضاى ازدواج كنى...اونوقت قورباغه كه جواب رد داد 5 اينچ از قامت استوار
شومبول
مبارك كم ميشه!
خلاصه مرده ميره و با هزار بدبختى قورباغه شفابخش رو پيدا ميكنه (قابل
توجه اونايى كه
دنبال لارج كردن هستن!)
ازش ميپرسه كه حاضرى با من ازدواج كنى؟
قورباغه ميگه : نه!
و 5 اينچ ميپره! مرد كلى حال ميكنه و ميگه هنوز يكم طويله! دوباره ميپرسه
: حاضرى با من ازدواج كنى؟
باز غورباقه ميگه : نه!
دوباره 5 اينچ ديگه به فنا ميره!
مرد كلى ديگه ذوق ميكنه و ميگه: ايول! الان
15 اينچه! اگه 5 تا ديگه هم كم بشه...ديگه
10 اينچ رديفه!
پس دوباره ميره پيش بابا قورقورى و ميگه:
حاضرى با من ازدواج كنى؟
كه قورباغه شاكى ميشه ميگه:
بابا چند بار بگم! نه ! نه ! نه !

راهنمايى: براى درك بهتر از واقعيت هر اينچ
را 2.5 سانتى متر فرض كنيد!



...........................................

 




سلام

به تركه ميگن يه جمله بساز كير توش باشه. ميگه: كس ننه ات.

(ببخشيد كه خيلي بي ادبي بود. لطفا اسم نزنيد)

جوكر: باشه اسم نميزنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستي يه جوون مرد يا جوون زن! يه شكل و شمايل باحال واسه اين وبلاگ پيشنهاد بده! خودم كه ديگه حالم از ريخت و قيافه اين وبلاگ به هم ميخوره!!!!! جايزه هم ميدم! منتظرم!




...........................................


_يك روز يک دانشجوی جوون توی جاده مونده بود و يک دفعه يک تريلی اونو سوار ميکنه راننده قزوينی بوده شروع ميکنه به تعريف که:بالام جان هفته پيش تو همين جاده يک دانشجو رو سوار کردم چند دقيقه که گذشت دانشجوی گوزيد گفتم بالام جان من از اين کارا بدم مياد اگه دفعه ديگه بگوزی ميکونمت.
دانشجوی ميگه عجب ادم عوضی بوده

بعد از چند دقيقه راننده ميگه بالم جان نکن من به تو گفتم من از اين کار بدم مياد.
دانشجوی باتعجب ميگه من که کاری نکردم........
چند دقيقه بعد بازم راننده به جوونک هشدار ميده و طرف که کاری نکرده بوده با تعجب ميگه من که کاری نکردم..................خلاصه معامله راننده که راست ميشه ميپيچه تو خاکی و ميگه ديگه گوزيدی. ديگه گوزيدی
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:20  توسط افشین  | 

جوک

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!


...........................................

تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!


...........................................

يه روز يه تركه هي آب ميخورده بعدشم ميگوزيده! ازش ميپرسيدن چرا اين كار رو ميكني؟ ميگه گوز گوز رو نميشه كاريش كرد! آب ميخورم كه گرد و خاك نشه!!!!!


...........................................

 



يه کلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن
کلاغه سفارش چايي ميده چايی رو که ميارن يه
کميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار
مهموندار ميگه چرا اين کارو کردی؟
کلاغه ميگه دلم خواست کونده بازيه ديگه
کونده بازی چند دقيقه ميگذره باز کلاغه
سفارش نوشيدنی ميده باز يه کميشو ميخوره
باقيشو ميپاشه به مهموندار مهموندار ميگه
چرا اين کارو کردی؟ کلاغه ميگه دلم
خواست کونده بازيه ديگه کونده بازی
بعد از چند دقيقه کلاغه چرتش ميگيره
خرسه که اينو ميبينه به سرش ميزنه که اونم يه
خورده تفريح کنه مهموندارو صدا ميکنه
ميگه يه قهوه براش بيارن قهوه رو که ميارن
يه کميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به
مهموندار مهموندار ميگه چرا اين کارو کردی؟
خرسه ميگه دلم خواست کونده بازيه ديگه
کونده بازی
اينو که ميگه يهو همه مهموندارا ميريزن
سرش و کشون کشون تا در هواپيما ميبرن که
بندازنش بيرون خرسه که اينو ميبينه شروع
به داد و فرياد ميکنه کلاغه که بيدار شده
بوده بهش ميگه آخه خرس گنده تو که بال
نداری مگه مجبوری کونده بازی دربياری!!!!!!!!!!!


...........................................

 

يه بابايی به بچه اش شنای قورباغه ياد ميداده، بچه هه ياد نميگرفته، ميره يه قورباغه ميگيره ميندازه تو حوض به بچه هه ميگه خوب نيگا کن ياد بگير، اما از بخت بد قورباغه هه کرال شنا ميکرد!!!!


...........................................

 

رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟! رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست. پسره يهو هول ميكنه، ميگه: اِاِاِِِ...بابايي... يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!!!


...........................................

يارو داشته تو خيابوناي قزوين قدم ميزده، يهو ميبينه يه قزويني افتاده دنبالش. خلاصه ازين خيابون به اون خيابون، ازين كوچه به اون پس كوچه... ميبينه خير، طرف دست بردار نيست. همينطور كه تو اين فكر بوده كه چيكار كنم كه از شر اين لعنتي خلاص شم، يهو به كلش ميخوره كه يه گوز اساسي بده، بلكن يارو از بوش بدش بياد دست از سرش برداره. خلاصه با تمام قوا يك گوز با پدر مادرِ خوش صدا از خودش صادر ميكنه، ولي قزوينيه دست بردار نبوده. خلاصه آخر ميپيچه تو يك كوچه بن بست، گير ميفته. يارو ميرينه به خودش، داد ميزنه: خار كسده! از جون من چي ميخواي؟!! قزويني ميگه: بالام جان، هر كي بوق مي زنه سوارم ميكنه!!!


 
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:19  توسط افشین  | 

جوک

ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!


...........................................

 

نفرین:
الهی بشينی رو جوجه تيغی. الهی بری قزوين بند کفشت باز بشه. الهی نخود بخوری نتونی ..... . الهی جيشت بگيره کمربندت باز نشه. الهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه. الهی هر کانالی بزنی احمدي نژاد رو نشون بده.


...........................................

گربه دستش به گوشت نميرسيد ميگفت عيبی نداره بجاش سويا ميخورم!


...........................................

سلام،خوبی؟ يه لطفی به من ميکنی؟ يه عکس تمام قد از خودت بگير برام سند کن. Ok?. آخه ميخوام ورق بازی کنم ولی جوکر گم شده


...........................................

هرچي زنگ زدم، در دسترس نبودي! گوشيت خط نميداد. به محض اينكه يه تلفن ثابت پيدا كردي، حتما بكن توکونت


...........................................

اطلاعيه وزارت سلامتي: از اين پس براي گرفتن بليت هواپيما علاوه بر ارائه شناسنامه به ارائه وصيت‌نامه هم احتياج است


...........................................

قزوينيه كنار زمين فوتبال خوابيده بوده، بهش ميگن: پاشو برو تو زمين، بازي شروع شده. ميگه: من برانكاردم


...........................................

يه مورچه عاشق دختر همسايه ميشه، بعد از يك هفته مي‌فهمه كه چايي خشك بوده


...........................................

تركه ميره آمپول بزنه، تا دكتر سوزن رو ميزنه، پا ميشه داد ميزنه: حيوون، مگه كوري، سوراخ به اين گندگي، چرا ميزني بغلش؟


...........................................

هيچ وقت شب جمعه دعا نكن، چون اينقدر پا روي آسمون هست كه دستهاي شما ديده نميشه!


...........................................

يه دانماركيه كاريكاتوره كون رو بدون سوراخ مي كشه
تو قزوين دستگيرش مي كنن به سه جرم
1-تشويش اذهان عمومي
2- نشر اكاذيب
3- توهين به مقدسات


...........................................

يك صاب رستوران با يكي از مشتريا بدجور لج بوده (حالامعلوم نيست يارو چه بلائي سرش اورده بوده ) خلاصه توي غذاش به جاي مرغ چند تا كون مرغ رديف ميكنه تا حسابي حالشو بگيره خلاصه يارو وقتي كونهارو تو غذاش ميبينه شاكي ميشه ولي روش نميشه به يارو صاب رستورانه بگه يك چندبار اين دست اوندست ميكنه بالاخره خودشو ميزنه به پرروئي به يارو بغل دستيش كه از قضا داشته مرغ ميخورده ميگه آقا شرمنده ها ... يك كون بدم يك رون ميدي ؟؟؟


...........................................

اگه گفتين چرا سوراخ عقب دخترا پرده نداره ولي سوراخ جلو داره









.............................
چون خدا گر زحكمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري


...........................................

سه تا اسپرم با هم بحث مي كردن
اولي: من مي خوام پسر بشم
دومي: من مي خوام دختر بشم
سومي: دعوا نكنين توي كونيم


...........................................

رشتیه کتاب مینویسه تموم که میشه صفحه اولش می نویسه:تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود!


...........................................

به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - هفتاد تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره!!


...........................................

به رشتیه میگن توو خونه ت مرد سالاریه یا زن سالاری؟میگه: هیچکدوم .... مردمسالاریه!!


...........................................

جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود...
مشهد: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد،
شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد،
سنندج: آن مرد سبيل دارد،
زاهدان: آن مرد را كشتند،
اردبيل: آن مرد بار بُرد،
قزوين: آن مرد با يک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد


...........................................

يارو از اين آسو پاسا نشسته بوده تو قهوه خونه يه چايي سفارش ميده …
يه زنه مياد از اون جيگرا همينجوري مات و مبهوت خانوم بوده يه مگسه مياد …دوره وره خانووم ميگشته …از لا سينش ميرفته از اوون ور ميومده بيرون مگسه آخرش ميره تو كسه خانوم و لش و لاش مياد بيرون يه دور جلو يارو ميزنه …تالاپ ميوفته تو فنجون چايي يارو …يارو عصباني سرشو ميبره نزديكه فنجون …ميگه : كس كشه ، پتياره …كستو يه جا ديگه ميكني …غسلشو مياي پيشه من


...........................................

تاريخ تكرار مي شود:
موفقيت در 4 سالگي يعني خيس نكردن شلوار
موفقيت در 12 سالگي يعني پيدا كردن دوست
موفقيت در 18 سالگي يعني داشتن گواهينامه
موفقيت در 20 سالگي يعني امكان ازدواج
موفقيت در 35 سالگي يعني پول داشتن
موفقيت در 50 سالگي يعني پول داشتن
موفقيت در 65 سالگي يعني امكان ازدواج
موفقيت در 70 سالگي يعني داشتن گواهينامه
موفقيت در 75 سالگي يعني پيدا كردن دوست
موفقيت در 80 سالگي يعني خيس نكردن شلوار


...........................................

حزب اللهی ترکه زنگ می زنه آژانس انرژی هسته ای ، میگه الو ، آژنس انرژی هسته ای ؟ یارو میگه بله . می گه آقای البرادعی؟ یارو میگه بله . ترکه می گه : دکتر البرادعی ؟ یارو میگه : بله . ترکه می گه غلط کردی تو اگه دکتر بودی تو آژانس چی کار می کردی


...........................................

شعار قزوینی ها در این ایام : کاریکاتوریست دانمارک حق مسلم ماست


...........................................

زن رشتیا: کلاهک هسته ای حق مسلم ماست!!!


...........................................

ترکه میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت میکنه!!


...........................................

تركه با جكي‌جان دعواش ميشه، جكي‌جان فيگور ميگيره ميگه: «پنجه عقاب»، تركه کیرشو در مياره ‏ميگه: «کیر خر»!‏


...........................................

معلم: حميد سه‌تا حيوان وحشي نام ببر. حميد: آقا اجازه، شير، پلنگ و بيژن، اينهم جاي گاز ‏گرفتنش!‏


...........................................

فرق ژيان با ماشينهاي ديگه چيه؟ ماشينهاي ديگه فقط آدم رو مي‌برند، اما ژيان، هم آدم رو مي‌بره و هم آبروي آدم رو.


...........................................

پيرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط مي كردن. بعد ننه هه به پسرش ميگه من نميدونم اين آمريكا با اين همه توپ و تانكش چه جوري از ويتنام شكست خورد. پسره ميگه آخه لامصبا اين ويتنامي ها ، شبا از پشت حمله مي كردن آمريكايي ها غافل گير ميشدن ... يهو پيرزنه شروع ميكنه گريه كردن!! پسره ميگه ننه چرا گريه ميكني؟ ميگه ياد بابات افتادم پنجاه سال ويتنامي بود و من خبر نداشتم!!!!


...........................................

زن قزوينيه داشته با يه مرده حال ميكرده تو خونه.. يهو شوهره در رو باز ميكنه مياد تو خونه.... اينا جفت ميكنن ميگن چي كار كنيم! زنه ميگه تو هيچي نگو مثل سنگ واستا .. من ميگم تو آدم آهني اي!! خلاصه قزوينيه مياد مرده رو ميبينه ميگه بي شعور! اين نره خر كيه؟! زنه ميگه اين آدم آهنيه! خريدم تو كاراي خونه كمكم كنه! قزوينيه ميگه باشه! بعد نگاه ميكنه به كون مرده ، حالي به حولي ميشه!! زنش رو ميفرسته دنبال نخود سيا! خودش ميره مرده رو بكنه! كيرش رو ميخواد بكنه تو ، كون مرده تنگ بوده، نميره تو. يارو ميره دريل مياره كه سوراخ مورد علاقش رو درست كنه! مرده تا دريل رو ميبينه، از ترس به خودش ميشاشه!! ميگه "دوباره امتحان كنيد! دوباره امتحان كنيد!"


...........................................

قزوينيا به فرهنگستان لغت فارسي اعتراض ميكنن كه چرا شما به "ن" ميگين نون ولي به "ك" ميگين كاف!!


...........................................

پنبه اي در كون ميت پنبه اي در زير كرست
هر دو جانسوزند اما اين كجا و آن كجا


...........................................

هواپيما سقوط ميكنه فقط يه زن زنده ميمونه....ميدونيد چرا؟ چون نوار بهداشتيش بالدار بوده!!!!!


...........................................

معلمه از دختره شاگردش می پرسه پریود تو زندگی چقدر مهمه?
شاگرد : خیلی مهمه
معلم : چرا ؟
شاگرد آخه یه روز خواهرم به مامانم گفت پریودم عقب افتاده بعد مامنم غش کرد پدرم سکته کرد نوید فرار کرد


...........................................

يارو اِواهه داشته سلانه سلانه از يك خيابون مي‌گذشته،‌ يك كاميونه منتظر بوده كه رد شه. راننده كاميونه هي بوق ميزنه،‌ يارو اهميت نمي‌ده. آخر رانندهه سرشو از پنجره مي‌كنه بيرون،‌ ميگه:‌ هـوي.. بچه كوني! يا ازونجا رد شو،‌ يا پياده ميشم ميگيرم مي‌كنمت! اواهه هم برمي‌گرده ميگه: آخه چقدر حرف، چقدر وعده؟


...........................................

توي يه تاكسي يه زنه با بچه‌اش و يه مرد تنها نشسته بودن زنه ميخواسته به بچه‌اش شكلات بده ، هي ميگه : ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ، 5 دقيقه همينجوري ميگذره . آخرش مرده شاكي ميشه به بچهه ميگه : عزيزم تكليف مارو روشن كن اگه ميخوريش من پياده شم ، سه تا كوچه از خونمون گذشته


...........................................

فرق هند با ایران؟تو هند گاوها محترمند ولی تو ایران محترمها گاون!!!


...........................................

قزوينيه داشته بچهه رو ميكرده،‌ وسط كار يهو منكرات ميريزه،‌ اينم براي اينكه‌ صحنه سازي كنه،‌ به بچهه ميگه بيا حالا تو منو بكن. بچهه هي داشته سعي ميكرده، نميتونسته، در همين هين افسره ميرسه، زيپ شلوارشو مي‌كشه پايين، ميگه: بالام‌جان بيا كنار، اين كارا بچه بازي نيست


...........................................

دو تا بچه تهران ميرن قزوين تا از اتوبوس پياده ميشن يهو يكيشون ميگوزه در همين لحظه يه قزويني ميشنوه و ميوفته دونبال اين دوتا خلاصه بعد از 2 ساعت كل قزوين دنبال اين دو تا ميوفتن بعد اون دوتا كه متوجه ميشن ميخوان فرار كنن كه تو يه كوچه بمبست گير ميوفتن يكي از اون دوتا داد ميزنه كه از جون ما چي ميخواين يه پيرمرده لرزون لرزون مياد جلو و ميگه: ببم جان بوغ ميزني مسافر سوار نميكوني


...........................................

ميدونيد لاو مخفف چيه؟
L: لايق دوست داشتن بودن
O: اميد به آينده اي روشن
V: وفاداري در عشق
E: انرژي هسته اي حق مسلم ماست


...........................................

کلاغه سر درخت نشسته بود پنیر برگر میزدروباه میاد پای درخت میگه: چطوری جیگر، چه سری چه دمبی، چه تیپیایول بابا، نیست بالاتر از تریپ مشکی رنگیه حالی بده ، یه دهن برامون آواز بخونکلاغه هم پنیر و میزنه زیر بالش میگه:انرژی هسته اي ، حق مسلم ماست


...........................................

به دریا بنگرم روی تو بینمبه صحرا بنگرم روی تو بینمنمیدونم کی روی عینکم رید که هرجا بنگرم روی تو بینم


...........................................

قانون اول نیوتن : اگر فردی باسرعت نور دور یک درخت بچرخد حتماً کیر خودش میرود در کون خودشقانون دوم نیوتن : ...قانون سوم نیوتن : اگر فردی دوبرابر نیروی خودش را به جسمی وارد کند ، حتماً می گوزد .


...........................................

به ترکه میگن چرا اینقدر CD یت خش داره ؟میگه : آخه آهنگای خوبشو علامت زدم


...........................................

یه روز دو تا انتر ( سال آخر دکتری ) تو خیابون داشتن راه میروفتن که یهو میبینن یه نفر جلوی اونا داره گشاد گشاد راه میره ، باخودشون میگن ببینیم کدوممون میتونیم مریضی شو درست بگیم .اولی : باد فتخهدومی : نه دومبلانهاولی : ...خلاصه به نتیجه ای نمی رسن تا این که میرن از خود یارو سوال میکنن .یارو یه نگاهی به هر دوی اونا میکنه و میگه : هر سه تا مونم اشتباه کردیم ...میگن چرا هر سه تا دیگه ما که دو نفریم ؟؟؟میگه : آخه منم اول فکر میکردم که گوزیدم ولی دیدم که نه بابا ر یدم

...........................................



...........................................

ترکه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه!


...........................................

رشتيه بچه ش رو مينداخته بالا ، ميگفته بگو بابا! بگو بابا! بچه ميگه عباس آقا!!


...........................................

اگه گفتين بزرگترين آرزوي دخترا چيه ؟












بتونن به ديوار بشاشن


...........................................

به ترکه می گن چرا فارسی بلد نیستی میگه من حضرت سلیمان نیستم که زبان هر حیوانی را بلد باشم

...........................................

بچهه داشته با اتوبوسش بازي ميكرده، هي ميگفته:‌ قام قام... ايستگاه اول، كونيا درجلو، جنده‌ها در عقب!...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،‌كس‌كشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه،‌ ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟! يقه بچهه رو ميگيره مي بره تو انباري زندانيش ميكنه. بعد از سه ساعت مياد بهش ميگه: آدم شدي؟! بچه ميگه:‌ آره، ميگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازي كن. بچه هم ميره اتوبوسش رو بر ميداره ميگه:‌... قام قام...ايستگاه سوم، زن قحبه‌ها در جلو، مادرقحبه‌ها در عقب...اون جاكش‌هايي هم كه ميگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخير داره، برن ازون زنيكه جنده‌اي كه تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!
__________________


...........................................

به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده


...........................................

رشتي به زنش ميگه :عزيزم از اون كاندوم هاي ميوه اي بيار حال كنيم زنش ميگه: صد دفعه نگفتم اونا مال مهمونه


...........................................

رشتي از زنش ميپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابيدي؟ زنش ميگه:يكي بغل تو،يكي بغل بابام، يكي بغل مامانم بغل بقيه تا صبح بيدار بودم


...........................................

ترکه میره بالای درخت چنار بهش میگن اون بالا رفتی چکار؟میگه دارم توت میخورممیگن کره خر اون درخت چناره نه توت!میگه کره خر خودتی!توتها تو جیبمه


...........................................

از رشتیه میپرسن چرا 2 تا زن گرفتی..؟؟!!میگه: یوهو دیدی مهمون اومد.....


...........................................

به ترکه میگن اصول دین را نام ببر توحید ؛ نبوت ؛ امامت ؛ رسالت ؛ ونک


...........................................

میدونی فرق تو با گوز چیهگوز یه روزی از دلم خارج میشه ولی تو نه


...........................................

تو قزوین زلزله میاد یه بچه از سقف میفتهقزوینیه میگه اخ جون هنوز زلزله نشده کمکهای مردمی رسید


...........................................

فرق قانون سوم نیوتون با گائیدن چیه؟تو قانون نیوتون اول کنش بعد واکنش ولی تو گائیدن اول واکنش بعد بکنش

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:18  توسط افشین  | 

جوک

چراغ دستشویی ترکه خاموش میشه. ترکه میگه : اههههههه بازم باید از حفظ برینم!!!


...........................................

به ترکه میگن تا حالا تو اتوبان چپ کردی؟ میگه: نه فقط یه بار تو خیابون راست کردم آبروم رفت!!!


...........................................

ترکه ميره خواستگاري... به خانوادش ميگن : فرمودين آقازاده چه کاره بود؟ جواب ميدن وزير نفت...


...........................................

یه حلقه ی طلایی اسمتو روش نوشتم.
میخام بدم پاکش کنن ریدی تو سرنوشتم!


...........................................

فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد


...........................................

تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه!!!


...........................................

ترکه هر ۳تا بچش دیابت می گیرن. رو می کنه به آسمون داد میزنه: خداااااااااااااا... این کیر بود به ما دادی یا کله قند ؟؟!!!!!!!!!!


...........................................

ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه آقا شما ترکی؟ میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین!!!


...........................................

شب بود من و تو تنها بودیم... بدن گرمت منو گرم می کرد. آروم پاهاتو باز کردم... با خجالت سینه هاتو فشار دادم... آخه اون شب اولین گاوی بودی که می دوشیدم!!!


...........................................

یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن!!!


...........................................

آیا می دانید معنای کلمه EHHMM که کاربرد زیادی در w.c دارد چیست؟؟ E : انرژی H : هسته ای H : حق M : مسلم M : ماست !!!


...........................................

قانون ۱۲ نیوتون : اگه با سرعت نور کون بدی میتونی یه دنیا رو نون بدی!!!


...........................................

وجدان تو مثل اسپرم می مونه که میخواد از تو آدم بسازه.اما افسوس نفست مثل کاندوم اجازه نمیده توی کونی آدم بشی!!!


...........................................

دلیل پیشرفت آمریکاییها نسبت به ایرانیان :
آمریکایی ها کیرشون تو کوس هست و فکرشون تو کار...
ایرانی ها فکرشون تو کوس هست و کیرشون تو کار...


...........................................

الآن توی اخبار شنیدم یه میمون توی تصادف کشته شده. خیلی نگرانتم. یه اس ام اس بفرست تا بدونم سالمی!!!


...........................................

میدونی اسگل ترین خواننده ایرانی کیه؟؟
فرشید امین! اگه گفتی چرا؟
چون نمیدونه خدا شب و واسه چی آفریده


...........................................

يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !


...........................................

اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش


...........................................

قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه:
آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!


...........................................

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.
بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

 


...........................................

تركه شب كه ميشه ميخوابه خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه صبح كه از خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده دستشو تو شورتشه!


...........................................

به تركه مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم !!


...........................................

تركه بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه


...........................................

جوك اس ام اسي:
این اس ام اس رو به سه نفر بفرست: ۱: کونی! ۲: کون گشاد ۳: کوس خل!!! بعد بشین فکر کن که تو کدوم یکی از اینا بودی که من اینو برات فرستادم


...........................................

برای کاهش درد هنگام کون دادن اعداد زیر را تکرار کن :
۱.۵.۸.۴.۶.۸.۳.۵.۰
کسخل ، الآن نه وقتی داری میدی!


...........................................

عشق ۶ مرحله داره :
۱: دیدار
۲: قرار
۳: بذار
۴: فشار
۵: درآر
۶: فرار ...

به امید دیدار!


...........................................

به ترکه میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!


...........................................

اول راستش می کنیم... بعد سرشو با تف خیس می کنیم... بعد می کنیم تو سوراخش! ما اینجور سوزن نخ می کنیم شما چطور؟؟!!!


...........................................

 

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت!


...........................................

يه روز دو تا پسره ميرن قطب شمال ، ميرسن به يه اسکيمو ، بهش ميگن:
- آقا شما اينجا زن سياه داريد؟
- آره داريم!
- زن سفيد هم دارين؟
- بله زن سفيد هم داريم!
- زن سياه و سفيد چی ؟ اونم دارين؟
- نه زن سياه و سفيد نداريم!!!!
يکهو يکيشون ميزنه پس گردن اون يکي ميگه نگفتم اين که میکردیم پنگوئنه


...........................................

پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!!


...........................................

ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در

...........................................

يکي رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اينجا معلومه!!!!


...........................................

به ترکه میگن با آب و برق و خاک جمله بساز
میگه : خاک بر سر من که آبم مثل برق میآد


...........................................

تو كتاب خوندم سيگار بده ........................ديگه سيگار نكشيدم
تو كتاب خوندم مشروب بده ......................ديگه مشروب نخوردم
تو كتاب خوندم كه قمار بده .......................ديگه قمار نزدم
تو كتاب خوندم مواد مخدر بده ....................ديگه مواد نزدم
تو كتاب خوندم كس بده ............................ديگه كتاب نخوندم


...........................................

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!


...........................................

شباهت پفک و سينه
هر 2 تاش مال بچه ها هست اگه باباها اجازه بدن!!!


...........................................

سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا


...........................................

زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست ولي اجازه دستيابي به آن را نميدهند


...........................................

دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد:
- بازارها خلوت
- پولها اضافه
- خيابونها خلوت
- شيطون بي کار
- مخابرات ورشکسته

همه ميرن بهشت


...........................................

تركه به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! تركه ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم


...........................................

هيچ وقت با دل يه دختر بازي نکن چون يه دل بيشتر نداره ، با سينه هاش بازي کن که 2 تاست


...........................................

فرق باد کنک با خانم حامله چيه ؟
.
..
...
....








....
...
..
.




!بادکنک رو اول باد ميکني بعد بازي ميکني اما زنو اول بازي ميکني بعد باد ميشه


...........................................

مطلب زير در مورد سير تاريخيه مهريه ونتايج اونه .ببينين.....

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها


...........................................

یه روز ترکه میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود میخواد ترکه رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی عسلی و ... داریم . از کدوم یکی بدم . ترکه میگه :والاه منکه از اینجور چیزا سر در نمیارم ولی فکر کن . طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده.
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:16  توسط افشین  | 

جوک

قزوينيه توي کارت عروسيش مي‌نويسه: آوردن اطفال الزاميست!

قزوينيه بعد نماز به بقيه ميگه: بغل دستي: قبول باشه، جلويي: حال دادي، پشت سري: حالتو ميگيرم.

به پيرزنه ميگن: چرا همه دندوناتو كشيدي جز يكي؟ ميگه: آخه ننه، مي‌خوام چادرمو باهاش نگه‌ دارم!

لره باباش ميميره، ميره خاکش کنه، جو ميگيردش، فيتيله پيچش هم ميکنه!

تركه تفنگو ميزاره پشت گردن يارو، ميگه: تكون بخوري با لگد ميزنم تو سرت ها!

لره رو برق سه‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!

رشتي به زنش ميگه: چرا دير اومدي؟ ميگه: آخه يه اقاهه افتاده بود دنبالم، ولي خيلي اروم راه ميومد.

تركي دلو ميزنه به دريا، غرق ميشه.

اصفهانيه با برق خونه همسايشون خودكشي ميكنه.

 

 

 پس‌نوشت:

زن رشتيه درد و دل ميكرده: خسته شدم از بس كه روزها به بچه گفتم: نكن... بخور و شبها به باباش گفتم: نخور... بكن.

به لره ميگن حموم چند بخشه؟ ميگه: دو بخشه، زنونه و مردونه.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:6  توسط افشین  | 

جوک

قضيه من، داستان تركه است كه ميخواستن رييس حفاظت اطلاعاتش كنن. بهش يه سري اسرار مملكتي ميگن ببينن چقدر ميتونه بروز نده. تهديدش ميكنن نميگه. ميزننش نميگه. بي خوابي بهش ميدن نميگه. زن و بچه اش رو شكنجه ميكنن نميگه. آخر سر كه ميبينن خيلي كارش درسته واسه اطمينان بيشتر ميندازنش يه ماه انفرادي و رفتارشو زير نظر ميگيرن ببينن اگه بازم دووم اورد رييس حفاظت اطلاعاتش كنن. تو انفرادي ميبينن كه هي ميزنه تو سر خودش و ميگه: اه يادم بيا ديگه! حالا منم هر چي فكر ميكردم يادم نمي اومد كه رمز عبورم چيه! پس شرمنده كه اين همه مدت اينجا آپ نشد.(اينم نبود يه بهونه ديگه مي اوردم!)

 

 

به باباي حسين فهميده ميگن نظرت در مورد رشادت فرزندت چيه؟ ميگه بي خيال بابا من هنوز دارم قسط تانك ميدم.

قزوينيها به برادر زن ميگن: اشانتيون ازدواج.

 

باقي جوك ها هم چون هم بي مزه بودن و هم طولاني، پيچونده شدن. قضيه تركه هم جوك نبود. چون من فقط جوك هاي كوتاه و دست اول ميذارم اينجا. (آره ارواح خودم). در ضمن از اينكه بازم سر ميزنين و لينك! منو تو بلاگتون ميذارين و به جوك! ها ميخندين و كامنت ميذارين، ممنونم.

 

عربه ميره استاديوم وسط موج مكزيكي غرق ميشه (ناصر)

يه قورباغه با يه طوطي ازدواج ميكنه بچه شون ميشه قوطي(mono_wee)

 

سلام. بالاخره اومدم! بابا دمتون گرم با اين همه رو! من يه ساله بروز نکردم، شمار خواننده هام زياد شده! چند تا هم جوک لوس هم تو پيامها ديدم که به نام خودشون اوردم. اگه هم لوستر ميخواين (منظورم نورپاش نيست ها) خودم مخلصتونم!!!

 

به تركه ميگن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون.

تركه سيدي مي خره مي بينه وسطش سوراخه ميندازتش تو سطل آشغال.

روی بیلبورد زده سیو همان سیب است لره میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بيد.

تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه.

يه روز يه تركه مي افتد توي چاه ميگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود.

يه روز يه لره شكر مي خره براي اينكه مورچه نخوره روش مي نويسه نمك.

به لاك پشته ميگن: چرا نماز نميخوني؟ ميگه: آخه لاك دارم.

 

تركه از جهنم ميره دم در بهشت، ميگه: يخ دارين؟ ميگن: داريم نميديم! تركه ميگه: ايلده فردا صبح كه اومدين آب جوش بگيرين منم نميدم!

دختره به پسره ميگه: ميخواي جاييكه آمپول زدم رو ببيني؟ پسره ميگه: آره. دختره ميگه: همين تزريقاتي روبرو!

 

پس نوشت:

تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد مي‌خوردش.

لره قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!
تركه جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره.

لره تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد. 

 

رشتيه ميگه:‌ خانوم جان، راستشو بگو، تا حالا چند نفر پيشت خوابيدند؟ زنش ميگه: فقط تو خوابيدي، بقيه بيدار بودند.

بر اساس تحقيقات علمي يك زيست‌شناس قزويني، «باسن» در زمانهاي قديم يك تكه بوده ولي به علت شيريني زياد قاچ خورده و دو تكه شده.

رشتيه ميره عسلويه كار كنه، زنش ماهي 2 ميليون براش مي‌فرسته.

به قزوينيه ميگن: شما قرباني هم مي‌كنين؟ ميگه: فاميليش مهم نيست، هر كي باشه مي‌ك...

از تركه در مورد آمريكا سوال مي‌كنند ميگه: والا يه پاش تو عراقه، يه پاش تو افغانستانه، فكر كنم ميخواد برينه به ايران.

فيلمهاي برنده «كله ماهي بلورين» در جشنواره رشت: 1- تا حالا باباتو ديدي؟ 2- دو پسر زير يك سقف 3-پدرم، بهترين دوست بابام 4- من حسام پانزده پدر دارم 5- ديشب مامانت خونه ما بود آيدا.

از لره مي‌پرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:‌آره بابا، لره و هاردي، سوفيا لره، اليزابت تاي لور، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته كلر.

چهار روز اول دوستي دختر و پسر: روز اول: دوسم داشته باش، بهم دست نزن، روز دوم: بهم دست بزن بوسم نكن، روز سوم: بوسم كن اما ... خبري نيست، روز چهارم: ... اشكالي نداره اما فراموشم نكن.

به يه تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: پس چند تا؟

يه چوب كبريت سرشو ميخارونه، آتيش ميگيره.

 

تركه چهارشنبه سوري با واجبي نارنجك درست ميكه، ميگن اين چيه؟ ميگه: مي‌خوام وقتي تركيد پشماي همه بريزه.

بن لادن تهديد كرده كه تا چند روز ديگه سه جا رو قطعا مي‌زنه: ريش، پشم و زير بغلشو.

سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا!

تركه ميره بدنسازي، مربيه ميگه: هفته اول بدن درد داري، تركه ميگه: پس من از هفته دوم ميام.

 

تا كف گير نخورده ته ديگ، چند تا جوك جديد توپ حال بدين لطفا.

 

پس نوشت:

به تركه ميگن: محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟ ميگه: قربون جدش آسد ميلان.

به ابادانيه ميگن: با موتور جمله بساز. ميگه:مو تور خوردم رو قالي.

لره می‌خواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات می‌پوشه.

 

به رشتيه ميگن: شورت زنت چه رنگيه؟ ميگه: حميد؟!؟!

به تركه ميگن: با هندونه جمله بساز. ميگه: هندونه كه بغل پاكستانه؟

لره دیش ماهوارشو می‌ذاره روی پشت بوم، روش می‌نویسه: کولر

به ترکه میگن: با شیشه یه جمله بساز. میگه: ساعت یک ربع به شیشه.

سه تا پیرزن میرن میوه فروشی، میگن: آقا 4تا موز بده. طرف میگه: خانم شما که سه نفرید؟ میگن: آخه یکیشو میخوایم بخوریم.

رشتيه به زنش ميگه: خانوم جان راستشو بگو، تا حالا چند نفر پيشت خوابيدن؟ زنش ميگه: به جان تو فقط خودت، بقيه همشون بيدار بودن.

   

اصل مطلب:

يه عارف قزويني ميگه: تا "اميد" هست، "آرزو" نخواهم كرد.

از تركه مي‌پرسن: قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهتون آدرس دادن؟

قزوينيه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟

اون چيه كه درازه، از جاش تكون نميخوره، سيخه و هي تف ميكنه؟ درسته، علي داييه.

 يه توضيح كوچولو:

من يه ايرانيم، آذري و شمالي و جنوبي و كرد و لر و بلوچ ايراني رو هم به يه اندازه دوست دارم. اينكه يه موقع بعضي جوك‌ها به قوم خاصي نسبت داده ميشه، تقصير من نيست. سعي كردم كه شخصيت جوك، گمنام باشه، اما آمار اعتراض‌ها بيشتر از الان بود كه ميگن چرا واسه ترك‌ها جوك مي‌نويسي. چاره‌اي نيست، نميشه همه رو راضي نگه داشت. پس لطفا هر كسي با فيلتر خودش، جوك‌ها رو بخونه. اگه كسي هم رنجيده، شرمنده‌ام...

 

اينارم بروبچ حال دادن:

علي: از تركه مي‌پرسن: چرا اسم اين خيابون ولي عصره؟ ميگه: چون صبح خبري نيست، ظهر هم خبري نيست، ولي عصر!

سوزانا: شعار ترک‌ها در تظاهرات اخير: وای به روزی که بفهميم چی شد.

مژگان: ميدونی به ماتيزی که توش ۵ تا دختر باشه، چی میگن؟ میگن: کمپوت هلو.

عسل : شباهت پيرزن با پياز: دوتاشون وقتی لخت ميشن اشکت در مياد.

آرش: دكترا گفتن سير خيلي خواص دارد پس بهتره زنا به شوهرانشون سير بدن.

آفتاب: يه روز يه لره م ي گ و ز ه يه متر میپره هوا، ميگن: چی شد؟ ميگه: تو دنده بود.

ايكس من: تهرانیه به ترکه ميگه: من اگه من خواهر و مادرت رو ... فاميل ميشيم؟ ترکه ميگه: فاميل كه نه، ولی بی‌حساب ميشيم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:3  توسط افشین  | 

جوک

آفتاب پرسته ميره رو جعبه مداد رنگي، هنگ ميكنه.

 

اين يكي رو واسه خاله نبودن عريضه داشته باشين. بقيه شو به همين پست اضافه ميكنم.(يعنی بازم بياين! سعي ميكنم ته اش جوك اضافه كنم)

 

پس نوشت:

قزوينيه زنگ ميزنه برنامه مهتاب ميگه: عكس پشت موضوع مسابقه رو هم نشون بدين تا ما هم بتونيم برنده شيم.

به تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. كلمه بگو جمله بسازم.

قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟

دو تا تركه با لگد ميزدن زير ناف هم. يكي ميگه: دردتون نميگيره؟ تركا ميگن: نه پوتين پامونه.

به تركه ميگن: ناف تهران كجاست؟ ميگه: يه كم بالاتر از برج ميلاد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:59  توسط افشین  | 

جوک

بنده خدا زن میگیره، همون شب اول به زنش میگه: اینجا خونه بابات نیست که بخوری و بخوابی، اینجا خونه منه، باید بخوابی و بخوری.

ببم جان ميگه: از كلاس اول به بچه‌ها ميگن: بابا آب داد. ولي نميگن: بابا كجا رو آب داد كه اين مصيبت شروع شد!

به بنده خدا ميگن:‌ آروغ چيه؟ ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند!

به خوش غيرت ميگن: چرا بچه‌دار نمي‌شي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچه‌دار نميشد!

بنده خدا به ولك ميگه: چقدر طول مي‌كشه كه زنتو ...! ولك ميگه: تقريبا يك ساعت. بنده خدا ميگه: اوووه، بده من، پنج دقيقه‌اي كار رو تموم مي‌كنم!

بنده خدا ميره پمپ بنزين و باك سمندشو پر مي‌كنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! بنده خدا در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جونم، قيمت گازوئيل همينه!

 سلام، شرمنده‌ام بابت حماقت اونايي كه آدمو مجبور ميكنن بجاي جوك جديد، چرندياتشون رو پست كنه. طنز فارسي ابتكار خوبي داره (شايدم ارتجاع) چند نمونه از جك‌هاشو واستون گذاشتم كه نظر بدين. اگه قشنگ معلومه كه "بنده خدا" ، "خوش غيرت"، "ببم جان"، "ولك" و "دستو دلباز" كيه؛ از اين به بعد جوك‌ها رو اين مدلي پست كنم؟

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:58  توسط افشین  | 

جک

جوک و اس ام اس جدید

یه روز غضنفر تو دستشویی بوده بعد یه نفر میاد در می زنه میگه بدو آب داره قطع میشه غضنفر اول خودشو می شوره بعد جیش میکنه

یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.

هر کی دروغ بگه میترکه…. رشتیه: ماآدمای با غیرتی هستیم….بـــــــومب….. اصفهانیه: ما آدمای لارجی هستیم… بومب …. ترکه : ما آدم …..بـــــــومب

یه کچله میره سلمونی همه بهش میخندند میگه اومدم آب بخورم ها ها ها

به غضنفر میگن تا حالا به فاک رفتی؟ میگه: نه… ردیف کنین آخر هفته بریم!!

یارو  زنش سبزه بوده، سيزده به در ميندازتش بيرون

 

 

به رشتي ميگن چرا رو پرچم دزدان دريايي عكس يه كله با ضبدر كشيدن؟ رشتيه ميگه: يعني خوردن كله پاچه در كشتي ممنوع. (مينا)

تركه ميره «استريپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفيقش ميگه: پاشو بريم، از اول معلوم بود اين دختره زورش نمي‌رسه ميله رو كج كنه. (طنز فارسي)

به ۲۰۶ صندوقدار ميگن چه احساسی داری؟ميگه احساس جنيفر لوپزی. (شيدا)

به رشتيه ميگن: چي شد كه ايدز گرفتي؟ ميگه: از توالت فرنگي! ميگن: آدم كه از توالت فرنگي ايدز نميگيره. ميگه: آخه نفر قبلي هنوز بلند نشده بود.

لره بعد از عمري ميره مو می‌کاره، اسمش حج واجب درمیاد. (بابك بالاك

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:57  توسط افشین  | 

جک

لر ميره پيتزا مي خوره شب ترخينه مي آد خوابش مي گه:
بي وفا ديگه دوستم نداري؟

 

به تركه ميگن 2×2 چنتا ميشه؟ ميگه:4تا بهش 4تا گردو ميدن. ميگن 3×3 چي؟ ميگه:يه گوني!!!!!!

3 ........

 

 

يه روز 4 تا مورچه داشتند راه مي رفتند كه يكي ميرسه و از اولي مي پرسه چند تا مورچه پشت سر شما هست : اولي ميگه 3 تا. از دومي ميپرسه ميگه 2 تا از سومي ميپرسه ميگه يكي و آخر سر هم از آخري ميپرسه ميگه 4 تا . حالا اگه گفتين چرا؟


چون آخري دروغگو بود.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:50  توسط افشین  |