تبليغاتX
۩۩ بزرگترین وب طنز در بلاگفا ۩۩

۩۩ بزرگترین وب طنز در بلاگفا ۩۩

جوک

دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری - می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار

خبر فوري: هنوز کنکور در قزوين ادامه دارد، به گزارش بي بي سي هنوز داوطلبين جرأت نکردن دفترچه سولات را از روي زمين بر دارند

رشتيه ميره كلاس غيرت . شب زنش پاميشه بره دستشويي رشتيه ميگه كجا ميري زنه ميگه دارم ميرم دستشويي رشتيه ميگه بشين خودم ميرم

به يه لره ميگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفيا لره... جسيكا تي لر...لره و هاردي... تازاش هم يه مولكول كشف كرديم كه اسمش اينه: كلر .....

يه رشتيه باتركه قدم ميزنه رشتيه : برم خونه الان برميگردم چنددقيقه بعد عصباني برميگرده تركه : چي شده رشتيه : رفتم ديدم مرديكه توخانه با زنم نشسته بود تركه: نكشتيش رشتيه: تورشت كه نميشه هرروز خدا ادم كشت

زن رشتيه داشته براي دوستش درد و دل ميكرده: خسته شدم از بس كه روزها به بچه گفتم: نكن... بخور و شبها به باباش گفتم: نخور... بكن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:21  توسط افشین  | 

Pirates of the Caribbean: At World's End

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:31  توسط افشین  | 

من و تو

مرگ من روزی فرا خواهد رسید:

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید:

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای زامروزها و دیروزها

خاک می خواند مرا هردم به خویش

میرسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه شب

گل بروی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یکسو میروند

پرده های تیره دنیای من

چشمای ناشناسی می خزند

روی کاغذها ودفترهای من

می رهم ازخویش ومی مانم زخویش

هر چه برجا مانده ویران می شود

روح من چون بادبان قایقی

در افقهای دور پنهان می شود

می شتابند از پی هم بی شکیب

روزها و هفته ها و ماهها

چشم تو در انتظار نامه ای

خیره می ماند بچشم راهها

دیگر پیکر سرد مرا

می فشارد خاک دامنگیر

دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

بعدها نام مرا باران و باد

نرم می شوینداز رخسارسنگ

گور من گمنام می ماند به راه

فارغ از افسانه های نام وننگ

روزگار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:4  توسط افشین  | 

Shrek the Third

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 17:46  توسط افشین  | 

Fantastic Four: Rise of the Silver

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 17:35  توسط افشین  | 

عاشقانه

 

صدای خيس بارون رو می شنوی؟ آسمون دلش گرفته...آسمون داره اشک ميريزه....... دل خيس آسمون داره داد ميزنه . کجايی پس؟ انگار آسمون هم انتظار می کشه.. آسمون داره گريه می کنه.. درست مثل من.. من از شادی اشک می ريزم اون از غصه... آخه من تو رو دارم و اون نداره

من به2 چيز عشق مي ورزم:

 1 تو و ديگري وجود تو.

 به دو چيز اعتقاد دارم:1 خدا وديگري تو.

 من در اين دنيا 2 چيز مي خواهم:1 تو وديگري خوشبختي تو.

 من اين دنيا را براي 2 چيز مي خواهم: 1 تو و ديگري براي با تو موندن.

 دوست دارم وقتي دلم برات تنگ ميشه پشت ابرا برات گريه کنم

پس هر وقت بارون اومد بدون که دلم برات تنگ

 

 

 آبروی آب
ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید

پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید

تا داغ ما کویر دلان تازه ترشود

چون ابری از سراب ببارید و بگذرید

پنهان در آستین شما برق خنجر است

دستی از آستین به در آید و بگذرید

ما دل به دست هر چه که بادا سپرده ایم

ما را به دست دل بسپارید و بگذرید

با آبروی آب، چه باک از غبار باد! 

راز دل سوخته ام نگاه خسته تو بود و حرف شکفتنم کلام تو.

تکیه زده بودیم بر بنیاد عشق اما چرا هر چه با هم ساختیم، سست بود؟؟؟

نگاه کن به ظرافت نگاه اشکبارم که چگونه از پشت صفحه ای لغزان و تار به چشمان تو می نگرد و به نگاهی خیره می شود که گویای عشق دروغین است. ببین،، چه ساده می شکند حرمت سنگین غرورم.

توی عاشق دور می شوی و من، فراموش می کنم عشق و زندگی را و از یاد می برم نگاهی را که مرا هراسان می جست. اما لحظه ای صبر کن. دل من پر از حرفهای ناگفته است. لحظه ای بیندیش به آنچه که بودیم. به عشقی که رویید و نگاهی که بی جواب بر صفحه نوشته هایم جدا ماند.

لحظه ای بیندیش که چه ساده شروع شد و هر چه را که در آن بود سوازند. اما چه ساده فراموش شد آنچه که با هم ساخته بودیم.

و من چه ساده این عشق دروغین و ساختگی تو را باور کردم. چرا؟

 

بي تو دنيا بر سرم آوار شد                    بین ما هر پنجره دیوار شد

آنكه اول نوش دارو مي نمود                  بر لب ما زهر نیش مار شد

درد ما در بودن ما ريشه داشت              رفتن و مردن علاج کار شد

عيب از مابودن از ياران نبود                   تا كه ياري يار شد بيزار شد

عاقبت با حيله سودا گران                    عشق هم كالاي هر بازار شد

آب يكجا مانده ام دريا كجاست؟            مردم از بس زندگي تكرار شد

 

من که پشت پا زدم به هرچه هست ونیست

تا که کام او زعشق خود روا کنم

لعنت خدا بمن اگر بجز جفا

زین سپس به عاشقان باوفا کنم

-------------------------------

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها , چه شد که او مرا نخواست ؟

ای ستاره ها , ای ستاره ها , ای ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:17  توسط افشین  | 

                             
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:5  توسط افشین  | 

    

                                                                                                     

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:2  توسط افشین  | 

چند نصيحت از بزرگان

   ۱- نهال دوستي واقعي آهسته رشد مي کند.

   ۲- بزرگتر از آرامش فکر هيچ خوشبختيي نيست.

 

   ۳- سخت نگيرييد. بر غم ها و نگراني هاي خود بخنديد تا ببينيد چگونه دود مي شوند و به هوا مي روند.

 

   ۴- هر وقت بتوانيم بعد از شکست لبخند بزنيم شجاع خواهيم بود.

 

   ۵مايوس مباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري قفل را بگشايد.

 

   ۶- اگر تورا دشمني مي باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمني نباشد بي قدر و بها مي باشد.

 

   ۷- براي کسي که آهسته و پيوسته راه مي رود هيچ راهي دور نيست.

 

   ۸- زندگي خيلي جدي تر از آن است که بخواهيد درباره اش جدي صحبت کنيد.

 

   ۹- بهترين درمان براي قلب هاي شکسته اين است که دوباره بشکند.

 

  ۱۰- خوشبخترين انسان کسي است که خوشبختي را درون خانه ي خود جستجو کند.

 

  ۱۱- بهترين انتقام ها فراموشي و بخشش است.

 

  ۱۲- عالي ترين سلاح براي مغلوب کردن دشمن خونسردي است.

 

  ۱۳- عشق کد زندگي ست.

 

  ۱۴- عاشق شدن هنر نيست عاشق ماندن هنر است.

 

  ۱۵- زندگي به سه چيز پايدار است:اميد. صبر و گذشت. کسي که هر يکي ازاينها را داشته باشد هرگز فرو         نمي ريزد.

 

   ۱۶- صبر کليد پيروزي است.

 

   ۱۷- اين شکست ها هستند که مو فقيت ها را جذاب مي کنند.

 

   ۱۸. هميشه اميد داشته باش چون هميشه فردايي هست.

 

   ۱۹- شوخي شوخي به گذشته ها نگاه کنيد و جدي از آنها درس بگيريد.

 

   ۲۰- دوست آن نيست که يک دل به صد يار دهد دوست آن است که صد دل به يک يار دهد.

 

   ۲۱- محبت خرجي ندارد در حالي که مي تواند همه چيز را خريداري کند.

 

   ۲۲- انسان تا زماني که طعم تلخي ها را نچشد معناي خوشبختي را درک نمي کند

 

   ۲۳- غرور انسان را نابود مي کند.

 

   ۲۴- رازت را به کسي نگو ! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت      حفظ کنند؟

 

   ۲۵- از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:51  توسط افشین  | 

       بچه های دانشگاه مرودشت با اساتید

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:47  توسط افشین  | 

Transformers

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:45  توسط افشین  | 

مرد عنکبوتی ۳

  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:41  توسط افشین  | 

دزدان دریایی کاراییب ۳

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:59  توسط افشین  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:33  توسط افشین  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:31  توسط افشین  | 

 شرکت کوکاکولاي آمريکا اينبار در يک توهين آشکار به مسلمانان ، تصوير تبليغاتي خود را شبيه به نماز جماعت مسلمانان منتشر کرده و به شکل و شمائلي ، نمازگزاران مسلمان را نشان داده است که گويا بطري هاي نوشابه کوکاکولا هستند که آنها را پهلوي هم رديف کرده اند !
شرکت کوکاکولا علاوه بر توهين هاي در پس پرده خود و با توجه به عدم برخورد مسلمانان با حرکتهاي زشت اين شرکت ، اينبار گويا شمشير را از رو بسته است تا به همه کسانيکه که در خواب حسن نيت هستند بفهماند که مسلمان در نظر آنها بي ارزش است و به راحتي مقدسات آنها را به مسخره خواهد گرفت و جوانان مسلمان نيز دستمزد فيگورهاي روشنفکرانه خود را از دست مدير کوکاکولا تحويل بگيرند

جالب اينجاست که پس از انتشار تصوير برعکس شده آرم کوکاکولا در همين سايت که در آن نشان داده شده بود که طراح آرم کوکاکولا سعي کرده است جمله ( لا محمد ، لا مکه ) يعني ( نه محمد و نه مکه ) را بمنظور نفي مقدسات مسلمانان ، کاملا بصورت عمدي در آرم لحاظ کند ، بسياري از افراد خوش نيت و کم دقت ، ما را به باد انتقاد گرفتند که شما ساخته هاي خيال خود را به خورد کاربران خود ميدهيد و کوکاکولا هيچوقت چنين حماقتي نميکند ...... اما همه ما امروز ميبينيم که آنها از هيچ کاري براي تمسخر و کوچک کردن ما فرو گذار نميکنند ، حتي اگر در يک آرم يا يک پوستر باشد

البته اين تصوير مدت زيادي است که منتشر شده است اما ما در انتشار خبر آن مردد بوديم که با توجه به نظرات کاربران در مورد خبر قبلي توهين کوکاکولا ، لازم ديديم که اين مطلب را منتشر کنيم

خبر مربوط به آرم برعکس کوکاکولا و اظهار نظرهاي متعدد و گاه کاملا متضاد را ميتوانيد در لينک زير مشاهده نمائيد : http://www.sonycard20.com/news/news_item.asp?NewsID=58

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:30  توسط افشین  | 

   
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:30  توسط افشین  | 

 

من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                     من

باختن                                                            عشق

جان                                                                          يعني

زندگي                                                                               ليلي و

قمار                                                                                  مجنون

در                       عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                   عشق

دل                                                                                       يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                       آميختن                                           افروختن

يعني                              به هم        عشق                             سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

 

اگه عاشق شدن يارب گناه است           دل عاشق شكستن صد گناه است

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:28  توسط افشین  | 

 هر روز و مخصوصا در شهر هاي بزرگ دختران و پسران جواني را ميبينيم که در انظار عمومي مشغول عشق بازي هستند ، گاهي با همسر خود و گاهي با ....... و لحظاتي بعد هم بايد جوابگوي پليس باشند و گويا اين داستان هميشه ادامه دارد










و اين داستان ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:26  توسط افشین  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:25  توسط افشین  | 

چهل سال بعد در چنين روزي :

1.علي دايي به احتمال زياد در بازي فردا مقابل ژاپن به بازي خواهد رفت. او که خود را براي بازي روز 5 مرداد 1425 آماده مي‌کند، گفت: به لطف خدا و دعاي خير مردم مصدوميتم چندان مهم نيست و با عصاي هميشگي در زمين حضور خواهم يافت و در پست تخصصي‌ام به مانند سنوات نزديک به صورت تک مهاجم بازي مي‌کنم و عصا را هم براي مصدوميت مي‌برم، نه براي کهولت سن. وي اضافه کرد، عواملي مانند تغذيه و ... در آمادگي وي بسيار موثر است.

2. فيفا فاش کرد که راز خداحافظي نكردن دايي را کشف کرده است. سخنگوي فيفا گفت: ما هر چه ديديم کدام افتخار است که دايي آن را به دست نياورده و به بهانه آن خداحافظي نمي‌کند، نتوانستيم چيزي بفهميم تا آن که نوه آلکس فرگوسن گفت: در ديدار فينال ليگ قهرمانان 1999 علي دايي در دقايق آخر نتوانست همراه بايرن مونيخ قهرمان شود و پدر بزرگم همراه منچستر قهرمان شد. به دنبال اين کشف، فيفا قول داد، کاپ ليگ قهرمانان را به دايي بدهد تا وي خداحافظي کند. فيفا مدعي شد که مي‌خواهد در تاريخ دست برده و نام علي دايي را در ليست تيم منچستر 1999 قرار دهد و يا بايرن را قهرمان 1999 اعلام کند.

3. زلاندو کراتوويچ، سرمربي ايران، گفت: من به توانايي‌هاي دايي ايمان دارم و وي ستون تيم من است. وي همچنين هرگونه شايعه در خصوص دست داشتن وي در ارنج تيم ملي را به شدت رد کرد.

4. فرزند کليزمن که اکنون در تيم ملي آلمان بازي مي‌کند، در ديدار تدارکاتي چند شب پيش ايران مقابل آلمان به هنگام دست دادن با علي دايي در ابتداي بازي گفت: چهره شما براي من آشناست و گمان مي‌کنم، شما را هنگام تماشاي بازي ايران ـ آلمان 1998 که پدرم گل زد و از تور دروازه شما خوشش آمده بود و مي‌خواست آن را ببرد، شما را پشت سر او ديدم، اما علي دايي (اين بار زودتر از آصفي) همه چيز را تکذيب کرد و گفت: من تازه از تيم ملي اميد آمدم و در آن زمان جاي ديگري بازي مي‌کردم.

5. علي دايي اظهار اميدواري کرد که در بازي مقابل لائوس، مثل ادوار گذشته، بتواند پنج تا شش بار هت تريک کند.
گفتني است، فدراسيون فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال آسيا خواسته بود تا ايران را با لائوس هم‌گروه کند تا بلکه دايي پس از ده سال پايش به گل باز شود تا نوار موفقيت‌هايش پاره نشود. هم‌اکنون دايي با 2195 گل ملي در صدر گلزنان تاريخ فوتبال دنياست و فرانس پوشکاش، با بيش از 2000 گل اختلاف در رتبه دوم است، اما دايي هنوز موفق نشده در جام جهاني گل بزند.

وي ادامه داد: شايد اگر در جام جهاني اخير، هت تريک کند، حاضر شود موضوع خداحافظي خود را کمي جلو بيندازد. وي همچنين گفت: من تا آخر عمر مديون لائوسي‌ها هستم.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:24  توسط افشین  | 

  

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:24  توسط افشین  | 

ما بدبختارو ببینین تو چه جهنمی داریم میریم دانشگاه

   قاتلان كودكان مرودشتى ديروز و در جريان آخرين بازجويى هاى پليسى به سومين قتل اعتراف كردند.
سردار احمد عليرضا بيگى فرمانده انتظامى استان فارس شامگاه ديروز در گفت وگوى اختصاصى با خبرنگار ما ضمن اعلام اين خبر گفت: رضا، عامل اصلى جنايت ها در جريان آخرين تحقيقات پليسى به كارآگاهان گفت: چند روز قبل از دستگيرى نيز پسربچه ناشناسى را به شيوه خودمان فريب داده و پس از تعرض، دست و پايش را طناب پيچ كرده و پيكرش را داخل رودخانه انداختيم. سردار بيگى افزود: از آن جا كه عاملان قتل ها در بازجويى ها با صراحت اعلام كرده اند كه سومين قربانى خود را نمى شناخته اند هم اكنون پليس با چند فرضيه جديد مواجه شده است، نخست اين كه سومين قربانى پس از رها شدن در رودخانه موفق به نجات جانش شده باشد.
دومين نكته احتمالى هم اين است كه پيكر او نيز پس از جان دادن در گل ولاى رودخانه مدفون شده باشد. فرمانده انتظامى استان فارس در ادامه خاطرنشان كرد: از آنجا كه هويت سومين قربانى روشن نشده و تاكنون جسدش نيز كشف نشده است احتمال مى رود او فرزند يكى از مسافران يا رهگذران بوده باشد. از اين رو از خانواده هايى كه در اين مدت در مرودشت به سر برده يا از آنجا عبور كرده اند تقاضا مى شود در صورت فقدان فرزندشان موضوع را با مأموران پليس مرودشت درميان بگذارند.
وى همچنين با تكذيب وجود چندين پرونده فقدانى مربوط به كودكان در اين شهرستان گفت: متهمان پرونده در بازسازى صحنه، جزئيات هر ۳ قتل را تشريح كرده اند. بنابراين از امروز (شنبه) تجسس هاى غواصان براى كشف احتمالى پيكر سومين قربانى ادامه خواهد يافت.


پيكر بى جان دومين قربانى بيجه هاى مرودشتى پس از يك هفته جست وجو صبح ديروز به وسيله غواصان از ميان گل و لاى رودخانه سيوند بيرون كشيده شد.
پيكر بى جان و طناب پيچ «حامد» ۹ ساله در فاصله ۳۰۰ مترى پل «خان» در ورودى شهرستان مرودشت پيدا شد.
مهران حفارى، فرماندار و رئيس شوراى تأمين شهرستان مرودشت در گفت وگو با خبرنگار «ايران» در اين باره گفت: جسد پسربچه براى انجام تحقيقات و معاينه هاى تكميلى به پزشكى قانونى انتقال داده شده است. به گفته وى متهمان در جريان آخرين بازجويى ها اعتراف كرده اند كه با ديدن فيلم هاى مستهجن تحت تأثير قرار گرفته و مرتكب اين جنايت ها شده اند.
حفارى افزود: دستگاه قضايى با تعيين قاضى ويژه اى براى اين پرونده، با دقت و سرعت عمل بالا سعى دارد به صورت فوق العاده به آن رسيدگى كند.
براساس اظهارات مسئولان، رضا، متهم اصلى پرونده بارها در كودكى مورد تعرض قرار گرفته بود و علاوه بر آن از فقر فرهنگى و اقتصادى شديدى رنج مى برد.
به گزارش خبرنگار ما، پليس از روز ۱۷ فروردين ماه سال جارى به دنبال ارائه شكايتى از سوى مردى به نام «ملك حسين» در جريان ماجراى ناپديد شدن پسر ۹ ساله وى ، تجسس براى رديابى متهمان را آغاز كرد.
با به دست آمدن سرنخ هايى از پسر جوانى به نام «رضا» او بازداشت شد و در بازجويى ها ماجراى تعرض و قتل ۲ پسر بچه را به گردن گرفت.
براساس اعتراف هاى متهم ۱۶ ساله او روز ۱۲ فروردين ماه سال جارى نقشه تعرض به نخستين قربانى خود به نام «سيد كريم» ۱۰ ساله را طراحى و اجرا كرده بود.


به گفته اين پسر نوجوان، وى پس از تعرض به نخستين طعمه اش وقتى از او شنيد كه مى خواهد ماجرا را با خانواده اش در ميان بگذارد، نقشه قتل او را اجرا كرد. وى درباره ماجراى قتل دومين قربانى اش نيز گفته است؛ او را نيز به همان شيوه نخستين قربانى خود با همدستى ۲ تن ديگر از دوستانش مورد تعرض قرار داده و سپس به داخل رودخانه انداخته است.
هم اكنون باز پرس زارعى، از شعبه اول دادسراى عمومى و انقلاب مرودشت با ابلاغ ويژه رئيس دادگسترى استان فارس تحقيق درباره اين قتل را آغاز كرده است.
براساس گفته هاى متهمان بازداشت شده در نخستين جلسه بازجويى ها، متهم رديف اول پرونده تحت تأثير فقر فرهنگى و اقتصادى شديد و تعرض هاى صورت گرفته به وى در دوران كودكى اش مرتكب اين جنايت ها شده است. چهار متهم ديگر نيز او را در اجراى اين نقشه همراهى كرده اند

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:20  توسط افشین  | 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن

یک صداقت راستین و صمیمی بی انتها و مطلق . . .

عشق در دریا غرق شدن است  و دوست داشتن در دریا شنا کردن. . .

عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن میدهد . . .

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن . . .

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالهل

بر آن اثر  میگذارد اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی

و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست . . .

ّآری باشی و زندگی کنی. . . که دوست داشتن از عشق برتر است

و من هرگز خود را تا سطح بلند ترین قله عشقهای بلند

پایین نخواهم آورد . . .

   

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:18  توسط افشین  | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:15  توسط افشین  | 

داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

---------------------------------------------------------------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-----------------------------------------------------------------

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

-------------------------------------------------------------------

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

-------------------------------------------------------------------

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

------------------------------------------------------------------------------------

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

-------------------------------------------------------------------

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

---------------------------------------------------------------------

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ 

----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

----------------------------------------------------------------------

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده

 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 

-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 

==========================================

مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز برای ما ارسال شده است ... شما زياد جدی نگيريد

 

- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

------------------------------------------------------------------------

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

-------------------------------------------------------------------------

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...

------------------------------------------------------------------------

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

-------------------------------------------------------------------------

- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

------------------------------------------------------------------------

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

------------------------------------------------------------------------

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

------------------------------------------------------------------------

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

------------------------------------------------------------------------

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

------------------------------------------------------------------------

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

------------------------------------------------------------------------

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

------------------------------------------------------------------------

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

------------------------------------------------------------------------

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

------------------------------------------------------------------------

- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

------------------------------------------------------------------------

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

------------------------------------------------------------------------

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

البته در جواب اين همه خبيث بازی نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضی ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند

********************************************

يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو یخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش

2 - مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

3- طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

46- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

88- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

94- يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

95- لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

96- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:13  توسط افشین  | 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 17:2  توسط افشین  | 

age halkardin nazar bedid ghorboonetoon yegaw

                                                   nazar yadetoon nare

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:55  توسط افشین  | 

age halkardin nazar bedid ghorboonetoon yegaw

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:52  توسط افشین  | 

جوک

غضنفر میگن کامپیوتر بلدی ؟ میگه: ای... تا حدودی. میگن خوب حالا کامپیوترو روشن کن ! میگه: اوووووه نه تا این حد!!

غضنفر هی با خودش می گفت عجیبه، عجیبه! ازش می پرسن چی عجیبه؟ میگه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور!!! میگن خوب این کجاش عجیبه؟ میگه این عجیبه که گنجشکه همه رو ول کرده ری..ه رو من!!!

تقویم تاریخ:
پانصد سال پیش در چنین روزی رومیان سنگ توالت را اختراع کردند و پنجاه سال بعد ایرانی ها با گذاشتن سوراخی در ته آن، آن را تکمیل نمودند.

غضنفر زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. غضنفر می گه الو اکبر نون نخر مامانت خریده!

غضنفر ميره استخر شيرجه ميزنه توي چهار متري، مياد بالا و ميگه: عجب نفسي داشته كاشي كارش!

چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار!

غضنفر می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده می ده این خونه استخر داره، جگوزی داره... غضنفر می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن؟

يه نفر دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم
نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بکشي، من خودم پيدا کردم.

غضنفر با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن غضنفر رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه غضنفر همين سوال رو چند بار ميپرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم غضنفر ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟

یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار میکنه!!!

این مال 22 بهمنه (که با تاشورا عاشورا و جریان انرژی هسته ای همزمان شده بود):
از غضنفر می پرسن مناسبت این 4 روز تعطیلی چی بود؟ می گه والا، مثل اینکه شهادت امام حسین و 22 تن از یارانش به دست صدام صهیونیست و همچنین روز 72 بهمن روز پیروزی انقلاب در صحرای کربلا و فرار یزید خائن از ایران!

غضنفر مسجد مي سازه، هر كاري مي‌كنه مي‌بينه كسي نمياد اونجا نماز بخونه! يه تابلو ميزنه رو سردر مسجد و مي‌نويسه: نماز صبح، يك ركعت، بدون وضو!

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه: «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟

يه روز يه قورباغه
قرص اكس ميخوره ، كرال ميره

از غضنفر پرسيدند: سخت‌ترين روزهاي زندگيت كي بوده؟ ميگه: چهار روز اول عروسيم! ميگن: چرا؟ ميگه: چون خجالت ميكشيدم باد صدادار ول كنم!

اصفهانیه به پسرش میگه: برو براي ناهار از خونه همسایه دو تا نون بگیر، پسره میره و برمی‌گرده ميگه: بابا همسایه نون نداد، اصفهانيه شاكي مي‌شه و میگه: اه اه، خاك بر سر خسیسش كنن، برو از توی یخچال خودمون دوتا نون بیار.

ترکه از یه نفر ساعت میپرسه اونم می گه ساعت ۵
ترکه می گه ای بابا از صبح تا حالا از هر کی می پرسم یه چیز میگه

غضنفر مسجد مي سازه، هر كاري مي‌كنه مي‌بينه كسي نمياد اونجا نماز بخونه! يه تابلو ميزنه رو سردر مسجد و مي‌نويسه: نماز صبح، يك ركعت، بدون وضو

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:36  توسط افشین  | 

به ترکه میگن موقع سکس چطوری زنتو ديونه میکنی میگه : وقتی کارم تموم می شه ، کيرمو با پرده پاک میکنم


...........................................

به ترکه میگن میدونی ناف تهران کجاست میگه : يه کم بالاتر از برج ميلاد


...........................................

خدا زمين رو آفريد ، گفت چه قشنگه مرد رو آفريد ، گفت چه قشنگه آسمون رو آفريد ، گفت چه قشنگه زن رو آفريد ، گفت اشکالی نداره پيش مياد


...........................................

پيره‌زنه جلوی تاکسيه رو میگيره میگه : نماز جمعه راننده میگه : ولی مادر امروز سه‌شنبست پير‌ه‌زنه میگه : ای وايييييييی خاک ب‌ سرم ديدی ديشب حاجی گولم زد


...........................................

 

دلیل سقوط هواپیمای اخیر : بال هواپیما گوشه نداشته بید جیگر!


...........................................

قزوینی ها آخر نماز با هم دیگه دست میدن میگن حال دادی حال!


...........................................

گرگه داشته شل شل راه ميرفته. ازش ميپرسن چي شده؟ ميگه رفتم دم خونه شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود حرف مار رو هم باور كرد!


...........................................

يه روز اقا گرگه ميره دمه خونه شنگول و منگول در ميزنه مامان شنگول و منگول درو باز مي كنه ميگه بيا تو بچه ها نيستند


...........................................

از يكي مي پرسن ميدوني شباهت خورشيد با لر چيه ؟ ميگه نه بهش ميگن هر دوشون از پشت كوه در ميان


...........................................

ترکه مي خواسته زير بارون خيس نشه ، هي جاخالي مي داده.


...........................................

يك روز يك لر با سامسونت بيرون مي آيد همه به او ميخندند علتش چيست ؟چون سامسونت را در سبد گذاشته بود


...........................................

يك روز يه لر مي گوزد كمرش رگ به رگ مي شود


...........................................

يك روز يه رشتيه رو ميخواستن اعدام كنن. رشتيه گفت چرا مي خواهين منو اعدام كنين .گفتن تا درس عبرتي بشي واسه ديگران .رشتيه گقت حالا نميشه ديگرانو اعدام كنين كه درس عبرتي بشه واسه ي من.


...........................................

قزوينيه داشته دنبال يه توپ ميدوييده بهش ميگن چه كار ميكني ميگه "نيروي انتظامي گفته هر توپي كه مياد يه بچه هم دنبالش مياد


...........................................

به يكي ميگن شما چطوري شخصيت خودتونو نشون ميدي . ميگه با ارائه بليط.


...........................................

يه روز معلم به دانش اموزان ميگه كه بلده يه قطار بكشه حسني دستشو بالا كرد و گفت ما معلم هم بهش گفت كه بره پا تخته و قطارو بكشه حسني ميره پا تخته ميبينه كه بلد نيست قطار بكشه(تو اون لحظه معلم با دانش اموزان صحبت ميكرد)بعد كه روشو ميكنه به طرف حسني ميبينه كه فقط حسني ريل قطارو كشيده ميگه پس قطارش كو ميگه وقتي شما سرتون اونور بود قطار اومد و رفت


...........................................

تركه ميميره بعد تو اون دنيا ازش ميپرسن چي شد مردي ميگه داشتم شير ميخوردم ميگن شيرش فاسد بود ميگه نه گاو يهو نشست


...........................................

يه روز يه ترك به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم


...........................................

يه روز يه تركه تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره

...........................................

تركه مي گوزه پرت مي شه جلو مي گن چي شد ميگه تو دنده بود


...........................................

تركه خودشو(سند تو ال)ميكنه دنيا خر تو خر ميشه


...........................................

رشتيه پاي كامپيوتر جو ميگيرتش زنشو (سند تو ال) ميكنه


...........................................

تركه گوشش سرخ ميشه ازش ميپرسن چي شده؟ميگه چش خورده. ميگن چي؟ميگه چش خورده ,چش. بابا چش شلوار رو ميگم!!!!!!!!!


...........................................

يك روز يك پيرزن اكس ميخو ره ميگه من ترانه 15 سال دارم


...........................................

به يه لره ميگن جوك بگو ميگه خيار بهش ميگن اين بي مزه بود بامزه تر بگو ميگه خيارشور


...........................................

يك بار يك تركه زنگ ميزنه تاكسي تلفني ميگه اقا ماشين داريد. مردي كه پشت تلفن بوده جواب ميده بله. تركه ميگه خوش به حالتون ما نداريم.


...........................................

يك تركي عاشق مي شه براي خر همسايه ايجاد مزاحت مي كنه


...........................................

پس ازكارشناسي كارشناسان علت سقوط هواپيماي سي 130 مشخص گرديد :كارشناسان متفق القول اظهار داشتند يه تركه مي خواسته سه راه آذري پياده شه


...........................................

چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار


...........................................

تركه ميره كنسرت ابي , وقتي منسرت تموم شد , هركي يه چيزي گفت: يكي گفت ابي صداتو , يكي گفت ابي نفستو , تركه رو جو ميگيره ميگه ابي دهنتو ...


...........................................

به يه تركه ميگن درموقع تماس جنسي مرد بيشتر حال ميكنه يا زن?
ميگه زن!
ميگن از كجا مي دوني
ميگه تو وقتي گوشت مي خواره بعد مي خوارونيش دستت بيشتر هال ميكنه يا گوشت


...........................................

سوال:به 15 تا دختر تو استخر چی میگن؟! جواب:رانی هلو
سوال:اگه 15 تا زن بودن چی؟ جواب:کمپوت انجیر
سوال:اگه 15 تا پیرزن بودن؟ جواب:یه کاسه سیرابی


...........................................

مراحل زندگی زناشویی:
1-اوایل ازدواج: دست رو دست- لب رو لب- د ببوووس
2-میان سالی: لب رو لب- کیر تو کس -د بکن
3-پیری: پشت به پشت -کون به کون- د بگوز


...........................................

پلیس ترکه رو با دختر میگیره،می پرسه صیغس یا عقدیه؟ترکه میگه جندس نقدیه


...........................................

خروسه به مرغه میگه یه نوک بده .مرغه میگه : 0.5 یه 0.7


...........................................

به تركه ميگن يه فحش باحال بده. ميگه: نافم تو چشت. ميگن: بي‌مزه، اينم شد ‏فحش؟ تركه ‏ميگه: آخه وقتي نافم بره توي چشت، کیرم ميره توي دهنت.


...........................................

سه تا زن تهراني و ترک و رشتي نشسته بودن دور هم و از ماملهء شوهراشون حرف ميزدن. تهرانيه ميگه ماملهء ممد آقا عين اف 14 ميمونه، بلند ميشه يه جا رو هدف ميگيره بعد ميخوابه. ترکه ميگه ماملهء عباس آقا عين اف 16 ميمونه، بلند ميشه دوجا رو هدف ميگيره بعد ميخوابه. رشتيه ميگه ماملهء نورعلي عين ايران اير ميمونه، تا بلند ميشه به علت نقص فني ميخوابه!!


...........................................

يارو تو قزوين بوده پولش افتاده بوده زمين....ولي دولا نميشده برش داره....
يه پيرمرده مياد بهش ميگه بالام جان را پولتو بر نميداري...؟؟ يارو ميگه: بابا اينجا قزوينه...خطرناكه...
پيرمرده ميگه: نه بابا اين حرفا ماله قديمه...اينجا عوض شده...
يارو ميگه راستي؟؟؟
پير مرده ميگه: آره بابا
يارو تا دولا ميشه پولشو برداره پيرمرد مياد تق يارو رو ميذاره.... يارو شاکي ميشه ميگه:مرتيكه عوضي مگه نگفتي اينجا عوض شده... اين كارا ماله قديمه؟؟؟؟
پير مرد ميگه: خوب بالام جان منم ماله قديمم ديگه


...........................................

لره میره آزمایش خون،میان از نوک انگشتش خون بگیرن،خون نمیاد،پرستاره انگشت لره رو می ماله،لره میگه ببخشید آزمایش ادرار نمی گیرید


...........................................

به پیرزنه میگن مادر سایز سوتینت چیه؟میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد،میکنم تو شورتم


...........................................

زن لره دست میکنه تو شورت مرده....
مرد: کلفته؟؟
زن: هااااااااا
مرد: نرمه؟
زن: هااااااااا
مرد: گرمه؟
زن: هاااااا
مرد: انمه!!


...........................................

به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی؟میگه آره فقط سر پیچا یه کم اذیت میکنه


...........................................

بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده یکیش بیلاخمشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!


...........................................

به عربه ميگن زن رو تشبيه كن، ميگه: ولك زن مثل باغچه ميمونه... صبح آبش ميدي، ظهر آبش ميدي، شب هم شيلنگ رو ميندازي توش تا صبح آب بخوره


...........................................

تركه ميره پيش يك دكتر تهروني، ميگه: آقاي دكتراز وقتي كه به سن پنجاه سالگي رسيدم ديگه روزي سه دفعه بيشتر نمي تونم كس بكنم!!!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: ببينم تو اومدي دكتر يا اومدي كونِ منو بسوزوني؟!!


...........................................

يك بابايي تو رشت ميره يك رستوران تروتميز، يك پرس مفصل غذا ميخوره، بعد مياد حساب كنه، ميپرسه: داداش حساب ما چقدر شد؟ رشتيه ميگه: سه تومن! يارو دست ميكنه سه تا هزاري ميده، رشتيه ميگه: نه قربون، شد سه تا يك تومني! يارو كف ميكنه، فرداش با سه-چهار تا از رفقاش مياد باهم يك ناهار توپ ميزنن، باز موقع حساب كردن، رشتيه ميگه: شد سه تومن! يارو خر كيف ميشه، فردا شبش كل سالن رو واسه يك مهموني مفصل رزرو ميكنه، خلاصه با همه فك و فاميل و دوست و آشنا تا مرز خفگي ميخورن، باز وقتي صورتحساب رو ميگيره، ميبينه نوشته: سه تومان!! يارو كلش سوت ميكشه، ميره پيش رشتيه ميگه: اخوي، ما قضيه اين رستوران شما رو نفهميديم چه جورياست. رشتيه ميگه: دنبال من بيا تا بفهمي. خلاصه يارو رو ميبره طبقة بالاي رستوران، در يك اتاق رو باز ميكنه، مرده ميبينه يك زن و مرده افتادن رو هم حالا نكن كي بكن!! رشتيه ميگه: اون مرتيكه سبيل كلفت رو كه ميبيني، صاحاب رستورانه، اون خانم هم كه ميبيني خواهر بنده‌ست! اون اينجوري خواهر مارو ميگاد، منم اونجوري مادرشو ميگام!!!

 
...........................................

جشنواره بين المللي گل توي هلند بر گزار ميشه يه تركه هم به نمايندگي از ايران ميره ! هلنديه يه گلِ رديف مياره و ميزاره به نمايش .. تركه داد ميزنه ... ايلده اين كوس شعرا چيه ! ما تو كشورمون با اين گل ماتحتمونو پاك ميكنيم ! هلنديه كير ميشه ميره ميشينه ! ژاپنيه مياد با يه گل رديف .. بازم تركه داد ميزنه ... ايلده اينكه چيزي نيست ! ما با اين كوس شعرا تو ممليكتيمون ماتحتامانو پاك ميكنيم ! خلاصه هر كشوري مياد جلو تركه يه ركب بهش ميزنه و كير ميشن ! آخرش به تركه ميگن خودت گلتو معرفي كن بينم ! تركه ميگه : ايلدي گل ي ما كاكتوسه ! حالا خايه ميخواد كسي كه بره ماتحتشو با اين پاك كنه !


...........................................

به افسره زنگ ميزنن ميگن پاشو يه جنده خونه توپ پيدا كرديم.افسره ميره اونجا.ميبينه كاملا محاصره شده اونجا.طبق يه سري عمليات انتحاري ميريزن تو.ميبينن 9 نفر كيراشونو در اوردن انداختن رو ميز.يه موشم رو ميزه.دوتا دختر لخت اونورن.يكي هم از تخماش از سقف اويزونه. . يآرو كف ميكنه.يكي رو ميكشه كنار دق ميزنه تو گوشش ميگه: مرتيكه همه نوعش رو ديده بوديم اين ديگه چه بساطيه؟؟يارو ميگه: جناب سروان ما اينجادو تا جنده بيشتر نداريم.واسه اينكه دعوا نشه.كيرامونو ميزاريم رو ميز موش رو هم ميزاريم.موشه طرف كير هر كي بره جندهه ماله اونه... يارو افسره كف ميكنه ميگه: خوب.تا اينجا قبول.اون مادر مرده رو چرا از سقف اينطوري اويزون كردين؟؟؟ يارو ميگه: اخه اين جاكش هر شب به تخماش پنير ميماليد...


...........................................

يه روز يه ياروكفتر بازه ميشنوه تو قزوين كفتري هستش كه با يه بال پرواز ميكنه ميره و اونو ميخره ميبره شهر خودشون ولي ميبينه كفتره بادو بال پرواز ميكنه شاكي ميشه برميگرده قزوين پيش فروشندش ميگه عوضي جاكش اين كه درست پرواز ميكنه !!! يارو ميگه بالام جان اينجا گزوينه و اين كفترم از ترس كونش يه بالشو ميگيره در كونش و پرواز ميكنه !!!


...........................................

يارو حاجيه وقت دادگاه داشته، نميدونسته چجور لباسي بپوشه. حاج‌آقاي حجره كناري بهش ميگه: حاج‌آقا، يك دست لباس كهنة رنگ و رو رفته بپوش كه قاضيه دلش به حالت كباب شه. ازون طرف حاج‌آقاي حجره روبرويي بهش ميگه: حاج آقا يك دست لباس نو و ترتميز بپوش كه اونجا قاضيه حساب دستش بياد با كي طرفه! حاجيه گه گيجه ميگيره، آخر ميره از يكي از رفقاي قديميش (ترك بوده) ميپرسه: آخر ما چي بپوشيم. تركه بهش ميگه: ببين حاج‌آقا، بگذار برات يك داستان بگم: يك روزي يك دختري ازدواج ميكنه، نميدونسته واسه توي حجله چي بپوشه. مادرش بهش ميگه يك پيرهن دراز و محجوب بپوش برو تو، ولي خالش بهش ميگه: نه دخترم، يك دامن تنگ و كوتاه بپوش. حاج‌آقا شاكي ميشه، ميگه: مرتيكه حجله رفتن اون زنيكه چه ربطي به دادگاه من بدبخت داره؟! تركه ميگه: حاج‌آقا ربطش اينه كه تو جفتش توفير نميكنه چي بپوشي.. درهرحال آخرش كونت ميذارن!!!


...........................................

تركه مي‌خواسته نماز بخونه، مهر نداشته امضا ميكنه!!


...........................................

خرگوشه داشته تو جنگل قدم ميزده شير رو ميبينه نشسته ، منقل و وافوري و از اين حرفا داره ترياكرو ميكشه ! ميره جلو ميگه : اي سلطان جنگل از شما بعيده! بايد بلند شيد ورزش كنيد مثلا شما ريس تمام حيوانات هستيد! ميزنه زير منقل شيره و بلندش ميكنن شروع ميكنن به دويدن ميرسن به خرسه ، خرسه هم داشته جاتون خالي سيخ و سنگي به را كرده بوده و داشته يه جورايي حالشو ميبرده ميره جلو همون حرفايي كه به شير زده بوده و ميگه و بلندش ميكنه و … ميرسن به شغاله و شغاله هم سيگاري بار كرده بود و داشته برا خودش تو آسمونا سير ميكرده ميره جلو مخ اونم ميزنه و راش ميندازه ميرسن به روباه تا ميره جلو روباه ميخوردش شيرو بقيه شروع ميكنن چرا ؟ براي چي؟ اون كه داشت ما رو سره حال مياوردو از اين حرفا كه روباهه ميگه : چي ميگين بابا ! اين پتياره پدر سوخته كارش اينه صبح ناشتا يه "اكس" ميزنه و مياد مارو مي گاد!!!!


...........................................

به تركه ميگن بچت چرا اينقد زشته!؟
ميگه:...خوب شب تاريك و دست تنها كه از اين بهتر نميشه!


...........................................

به ترکه میگن با علما جمله بساز.
ترکه میگه:کس خلما!!!!
بهش میگن نه بابا علما به معنای اولیا
ترکه میگه:کس خلیا


...........................................

به تركه ميگن دوتا كلمه متضاد بگو
كميگه انجير و زنجير
ميگن چرا
ميگه پولدار كه باشي زن جيرت مياد
بي پول كه باشي ان جيرت مياد


...........................................

به تركه ميگن تا حالا زنتو كردي
ميگه نه
ميگن چرا
ميگه از بچه گي عادت كردم پستون كه مي خورم خوابم مي بره


...........................................

نلسون ماندلا اعلام كرد كه
در مبارزاتم همسرم نقش دست راست مرا ايفا مي كرد و در زندان دست راستم نقش همسرم را


...........................................

تركه چهار شنبه سوري با واجبي ترقه درست مي كنه
ازش مي پرسن براي چي
ميگه مي خوام منفجر كه شد پشم همه بريزه


...........................................

رشتيه يه كاميون مي خره پشتش مي نويسه رسواي عالم مادر


...........................................

شباهت دختر و صابون+
هر دو رو وقتي بمالي كف مي كنن


...........................................

عشق مثل (بلا نصبت) كون مي مونه
سفيد وجذاب و پر سر و صدا اخر هم ميرينه به همه چي


...........................................

آخرين خبر
سازمان القاعده طي بيانييه اي اعلام داشت كه از اين پس تمايلي به خون ريزي ندارد و در همين راستا نام خود را از
القاعده به اليائسه تغيير داد


...........................................

زن رشتيه بچه دار ميشه، وقتي بچه‌ رو به رشتيه نشون ميدن، ميبينه بچه سياهه!! خلاصه يكم ميره تو فكر، ولي چيزي نميگه. يك پنج-شيش ماه بعد، رشتيه با زنش مشغول كارِ خير بوده، يهو وسط كار حواسش جمع ميشه، ميبينه خانوم اونقدر دست و پا زده كه پتو رو انداخته پايين. خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميگه: خانوم‌جان اين پتو رو بكش رو خودت، باز اين يكي بچه هم مثل قبلي نور ميخوره، ميسوزه


...........................................

يه بابائي تو جبهه بوده و خلاصه تيريپ حسين فميده بازي و اينا در مياره ..
از قضا در همين هين حسين فهميده بازي جفت تخماش به فاك ميرن !
ميبرنش درمونگاه صحرائي !
دكتره هم يه تركه بوده و هر چي ميگرده يه جايگزين واسه تخم پيدا نميكنه ! يه جفت پياز كه كنار غذاش بوده ميذاره جاي تخماي طرف !
يه چن روز بعد تركه مياد از مريضش ميپرسه : ايلده .. حالت كه خوبه ؟
مريضه هم ميگه : والا جناب دكتر .. حالم كه خوبه خوبه .. فقط نميدونم چرا هر وقت آبگوشت ميبينم شق ميكنم ! و هر وقت ميشاشم از چشام اشك مياد !


...........................................

يه بابائي ميره پيش فالگير !
فالگيره هم هرچي كف دست طرف رو نيگا ميندازه هيچي نميبينه و خط و نشوني پيدا نميكنه !
يخورده بالا پائين ميكنه ميبينه نه خير ! هيچ خط و نشوني تو دست يارو نيستش !
به طرف ميگه بكشه پائين و فالشو از رو كيرش ميگيره !
طرف همچين كفش ميبره و ميپرسه : حاجي چجوري فالو از رو كيرم حدس زدي ؟
فالگيره هم ميگه : مرتيكه خار كسده ! انقدر جلق زدي خط و نشون ي دستت افتاده رو كيرت !


...........................................

يه چن سال پيش يه كوسه هه تو خليج فارس بود كه فقط كير مرد ها رو ميخورد ..
از قضا بعد از سالها دندوناي اين كوسه هه ميريزه و كوسه هه پير ميشه ..
يه روز يه مرده ميفته تو خليج فارس و همچين كوسه هه ميفته دنبالش ..
مرده داد ميزنه : آاااااااااااااااااااي ي ي كوسه ... آآآآآي ي ي ي ي كوسه ...
آآآآآه ه ه ه ه كوسه .... اووووووووووه ه ه ه كوسه .... جااااااااااا ن ن ن ن كوسه ...


...........................................

يه سري يه عربه داشته دوچرخه سواري ميكرده يه دختره داد ميزنه: منو تا سر خيابون ببر.
عربه قبول ميكنه دختره هم ميشينه رو ميله وسط دوچرخه و راه مي افتن.
دختره كه پياده ميشه ميگه: دلت بسوزه من شرت پام نبود!!
عربه هم ميگه: تو هم كونت بسوزه دوچرخه من ميله وسط نداشت!!

...........................................

يه سال پيش که بهم گفتي دوسم داري....احساس يه گربه رو داشتم که مي خواست بپيچه به دست و پات...

شيش ماه پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه کفترو داشتم که مي خواست پر بزنه تو آسمونا....

سه ماه پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه قورباغه رو داشتم که مي خواست با زبونش بقاپتت...

يه ماه پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه سگو داشتم که مي خواست واست دم تکون بده...

يه هفته پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه خرس قطبي رو داشتم که دلش مي خواست بره به خواب زمستوني...

دو روز پيش که بهم گفتي دوسم داري....احساس يه ادمو داشتم که دلش مي خواست بيشتر فکر کنه....

و امروز که بهم گفتي دوسم داري...احساسيه خرو دارم که حس مي کنه گوشاش دراز شده...
نمي دونم اگه فردا بهم بگي دوسم داري....راستي؟چه حسي بهم دست ميده؟؟؟


...........................................

-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::-
(جوک به زبان بریل برای نابینایان عزیز!)


...........................................

ترکه لباس شیک می پوشه میره تو خیابون یه دختره بهش میگه:بخورمت ترگه می گه:این گه خوری ها به تو نیومده!!!


...........................................

ترکه می شه رئیس صدا و سیما بعد از ۲ روز بر کنارش می کنن،رفیقاش می گن چرا بر کتارت کردن؟؟ میگه:هیچی،وسط اذان آکهی پخش کردم!!!

...........................................

یک ضرب المثل چینی می گوید: یک ایرانی اگر هواپیمایش سقوط نکند،از حوادث رانندگی جان سالم به در ببرد،آلودگی هوا زنده اش بگذارد و زلزله زیر آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالی خواهد مرد


...........................................

هموطن
در باغ شهادت هنوز باز است!!
(هواپيمايي جمهوري اسلامي)


...........................................

تركه به خانومه ميگه: خانوم زنده اي؟
خانومه ميگه: آره زنده ام.
تركه ميگه: آخ زون!!!


...........................................

یارو میره بادمجون میخره میاره خونه وقتی میخواد پوست بکنه میگه : کاش توش موز باشه
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:28  توسط افشین  | 

جوک

قزوینیه میره قم می بینه سر در شهر نوشتن با وضو وارد شوید،میره اول شهر خودش مینویسه با رکوع وارد شوید...


...........................................

ترکه تو خواب داشته playstation بازی میکرده،میبینه زنشو با تیر میزنه میکشه،یه دفعه از خواب بلند میشه میبینه زنش جلوشه،میگه وای یادم رفت saveاش کنم!!


...........................................

ترکه با احساس یکی بازی می کنه 3-0 می بازه


...........................................

ترکه میره 60 نفر رو می....میگن چرا این کارو کردی؟!
میگه آخه میگن واجبه اگه یه روز روزت رو بخوری 60 نفر رو سیر کنی!!


...........................................

میدونی فلسفه ی "چس" چیه؟!
تلاش مرموزانه ی گوز برای حفظ آبرو


...........................................

ترکه از کیوسک تلفن میاد بیرون بهش میگن سالمه؟!
میگه آره،فقط آفتابه نداره.


...........................................

یه روز یه رشتیه EX میزنه،میره خونه میبینه زنش تنهاس،میگه وای،عجب توهمی!!


...........................................

ترکه موز رو با پوست می خوره تا شب هی سر میخوره


...........................................

دستانت را دور کمرم بگذار و لبانت را روی لبهام و از شیرینی وجودم بنوش <از طرف نوشابه>


...........................................

بچه ترکه از باباش می پرسه:بابا گوزم روزه رو باطل میکنه؟!
باباش میگه:اگر ازش لذت ببری آره!!!!


...........................................

اگه 40 شب ساعت 9 شب آشغالاتو بذاری دم در،شب 41 ام احمدی نژاد میاد به خوابت


...........................................

 

یک روز یک پسر بچه با مادرش میره بیرون می بینه دو تا خر دارن هم رو می کنن
بچه می گه: مامان اینا چه کار می کنن ؟؟؟
مامانه می گه هیچی اینا دارن شوخی می کنن!!!
پسره می گه : شوخی شوخی دارن هم رو می زارن



...........................................

یک بچه با باباش می ره حموم از باباش می پرسه این چیه
می گه زشته نمی گم
دوباره می پرسه می گه بزرگ می شی می فهمی
بعد که خیلی اسرار می کنه می گه این اسمش دودوله
بعد پسره می گه: عجب اسم کیری ای داره

 


...........................................

یک بچه با باباش می ره حموم از باباش می پرسه این چیه
می گه زشته نمی گم
دوباره می پرسه می گه بزرگ می شی می فهمی
بار سوم می پرسه دوباره جواب نمی ده
پسره شاکی میشه می گه : به کیرم نگو


...........................................

 

تركه ميره جبهه تو خاك عراقيا لخت ميشه رو زمين دراز ميكشه بهش ميگن داري چيكار مي كني ميگه دارم به خاك دشمن تجاوز مي كنم


...........................................

دختر: مامان عشق چيه؟
مادر: هيچي مادر - اينو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !


...........................................

تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين

وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه


...........................................

سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین:

سال اول : ()()
سال دوم: ( o )
سال سوم: ( O )
سال چهارم: ( () )

شانس آورد فوق لیسانس نبود!!!


...........................................

يه يارو مسته هي ميرفته رستوران 2 تامشروب سفارش مي داده گارسون مشكوك ميشه ميگه چرا همش 2تا 2 تا سفارش ميدي ميگه يكي واسه خودم يكي واسه دوستم تو شهرستان بعد از مدتي ديگه همش يكي يكي سفارش مي داده گارسون دوباره مشكوك ميشه ازش مي پرسه واسه دوستتون اتفاقي افتاده كه يكي سفارش ميدين ميگه نه من خودم ترك كردم


...........................................

انجمن حمایت از نمازگذاران در قزوین , سجاده با آینه بغل می سازد!


...........................................

یه مگسه دستشو میندازه دور گردن دوست دخترش میگه : می دونی عزیزم از گه بیشتر می خوامت؟!!


...........................................

دو تا مگس با هم ازدواج میکنن . ماه عسل میرن WC


...........................................

زن رشتیه دیر میره خونه. شوهرش عصبانی میشه! و میگه؟ کجا بودی ؟ زنه میگه تو راه یه نفر بهم تجاوز کرد! شوهره میگه : خب تجاوز 10 دقیق!! بقیشو کجا بودی ؟!!!!!


...........................................

ترکه به زنش میگه : عجب داماد آمریکایی خوبی داریم . زنه میگه چطور؟ میگه من پشت در بودم شنیدم برا اینکه ما بیدار نشیم داشت دخترمونو ساکت میکرد و هی میگفت : ساک ایت! ساک ایت !!!!


...........................................

 

به تركه ميگن يه واحد كوچيك‌تر از مثقال نام ببر. ميگه چس مثقال!


...........................................

اخبار ديروز :
به يك زن رشتي كه در پارك مي‌دويد تجاوز شد
اخبار امروز :
صد زن رشتي در پارك مي‌دويدند !


...........................................

حضرت ابراهيم مي‌خواسته اسماعيل رو قربوني كنه كه يه دفعه اين آيه بهش نازل ميشه :
ابي جون تو در مقابل دوربين مخفي هستي !

...........................................

ميگن قزوينيا همشون خوش شانسن. آخه شانس جرات نمي‌كنه بهشون پشت كنه!


...........................................

تركه تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد!


...........................................

واسه لره دختر نشون مي‌كنن، با سنگ مي‌زندش!


...........................................

تركه جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره!


...........................................

تركه قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!


...........................................

تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد مي‌خوردش!


...........................................

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن


...........................................

تو برام مثل گل مي‌موني، فقط بايد يه چوب بكنم تو كونت تا بشي دسته گل!


...........................................

- جون ميده با تو بريم ماهي‌گيري!
- چطور؟
- آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره!


...........................................

به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!


...........................................

مرد مثل ويدئو مي‌مونه :
Play/Forward/Back/Forward/Back/Stop/Eject/Off


...........................................

عزراييل ميره سراغ تركه. تركه خودش رو ميزنه به مردن!


...........................................

به تركه ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!


...........................................

تركه رو مي‌برن زير سوال، له ميشه!


...........................................

شب چهارشنبه سوري مي‌بينن تركا بيشترين آسيب رو داشتن. يه آمار مي‌گيرن مي‌فهمن كه اونا آتيش رو بغل ديوار درست مي‌كردن بعد از روش مي‌پريدن!


...........................................

عربه ميره استخر. شورتش سوراخ بوده، غرق ميشه!


...........................................

از تركه مي‌پرسن آقا نظرت راجب به خدا چيه؟ ميگه خدا خوبه، مهربونه، بزرگه، خالق جهانه. ابوالفضل نگهدارش باشه!


...........................................

يه تركه بلال مي‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه !


...........................................

يه روز يه تركه ميره استخر، آهنگ تايتانيك ميزارن غرق ميشه !


...........................................

زن تركه حامله بوده و براي تشخيص جنسيت بچش ميره سونوگرافي. زنه با دكتره ميرن توي اتاق و بعد نيم‌ساعت دكتره مياد بيرون ميگه آقا مژده بچه شما دختره. تركه ميگه آخي، آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!


...........................................

يه تركه مي‌خواست بره تونس، نتونس (نتونست)!


...........................................

يه انگشتر ميره قزوين، النگو برمي‌گرده!


...........................................

يه تركه ميره در يخچال رو باز مي‌كنه مي‌بينه ژله توي يخچال داره مي‌لرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم!


...........................................

به تركه ميگن يه جمله بساز كه توش آب باشه. ميگه لوله!


...........................................

يه قزوينيه ميره آفريقا و يه بچه سياه پوست ورمي‌داره با خودش مياره. بهش ميگن اين رو واسه چي آوردي؟ ميگه اگه خدا قبول كنه واسه محرم و صفر آوردمش!


...........................................

يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره.


...........................................

يه تركه باباش مي‌ميره ميشه يتيم. مامانش مي‌ميره ميشه دو تيم. همه خانوادش مي‌ميرن ميشه تيم ملي!


...........................................

زن تركه پنج قلو زاييده بوده و هر كدوم از بچه‌هاش يه رنگي دراومده بودن! تركه ميره دكتر ببينه علتش چيه. دكتره ميگه زن شما به جاي قرص ضد حاملگي، اسمارتيز خورده!


...........................................

به تركه ميگن مي‌دوني اولين حيووني كه به مكه رفت چه حيووني بود؟ ميگه هاج زنبور عسل!

 


...........................................

يه روز يه تركه داشته با دوست دخترش توي خيابون راه ميرفته، يه دفعه يه گوز ميده! براي اينكه سه نشه، ميگه باز اين بچه‌ها برام SMS فرستادن!!


...........................................

يه روز تو كافي نت بودم كه تو بهم پي‌ام دادي
يه روز تو با من چت كردي، فرداش آي‌ديم رو هك كردي
بگو برات من چي بودم؟ يه friend مجازي؟
كهنه شدم رفتي حالا دنبال دوست تازه‌اي
رفتي و پي‌ام دادي از هك كردنم ملالي نيست
رفتي با يكي ديگه چت كردي هيچ خيالي نيست
يه روزم نوبت من ميشه بهت پي‌ام بدم
ببيني كه هكت كردم، تو ليستم اصلا add اي نيست


...........................................

تو اين زمونه سيستم گرونه
همه مي‌خوان كانكت بشن اما چگونه؟
رفته محبت، هك شده عادت، كجا gf كجا bf كجا يه همدم؟
گلي تو دنيا login نميشه
دنيا رو سرچش بكني پيدا نميشه


...........................................

يه يارو ديوونهه HIV داشته و با آمپول از خودش خون مي‌گرفته و ميزده به مردم. يه تركه بهش ميرسه ميگه بزن به من، بزن به من!. يارو فكش ميفته ميگه بابا اين خطرناكه‌ها HIV مي‌گيري‌ها. تركه ميگه بزن كاريت نباشه. وقتي يارو آمپوله رو بهش ميزنه، تركه ميگه هاهاها چي فكر كردي؟ من كاندوم داشتم!


...........................................

يه روز يه بنده خدا کاظم نامی توي مهموني يهو با صداي بلند مي‌گوزه. اينقدر خجالت مي‌كشه كه از خدا مي‌خواد بكشدش و مثل اصحاب كهف سيصد سال بعد زندش كنه! خدا هم همين كار رو مي‌كنه. وقتي طرف بعد سيصد سال زنده ميشه ميره بازار كه نون بگيره. وقتي پول رو به نونوا ميده، يارو بهش ميگه اين رو از كجا آوردي؟ ميگه چطور مگه؟ نونواهه ميگه آخه اين سكه مال عهد كاظم گوزويه، خيلي قيمتيه!


...........................................

تركه رستوران ميزنه، رو درش مي‌نويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است


...........................................

تركه تو قرعه‌كشي بانك ماكسيما برنده ميشه. روزي كه مي‌خواستن تحويلش بدن ميگه اينو آبي كنين من فردا ميام مي‌برمش. ميگن بابا اين نقره‌ايه، بهترين رنگه، آبيش كنيم؟ ميگه آره. من فقط آبي تحويل مي‌گيرم. خلاصه فرداش مياد و ماشين رو آبي شده تحويلش ميدن. ميگه به به. ببينيد .... حالا شد مثل نيسان!


...........................................

تركه ميشه رئيس فدراسيون شطرنج، دو تا قانون جديد ميذاره:
1ـ اسب نمي‌تونه فيل رو بزنه
2ـ خر هم بازي !!


...........................................

يه روز يه تركه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!


...........................................

روز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!


...........................................

تركه از آخونده مي‌پرسه با كفش هم ميشه نماز خوند؟ آخونده ميگه نه برادر، نميشه. تركه ميگه ولي من خوندم، ديدي دروغ گفتي؟!

...........................................

اصفهونيه اكس مي‌زنه. تو تاكسي پول دو نفر رو حساب مي‌كنه!


...........................................

تركه هزار تومني پيدا مي‌كنه، مي‌ندازه زمين ميگه بابا ما از اين شانسها نداريم!


...........................................

ترکه زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی میگه البرادعیه؟ یارو میگه آره. میگه دکتر البرادعیه؟ یارو میگه آره. ترکه میگه تو اگه دکتری پس چرا تو آژانس کار می کنی؟!


...........................................

نصيحت پسرا به دخترا :
به دو چيز دل نبندين :
به پرده بكارت كه به يه چيز راست بنده!
به مهريه كه به تخم چپ بنده!


...........................................

مادره ميره مدرسه پسرش. ناظم مدرسه بهش ميگه به بچتون بگين اگه درس نخونه مادرش رو مي‌گام! مادره ميگه آقاي ناظم اين بچه من حرف گوش نميده، شما زودتر كارتون رو بكنين!


...........................................

تركه ميره آنتاليا. بهش ميگن چطور بود؟ ميگه خوب بود. قديما لباس خانوما دو تيكه بود حالا سه تيكه شده. ميگن چطوري سه تيكه شده؟ ميگه لباسشون شده كلاه و عينك و دمپايي!

...........................................

رهبر ميره قزوين. مردم شعار ميدن دسته گل محمدي تو مدتي كه نيومدي چه قمبلي به هم زدي!


...........................................

به يه تركه ميگن با سي‌دي جمله بساز. ميگه خواهرت رو گاييدم! ميگن پس سي‌ديش كو؟ ميگه سي‌ديش فردا درمياد!


...........................................

سالروز ولادت يگانه منجي عالم مستي. اختر تابناك عيشونوش. عشقو هال. زكريايي رازي بر تمام الكلي هاي بالاي 55% (الکل گندمی!) مبارك باد


...........................................

بعد از آزمایش یه داروی جدید روی یه سری دیوونه وقت اون میرسه که اونا رو آزمایش کنن ببیند خوب شدن یا نه!
واسه همین همه رو میندازن تو یه اتاق و یه آهنگ عزا همراه با سینه زنی میزارن!
میبینن همه پاشدن دارن دست میزنن و میرقصن بجز یه نفر!!!
همه رو بر میگردونن تیمارستان بجز اون یکی..
دکتر ازش میپرسه تو چرا نمیرقصیدی؟
دیوونهه میگه: زشته جلو مهمونا عروس پاشه برقصه!!!!


...........................................

یه مسافر تو اردبیل جلو یه نفر رو میگیره و میگه: من تو این شهر غریبم. مریض شدم رفتم دکتر و اونم بهم آمپول داده. میشه لطف کنید به من بگید کجا باید آمپول بزنم؟
ترکه میکشه پایین کونشو نشون میده میگه: اینجا رو!


...........................................

يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم


...........................................

از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟


...........................................

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم! (تلفن همراه!)


...........................................

يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه شنيدم تركا به خر مي گن داداش . تركه مي گه آره داداش


...........................................

به تركه ميگن خر بهتره يا گاو ميگه : گاو. ميگن چرا ؟ ميگه :آخه آدم خوب نيست از خودش تعريف كنه


...........................................

تکراری ولی باحال:
4 تا دختر مسيحي به كليسا ميرن تا اعتراف كنن, كشيش از اولی مي پرسه چيكار كردي دخترم؟
- من دول پسري رو با دست راست گرفتم.
كشيش ميگه برو دست راستت رو بگذار توي آب مقدس, پاك ميشه.
دختر دومي مياد و ميگه دول دوس پسرش رو با هر دو دستش گرفته و كشيش ميگه برو هر دو دستت رو بگذار توي آب مقدس تا گناهات پاك بشه. دختر سوم و چهارم که شاهد ماجرا بودن شب قبل تو یه سکس گروهی شرکت داشتن! واسه همین قبل از اینکه سومی بخواد بره تو جای اعتراف دختر چهارم دم در بهش ميگه:
ميشه لطفا" كونت رو توي اون آب نزني من بعد از تو بايد اون آب رو قرقره كنم!!!


...........................................

خانم زيبايی ميره به داروخانه، روی ترازو ميايسته و سکه‌ای به درونش ميندازه. بعد با چشمان گردشده جيغ کوتاهی ميزنه، از ترازو مياد پايين و پالتوش رو درمياره. دوباره ميره روی ترازو، يه سکه ميزندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، کفشهاش رو درمياره. دوباره ميره روی ترازو، يه سکه ميندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، پولوورش رو درمياره. ميروه روی ترازو، يه سکه ميندازه، جيغ ميزنه. مياد پايين، ميبينه سکه‌هاش تموم شدن. وقتی ميخواد پول خرد کنه داروساز لبخندی ميزنه و ميگه: نه خانم، از اينجا به بعدش مجانيه!


...........................................

به رشتيه ميگن آقا تو كه ازدواج كردي در مورد اين زنت تحقيق هم كردي ، ميگه معلومه كه تحقيق كردم ، به هركي داده راضي بوده


...........................................

 

فرق بچه اول و آخر:
بچه اول حاصل عشقه و بچه آخر حاصل کاندوم سوراخ


...........................................

فرق بین سرباز با زن
سرباز وقتی تسلیم میشه دستاشو میبره بالا ولی زن پاهاشو


...........................................

ترکه داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!!!!!


...........................................

تو صف نونوايي قزوين يه نفر را برق مي گيره 10 نفر مي ميرن


...........................................

يك روز ادمخواره ميره تبريز از گشنگي ميميره


...........................................

يه روز تركه از پسرش مي پرسه كزا بودي .ميگه كزا بودم.ميگه گلط كردي كزا بودي.


...........................................

پرستاره سينش بيرون بوده،سرپرستار بهش تذكر ميده. پرستاره ميگه:همش تقصير دكتراي بخش كه هرچيو برميدارن درست سر جاش نمي زارن (;


...........................................

يك روز يك زن ميره پيش دكتر ميگه آقاي دكتر من از دست اين سينه هاي بزرگ خسته شدم بعضي وقتا ميخوام بندازم جلوي گربه دكتره فوری ميگه ميو ميو


...........................................

زني به شوهرش گفت بيا اين در را درست كن يا اين لوله آب را تعمير كن يا اين لامپ برق رو عوض كن .
مرد: مگه من نجارم يا لوله كشم و يا برقكشم ...
پس از چند روز مرد بخانه مياد و ميبينه كه همه چيز درست شده!
از زنش ميپرسد كي اينا را درست كرد؟
زن: پسر همسايه! در مقابل از من خواست يا براي اون آواز بخونم و يا يك ساعت با اون بخوابم!
مرد: حتما تو هم براش آواز خوندي؟
زن:مگر من خواننده ام........؟


...........................................

يه روز تركه تو تلفن عمومي بوده شماره ميگيره ميگه الو ببخشيد اونجا 2222222 هستش لطفا زنگ بزنين اتش نشاني دستم تو شماره 2 گير كرده


...........................................

يه روز يه تركه داشته مي رفته مي بينه يه روباه مرده افتاده زمين پيش خودش مي گه خدارو شكر كه مرده وگرنه گولم مي زد !!!


...........................................

سه تا تركه مي رن امتحان آيين نامه رانندگي به اولي مي گه يه چهار راهه يه نيسان يه آمبولانس يه ماشين آتش نشاني بگو به ترتيب كدوم اول مي ره؟
اولی میگه ليسان آمبولانس اتش نشاني! اولي رد ميشه!
دومي هم همين را ميگه و رد میشه
سومي ميگه آمبولانس ماشين آتش نشاني مرده مي گه آفرين ولي پس نيسان كو؟
تركه ميگه ليسان که رفت !!!

 


...........................................

زندگي زنا شويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل ...


...........................................

سر در خونه نيكي كريمي نوشته بوده صد بار بدي كردي و ديدي ثمرش را نيكي چه بدي داشت كه يك بار نكردي؟
(دم استخر خونشونم نوشته بودن: تو نیکی می کن و در دجله انداز ....)

...........................................

يه روزي به يك تركه ميگن تا حالا تو خیابون چپ كردي ميگه نه ......ولي يه بار توي خيابان راست كردم آبروم رفت

 


...........................................

مامان جون اون ميمون را ببين چقدر شبيه دايي مسعوده - اين چه حرفيه که مي زني ؟ به گوشش مي رسه و دلخور مي شه. - ولي مامان جون من که يواش گفتم . ميمونه نشنيد!!!!


...........................................

مردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام. رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ مرد گفت : آخه نمي خواستي تعطيلاتم را خراب کنم !!!


...........................................

زن ترکه از شوهرش مي پرسه: اگه من مردم تو چکار مي کني؟ ترکه با حالت رومانتيکي مي گه : هيچي ديوونه مي شم. زن ترکه مي گه : نه بابا مطمئنم که يه زن ديگه ميگيري. ترکه مي گه : نه بابا ديگه اينقدر ديوونه نمي شم!!!


...........................................

در زايشگاه پدر بچه به خانم پرستار گفت : به نظرم اين بچه خيلي شبيه من است. پرستار گفت : اشکالي نداره بچه ها همه شون اولش خيلي زشت و بد ترکيب هستند


...........................................

روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.


...........................................

يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي موقري از پشت تلفن گوشی رو برمي داره وميگه: آلو بفرمايين...ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشی رو قطع مي کنه!!!


...........................................

در هلند نمايشگاه گلي برپا شده بود و اصفهاني يه به نمايندگي از ايران در اين نمايشگاه شرکت کرده بود . مدتي که اصفهاني يه توي غرفه نشسته بودحوصله اش سرمي ره و براي سرکشي به غرفه هاي ديگه از غرفه خارج مي شه و مي ره سراغ غرفه ي هلند و از هلندي يه مي پرسه : ببخشين عمو شوما چه گلي رو پرورش مي دين؟هلندي يه با افتخار مي گه : در کشور هلند ،ما گل لاله پرورش مي ديم.اصفهاني يه با خنده مي گه : اين که چيزي نيست. ما تو ي اصفهون بچه هامون کونشونو با اين گل شوما پاک مي کنن... و از غرفه ي هلندي يه مي ره.هلندي يه مي ره سراغ غرفه انگليس و جريانو براش تعريف مي کنه. انگليسي يه مي گه : بگذار بياد خودم حسابشو مي رسم. اصفهاني يه سراغ غرفه انگليُسي يه مي آد و سوالش را تکرار مي کنه. انگليسي يه مي گه : ما در کشورمان گل رز پرورش مي ديم و 700 گونه رز داريم و... اصفهاني شيطون دو باره مي گه : اولا که گل رز بومي اصفهونه و ثانيا اين که چيزي نيست توي اصفهون ،بچه هاي ما کونشونو با گل رز پاک مي کنن. و از غرفه انگليسي ميره. آن دو تصميم مي گيرن که برن سراغ اصفهاني يه وهمين جوابو به خود اصفهاني يه تحويل بدن. با زيرکي و موذيانه خودشونو به غرفه ي اصفهاني يه مي رسونن و ازش مي پرسن : ببخشين توي شهر شما چه گلي پرورش مي شه؟ اصفهاني يه با خنده مي گه : توي شهر ما اصفهون کاکتوس پرورش ميشه ...حالا اگه ميتونين ، بيايين کونتونو باهاش پاک کنين!!!


...........................................

یه بار ترکها تبریز رو گلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردند فهمیدند که گلها رو با گلدان پرتاب کردند.


...........................................

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه اخر نوار ببینه شام می دهند یا نه


...........................................

ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه


...........................................

ترکه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از ترکه نميشه. نصفه شب ترکه خاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ ترکه مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!


...........................................

يروز يك رشتيه جلوي در خونشون وايساده بود يك نفر با تفنگ مياد ميگه زود باش بگو خواهرت كجاست رشتیه هول ميكنه ميگه اون بالا يارو ميره بالا بد از نيم ساعت ديگه با خنده مياد به رشتیه ميكه خاك تو سرت تفنگم الكي بود گولت زده بودم رشتیه ميگه منم گولت زدم اوني كه اون بالا بود خواهرم نبود مادرم بود


...........................................

غضنفر برا خريد عروسي ميره كفش فروشي، به كفاشه ميگه يه كفش عالي ميخوام. كفاشه ميگه: يه كفش بهت ميدم تو كل ايران لنگه نداره! غضنفر داد ميكشه: آخه مرد حسابي با يه لنگه كفش كه جلو مهمونا آبروم ميره


...........................................

زن رشتي با عچله به مطب دکتر زنان بر مي گرده و مي گه: ببخشين من شورتم رو اينجا جانگذاشتم؟ منشی مي گه: نه. زنه مي گه :" پس حتما توي دندون پزشکي جا گذاشتم!!!


...........................................

يه بار يه لره ميره توي بيابان وپتو ميندازه روي خودش و ميخوابه بعد يه نفر ميزنه بهش ميگه ببخشيد شما لريد لره ميگه واي از زير پتو هم ميفهمن آدم لره


...........................................

مردي براي اطلاع از وضع درسی پسرش به مدرسه رفت. مدير گفت: آقا شما نيم ساعت دير تشريف آورديد. چون نيم ساعت پيش پسرتان براي تشييع جنازه شما اجازه گرفت و رفت!!!


...........................................

يه روزيه لري به تهران ميرهّْ وبعد از گشت و گذار در خيابان هايه بچه اي جلوشو مي گيره مي گه:ببخشيد آقا بي ادبي شما لريد؟ لره گفت:آره از كجا فهميدي. پسر بچهه گفت:ازينكه كتتون داخل شلوارتونه.


...........................................

رشتیه می ره قم سوهان فروشی می زنه اسمش رو می زاره سوهان حاج حسین و پدران


...........................................

یک رشتی از سر کار میاد خونه میبینه زنش با یه مرد غریبه تو حمومه. خونش حسابی جوش مییاد میره ابگرم کن را خاموش میکنه


...........................................

به يه تركه يه ليوان اب ميدن بهش میگن این مشروب ترکه شروع به عربده کشیدن میکنه و میرقصه . بهش میگن گولت زدیم این مشروب نبود .میگه دیر گفتین دیگه منو گرفته


...........................................

بچه رشتي گنجشك مرده مي بينه مي گه بابا جان بابا جان گنجشك مرده چرا پاهاش بالايه باباش مي گه پسرم گنجشك كه مي ميره فرشته ها مي ان ببرنش به اسمان به بهشت . فردائي پسره زنگ مي زنه مي گه بابا جان باباجان مامان افتاده مرده پاهاش بالايه عباس اقا هم افتاده روش نمي ذاره مامانو ببرن بهشت .


...........................................

شب جمعه هزار پاي نر و ماده مشغول بودند که پس از گذشت يک ساعت هزار پاي نر به هزار پاي ماده گفت: خسته شدم بابا.خودت بگو که لاي کدوم پاته؟


...........................................

فرزندي مادر خود را در سبدي گذاشته بود و براي هواخوري مي برد. در راه به پيامبر زمان بر خورد کردند و پيامبر از روي مزاح به پسر فرمود: مادرت را شوهر بده.پسر گفت: با اين سن و سال و پيري ديگه شوهر کردنش چه گذشته است؟پيرزن عصباني شد و گفت: تو بهتر مي داني يا پيامبر خدا؟


...........................................

به يه تركه مي گن تا حالا به باد فنا رفتي؟ مي كه نه ولي يه قرار بزار آخر هفته با خانوم بچه ها بريم!!!

 


...........................................

تو دست عربه خار ميره درش مياره ميينه خون مياد دوباره ميزاره سره جاش .


...........................................

شاه و ملکه اي از راهي عبور ميکردن . در همين موقع ترکه انگشتي به شاه مي رسونه. شاه بر آَشفته مي شه و مي گه: پدر سوخته با شاه هم بله؟!!!ترکه ميگه: ببخشين قربان .ميخواستم ملکه رو انگشت کنم، اشتباهي دستم به شما خورد!!!


...........................................

رشتي يه ميره کنکره فيزيک و مي گه: من سرعتي مافوق نور کشف کردم . بهش مي گن : بابا اين که امکان نداره! رشتي يه ميگه : فرض کنين همشيره بنده در آن طرف کره ي زمين با يه نره خري همبستر بشه. در همين لحظه من از اين ور کره ي زمين (خوار کسه) شدم ديگه!!!


...........................................

تركه ميره شورت بخره فروشنده شورت مردانه نداشته و شورت زنانه به تركه ميده تركه ميكه اين شورت زنانه است فروشنده ميگه فرقي نميكنه و تركه ميگه ميخواهي فرقشو بكنم تو چشمت.


...........................................

از تركه مي پرسن شيشه چطوري ساخته ميشه ميگه:پشم شيشه ميارن واجبي بهش ميزنن


...........................................

در تبريز به مناسبت ميلاد حضرت علي هر كس اسمش ميلاد بوده بهش جايزه ميدن!!!!!!


...........................................

میدونید به زنی که حامله نمیشه چی میگن؟ water proof


...........................................

يه روز يه بچه به مادرش ميگه مامان توي مهدكودك بچه ها خيلي حرفاي بد ميزنن. مادرش ميگه پسرم تو يه وقت اين حرفارو تكرار نكنيها. بچه ميگه من به كس ننم ميخندم كه تكرار كنم.


...........................................

معلم از دانش جويان رشته زيست شناسی پرسيد: آگر خون (گودرز) را با خون (نازيلا) که هر دو از دو گروه خوني هستند، مخلوط کنيم چه خوني به دست مي آيد؟ يکي از دانش آموزان گفت: گودزيلا!!!

...........................................

به تر كه ميگن با "آيس كريم" (ice cream) جمله بساز

ميگه : همسايمون يه زنه است. آي سيكيم ... آي سيكيم... عجب چيزيه!!!


...........................................

به ترکه میگن بین تیمهای فوتبال خارجی بیشتر طرفداری چه تیمی هستی . میگه قربون جدش برم آ سید میلان


...........................................

تركه بابا ننه اش رو ميكشه..تو دادگا ه قاضي يه ميپرسه چرا بابا ننت رو كشتي..؟.تركه ميگه تازه به روابط كثيف شون پي بردم.


...........................................

خروسه کیرشو گرفته بود زیر شیر آب سرد
بهش میگن چته؟
میگه همه جور مرغی کرده بودم غیر از مرغ کنتاکی


...........................................

ترکه شب خواب میبینه 7 - 8 نفر ریختن سرش نامردی زدنش.
فردا شب میره بچه محلاشو جمع میکنه با هم میخوابن


...........................................

مي دونين اگه يه ايراني با يه ژاپني ازدواج كنه بچش چه شكلي ميشه
.....
.....









....
جواب:
چشمش تنگ ميشه كونش گشاد


...........................................

یه قزوینی توی تهران بوده کون گیرش نمی یاد میره کس می کنه


...........................................

به یارو می گن مشتی آخرش دخترت رو به کی دادی؟
می گه غریبه نیست ، دامادمونه!!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:26  توسط افشین  | 

جوک

                                  

من میگه عاشقی سخته --- تو میگی سختیش رو تخته!
من میگم پاهاتو وا کن --- تو میگی تا دسته جا کن
من میگم واسم عزیزی --- تو میگی اون تو نریزی!!!
شعر از مریم پرپرزاده!


 

...........................................


 

 

از تركه ميپرسن چطور شد ترك شدي؟ ميگه: ايلده اول دنيا خدا ازم پرسيد: دوست داري ترك خر باشي يا فارس زنقحبه؟! منم گفتم: همون ترك خر بهتره!


 

...........................................


 

یه دستگا هی بوده که % خریت رو نشون میداده بدن یه عربه میره دستشو میزاره میگه 20% خر 20% خر بعد یه ترکه میره دستشو میزاره میگه 100% خر 100% خر بعد یه لره میره دستشو میزاره میگه صد رحمت به خر صد رحمت به خر!


 

...........................................


 

يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام با دار شيد تهرانيه ميگه با گيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بارون کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنيد!


 

...........................................


 

به ترکه ميگن ۴ تا تيم اروپايی نام ببر
ميگه: اينترنال اونترنال ترمينال شرق ترمينال غرب!


 

...........................................


 

يه روز تركه ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. قهوه خونه چيه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟
تركه ميگه : راست میگی واللا قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره!


 

...........................................


 

يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم!


 

...........................................


 

يه دکتره از مريضش میپرسه: اين همه قاشق تو شکم تو چيکار ميکنه؟!!
ميگه: خودتون گفتين روزی يه قاشق بخور!


 

...........................................


 

ترکه میره نماز جمعه ، جو میگیرش ، موج مکزیکی میاد!


 

...........................................


 

پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش
بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!


 

...........................................


 

آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه!


 

...........................................


 

یه صندلی بوده که هرکس روش میشسته و دروغ میگفته بادکنک بالای سرش میترکیده اصفهانیه میشینه میگه مافکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم بادکنک میترکه رشتیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که آدمای با غیرتی هستیم بادکنک میترکه ترکه میشینه میگه ما فکر میکنیم... بادکنک میترکه!!!!


 

...........................................


 

پليس جلو يه تركه رو مي گيره ميگه كارت ماشين،گواهي نامه، بيمه.تركه مي گه چه كار كنم جمله بسازم!


 

...........................................


 

سیاهه با سفیده ازدواج میکنه ، بچشون شطرنجی میشه!


 

...........................................


 

خبرنگار از يه آباداني ميپرسه ، جمعيت آبادان چقدر هست؟ آباداني در جواب ميپرسه با حومه يا بدون حومه؟ خبرنگار ميگه با حومه
آباداني ميگه با حومه ميشه هفتاد ميليون!


 

...........................................


 

تركه ميره چلو کبابی گارسون مياد ميگه: چی ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل
تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ!


 

...........................................


 

به ترکه میگن شما ترکی؟ میگه نه به خدا بیا بگرد!


 

...........................................


 

ترکه به خره میخوره جرقه میزنن !


 

...........................................


 

به ترکه میگن یک تصویر غمناک بکش
ترکه یک نون بربری سوخته میکشه !


 

...........................................


 

معلم : الفبای فارسی رو بگو
شاگرد : الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شیش ..هفت...
معلم : انگلیسی اش رو بگو
شاگرد : ای...بی...سی...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد...
معلم : یونانیش رو بگو
شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شیشتا...هفتا....
معلم : نخواستم اصلاً ، یه شعر بگو
شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شیش هفت .......


 

...........................................


 

يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... فهميدم اين همونيه كه امروز تو آرايشگاه ديدمش !


...........................................


 

ده تا ترک ده سال پیش قایم بوشک بازی میکردند
هنوز 3 تاشون پیدا نشدند!


...........................................


 

یه ترکه میره کلیسا به کشیش میگه من میخوام از مسلمان بودن دست بکشم بعد بشم مسیحی کشیش میگه این که کاری نداره من برق هارو خاموش میکنم هر چی گفتم تکرار کن همه رو بهش میگه و تمام میشه همین که لامپ رو روشن میکنه ترکه میگه: الهم صلی علی محمد وال محمد!


 

...........................................


 

كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه !


...........................................


 

مادر عروس از خواستگار پرسيد : تا به حال ازدواج کردی؟
خواستگار : نه
مادر عروس : از کجا باور کنم؟
خواستگار : به جان بچه هایم راست میگویم!


...........................................


 

آبادانيه ميگه : ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد دیگه ؟ آبادانيه ميگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!


 

...........................................


 

به تركه ميگن: ساعت چنده. بلد نبوده ميگه: بدو بدو ديرت شده!


 

...........................................


 

یه ترکه میره مسابقه ی قرآن خوانی
سوره ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!


...........................................


 

تركه با يك زن اسرائيلي عروسي ميكنه شب اول نميره رو تشك!


 

...........................................


 

یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!


 

...........................................


 

اولی: چرا تو همش روزهای آفتابی چتر همراه خودت می آوری ؟
دومی : آخه روزهای بارانی بابام چتر را با خودش می بره!


 

...........................................


 

يه مار افعی روسري ميزاره ميگه من كبرام!


 

...........................................


 

از غضنفر مي پرسن؟ بلندترين برج تهرون کدومه؟
مي گه: آزادي يه ديگه، معلومه که !!! دو باره
مي پرسن؟ پس برج ميلاد چي؟ جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين، اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره !


 

...........................................


 

به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم!


...........................................


 

روزي يك آباداني با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟
- نه والله من سالم نيستم, جاسم ام!


...........................................


 

ترکه ماشينش تو برف گير ميکنه. زنجير چرخ نداشته سينه ميزنه !


 

...........................................


 

يه روز يه تركه رو ميگيرند ميبرند کلانتري .
تركه ميگه منو واسه چي گرفتيد ؟
جناب سروان ميگه :
واسه عرق خوري .
تركه ميگه :
پس چرا نمياريد بخوريم !


 

...........................................


 

يك روز يك تركه داشته تو مجلس ختم خرما تعارف ميكرده ، يه يارو 7-8 تا خرما برمي‌داره ، تركه عصباني ميشه ميگه آقا يك نفر مرده نه يك اتوبوس!


 

...........................................


 

به غضنفر میگن میدونی چرا زنبورها گل میخورن ؟
میگه خوب معلومه ، لابد دروازه بانشون خوب نیست!


 

...........................................


 

تركه آشغال رفته بوده توی چشمش ، بعد وایساده بوده جلوی آیینه هی فوت میکرده ، دوستش میاد بهش میگه بابا همین کارها رو میکنید بهمون میگم ترک ها خرن دیگه ، آخه آی کیو ، اونی که توی آیینست باید فوت کنه !


 

...........................................


 

ترکه سوار تاکسی بوده موقعی که ميخواسته پياده بشه راننده بهش ميگه: آقا ازون در پياده شو اين ور زن و بچه نشسته.
ترکه ميگه نه و هی زنه رو هل ميده که پياده شه.
راننده شاکی ميشه ميگه: آقا ازون طرف پياده شو.
ترکه ميگه: ايلده کفشامو موقع سوار شدن اونور در آوردم !


 

...........................................


 

یه روزی یه نفر از یه ترکه میپرسه :آقا این خیابون کجا میره؟
ترکه میگه : والا من چهل ساله تو این خیاون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره!


...........................................


 

به کرده میگن برا چی زنتو با چاقو کشتی میگه اخه وضع مالیم خوب نبود تفنگ بخرم!


 

...........................................


 

ترکه میخواسته آب بخوره ، آب نبوده تیمم می کنه!


 

...........................................


 

تركه مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه!


 

...........................................


 

يه روز سه تا آباداني داشتن بره هم خالي مي‌بستن
بعد اوليه ميگه من حضرت عيسي هستم و ميتونم مرده رو زنده كنم!
دوميه ميگه من حضرت موسي هستم و ميتونم عصامو تبديل به يه مار كنم!
هي صبر مي كنن مي‌بينن سوميه هيچي نميگه هيچ خالي نميبنده!
بعد ازش مي پرسن تو چرا حرف نمي‌زني؟
ميگه : تا حالا ديدي خدا حرف بزنه !


 

...........................................


 

به تركه ميگن :ميدوني به نفت ميگن طلاي سياه؟

تركه فرداش يه 20 ليتري ميندازه گردنش!


 

...........................................


 

يه ترکه نوشابه گازدار مي‌خوره گازشو مي‌گيره ميره شمال!


 

...........................................


 

يه روز يه ترکه تو هواپيما تفنگو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميری بندرعباس

خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

ترکه:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی!


 

...........................................


 

ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه ... ميگه از فردا فيل حق نداره اسبو بزنه ... بجای وزير هم مهره ی خرو ميذاريد !


...........................................


 

تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره که به مرز خود كفایی ( خود کف آیی ) برسه!


 

...........................................


 

1روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد!


...........................................


 

تركه زن سبزه ميگيره گره اش ميزنه!
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:25  توسط افشین  | 

جوک

به قزوينيه ميگن: يك آهنگ بخون كه باهاش خيلي حال ميكني. قزوينيه ميزنه زير آواز: كبوتر بچه كرده، كاش بودي و ميديدي


...........................................

ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!


...........................................

رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم! زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!


...........................................

تركه خانوم بلند ميكنه، ميبره مهديه، شروع ميكنه به كار خير!! سر سيم ثانيه مامورا ميريزن، خرشو ميگيرن، ميگن: مرتيكه بي ‌همه چيز! اين چه گهيه كه داري اينجا ميخوري؟! تركه شاكي ميشه، ميگه: ايلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزيون نميگيد: مكان، مهديه تهران؟!


...........................................

تركه دو تا زن داشته. يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتما ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصه ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصه ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه كيرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!


...........................................

يارو ازون تيمسار كس‌خلاي تير بوده، يك روز كله سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چه‌چه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكي‌تر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!


...........................................

از رشتيه ميپرسن: چه روزايي با زنت حال مي‌كني؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!


...........................................

تو قزوين داشتن درمورد انتخابات مجلس گزارش تهيه ميكردن، يارو گزارشگره از يك پير مرد بازاري ميپرسه: به نظر شما با صلاحيت‌ترين كانديد اين دوره كيه؟ حاج آقا ميگه: بالام جان اين روزا هر الف بچه‌اي مدعيه كه كان ديده، ولي الله وكيلي هيشكي تو كل قزوين قدر اين حسين آقا آمپول زن كان نديده!


...........................................

عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت نكن! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بگذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد!


...........................................

رشتيه مياد خونه، ميبينه يك مردك لندهور لخت مادرزاد تو اتاق خواب نشسته! خلاصه خيلي غيرتي ميشه، ميگه: مردك الندگ! تو خونه من چه غلطي ميكني؟! مرده ميگه: والله آقا من داشتم با اين خانم همسايه بالايي حال ميكردم، كه يهو شوهرش اومد، منم به شما پناهنده شدم. رشتيه دلش ميسوزه، ميگه: اشكال نداره، والله منم دل خوشي ازين طبقه بالايي ندارم. خلاصه كلي مرام ميگذاره و يك دست لباس و يك مقدار پول تاكسي ميده به مرده و با سلام وصلوات راهيش ميكنه. يكي دو هفته بعد، رشتيه داشته تو حياط خونش قدم ميزده، يهو دو دستي ميكوبه تو سرش، ميگه: اي بر پدر آدم دروغگو لعنت! منزل ما كه فقط يك طبقه‌ست!


...........................................

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزنه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!


...........................................

تهرونيه و اصفهانيه و قزوينيه ميميرن، اون دنيا ميرن كارنامه اعمالشون رو ميگيرن، ميبينن بدجوري افتضاحه و اگه اين ريختي پيش بره هر سه تايي از قعر دوزخ سر در ميارن! خلاصه ميرن پيش جبرئيل و كلي خايه مالي ميكنند كه بابا يك فرصت ديگه به ما بدين بلكه جبران كنيم و آخر مخ جبرئيل رو ميزنن و راضيش ميكنن كه يك فرصت ديگه بهشون بده، منتها با يك شرط و اون اينكه اگه اينبار يك دفعه تهرونيه خانوم بازي كنه، اصفهانيه دنبال پول باشه يا قزوينيه قزويني بازي در بياره، درجا سنگ ميشه و صاف از ته جهنم سر در مياره! خلاصه سه تايي برميگردن رو زمين و خوشحال و خندان داشتن ميرفتن كه يهو چشم تهرونيه ميخوره به يك كس‌ اساسي و هرچي ميخواد جلوي خودشو بگيره نميشه و آخر ميره يك تيكه بهش ميندازه.. تيكه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوينيه و اصفهانيه خوب حساب كار دستشون مياد، يك نگاه به هم ميكنند و راه ميافتند. يخورده جلوتر اصفهانيه يك 100 تومني رو زمين ميبينه، هي با خودش چك و چونه ميزنه، آخر ميبينه راه نداره... خم ميشه ورش داره، يهو قزوينيه ميگه: آي بالام‌جان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردي و هم منو!


...........................................

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!


...........................................

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب